این عادت غذایی شبانه ممکن است با افسردگی ارتباط داشته باشد؟
رکنا: خوردن پراکنده تا نیمه شب یا منتقل کردن بیشتر غذا به ساعات پایانی روز، عادت هایی قابل بررسی هستند. ارتباط آنها با حال روانی ممکن است دوطرفه باشد. نه هر خوردن شبانه نشانه افسردگی است و نه همه افراد برای تغییر آن به یک راه حل نیاز دارند.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، شب که خانه آرام می شود، در یخچال باز می شود؛ نه همیشه به دلیل گرسنگی، گاهی برای فرار از فکرها، رفع خستگی یا همراهی با تماشای صفحه نمایش. چند لقمه به چند ساعت خوردن تبدیل می شود و صبح، فرد با احساس سنگینی یا سرزنش از خواب بیدار می شود. اما پیش از نام گذاشتن روی این عادت، باید دید روز چگونه گذشته است. آیا غذا کافی بوده؟ آیا استرس زیاد بوده؟ آیا خوردن واقعا از کنترل خارج شده است؟ پاسخ ها کمک می کنند رفتار به جای قضاوت، در زمینه زندگی فهمیده شود.
همه خوردن های شبانه یکسان نیستند
میان وعده ای کوچک برای رفع گرسنگی، با خوردن طولانی و بی توجه تفاوت دارد. غذا خوردن در شیفت شب هم وضعیت دیگری است. همچنین بیدار شدن از خواب برای خوردن، نیاز به بررسی جداگانه دارد. استفاده از یک نام برای همه این رفتارها، تفاوت نیازها را پنهان می کند. برای شروع، بهتر است شکل رفتار دقیق توصیف شود: چه وقت، چه مقدار، با چه احساسی و چند بار در هفته رخ می دهد؟
گاهی علت بسیار عملی است. ناهار حذف شده، شام کافی نبوده یا فرد پس از کار طولانی تازه به غذا دسترسی پیدا کرده است. در این شرایط، توصیه به توقف خوردن شبانه بدون جبران نیاز روزانه، پاسخ ناقص است. گاهی هم غذا راهی برای آرام کردن نگرانی شده است. در این حالت، بررسی فشار روانی اهمیت دارد و فقط تغییر محتویات یخچال ممکن است مسئله را حل نکند.
ارتباط دوطرفه را در نظر بگیریم
حال روانی می تواند با تغییر خواب، اشتها و انگیزه آماده کردن غذا همراه باشد. در مقابل، الگوی نامنظم غذا و استراحت نیز موضوع پژوهش درباره سلامت است. وقتی این دو هم زمان دیده می شوند، جهت رابطه از یک مشاهده معلوم نمی شود. بنابراین نباید فردی را به دلیل خوردن در شب افسرده دانست یا به او گفت با قطع این عادت، همه نشانه ها برطرف خواهند شد.
موسسه ملی سلامت روان آمریکا تغییر اشتها و خواب را در میان نشانه های احتمالی افسردگی معرفی می کند. این نشانه ها باید در کنار وضعیت کلی فرد بررسی شوند. اگر خوردن شبانه همراه بی علاقگی مداوم، ناامیدی یا افت عملکرد است، توجه حرفه ای اهمیت بیشتری پیدا می کند. اما یک رفتار غذایی به تنهایی برای تشخیص کافی نیست و ممکن است توضیح دیگری داشته باشد.
صفحه نمایش چگونه وارد عادت می شود؟
وقتی خوردن با تماشای طولانی همراه می شود، ممکن است کمتر به مقدار و احساس گرسنگی توجه کنیم. برای دیدن الگوی خود، می توان غذا را در سهم مشخصی آماده کرد و چند دقیقه بدون صفحه نمایش خورد. این یک پیشنهاد عملی برای افزایش توجه است، نه درمان افسردگی. اگر فرد متوجه شد مشکل همچنان ادامه دارد، لازم است علت های دیگر نیز بررسی شوند؛ از کمبود غذا در روز تا فشار هیجانی.
همچنین کنار گذاشتن تلفن همیشه آسان نیست. برای بعضی افراد، شب تنها فرصت تفریح است. می توان تغییر را کوچک کرد؛ مثلا خوردن وعده اصلی را از تماشای طولانی جدا کرد، بدون اینکه تمام زمان استراحت حذف شود. برنامه ای که فقط ممنوعیت بسازد، ممکن است قابل ادامه نباشد. شناخت نیاز به استراحت و انتخاب شیوه های دیگر، بخش مهمی از اصلاح عادت است.
اگر احساس از دست دادن کنترل دارید
خوردن همراه احساس ناتوانی در توقف، ناراحتی شدید یا رفتارهای جبرانی، نیاز به توجه بیشتری دارد. این وضعیت را نباید صرفا با عنوان بی ارادگی توضیح داد. متخصص می تواند شکل رفتار و نیاز به درمان را بررسی کند. تلاش برای کنترل آن با گرسنگی طولانی روزانه ممکن است مسئله را پیچیده تر کند. بهتر است به جای ساختن قواعد تنبیهی، از ارزیابی و حمایت استفاده شود.
به همین دلیل، دفتر یادداشت غذا هم باید با احتیاط به کار رود. برای برخی افراد، ثبت کوتاه زمان و احساس مفید است؛ برای برخی دیگر، شمارش و کنترل افراطی غذا اضطراب ایجاد می کند. ابزار مناسب، ابزاری است که شناخت بیشتری بدهد و نگرانی را بیشتر نکند. اگر سابقه اختلال خوردن دارید، درباره روش پیگیری عادت با متخصص هماهنگ کنید.
یک شروع بدون سرزنش
ابتدا وعده های روز را ببینید و غذای کافی فراهم کنید. سپس بررسی کنید آیا گرسنگی، خستگی، تنهایی یا نگرانی در خوردن شبانه نقش دارند. یک تغییر کوچک انتخاب کنید؛ مثل آماده کردن شام، داشتن میان وعده عصر یا جدا کردن غذا از تماشای طولانی. اگر رفتار آزاردهنده یا نشانه های روانی ادامه پیدا کردند، کمک بگیرید. عادت شبانه اطلاعاتی درباره زندگی می دهد؛ قرار نیست به مدرکی برای قضاوت درباره شخصیت فرد تبدیل شود.
-
فیلم حرف های عجیب پریا قاسم خانی دختر بهاره رهنما / هیچوقت دوست نداشتم کسی بفهمه بهاره و پیمان مادر و پدرم هستن و ازشون فرار میکردم
ارسال نظر