تصمیم بزرگی گرفتید و پشیمان شدید؟ با این ۷ سوال ببیینید پشیمانی واقعی است یا در حسرت گزینه های از دست رفته اید؟
رکنا: سخت ترین لحظه تصمیم گیری همیشه قبل از انتخاب نیست. گاهی پس از قبول یک شغل، پایان دادن به یک رابطه، خرید خانه یا مهاجرت، ذهن ناگهان گزینه کنار گذاشته شده را جذاب تر می بیند. اما تردید پس از تصمیم لزوما ثابت نمی کند که انتخاب اشتباه بوده است؛ ممکن است مغز هنوز در حال کنار آمدن با بسته شدن مسیرهای دیگر باشد.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، چند ساعت یا چند روز پس از یک تصمیم بزرگ ممکن است سوال هایی که تصور می کردید تمام شده اند دوباره برگردند. اگر انتخاب دیگری می کردم چه می شد؟ شاید باید بیشتر صبر می کردم. نکند چیزی را از دست داده باشم؟ این تردید می تواند بسیار واقعی و آزاردهنده باشد؛ اما احساس اشتباه کردن با اثبات اشتباه بودن تصمیم یکسان نیست.
گزینه انتخاب نشده مجبور نیست با واقعیت روبه رو شود
پیش از تصمیم، چند مسیر در برابر ما قرار دارد. پس از انتخاب، یک مسیر به زندگی واقعی تبدیل می شود و مسیرهای دیگر در ذهن باقی می مانند.
انتخاب واقعی هزینه، محدودیت و پیامد دارد؛ اما گزینه انتخاب نشده می تواند در تخیل بی نقص باقی بماند. شغل جدید را با فشارها و مسئولیت هایش تجربه می کنید، اما شغل قبلی را فقط با امنیت و همکاران آشنایش به یاد می آورید. پس از جدایی با تنهایی روبه رو می شوید، اما رابطه قبلی ممکن است در حافظه فقط با لحظات خوبش بازسازی شود.
خانه ای را خریده اید و با مشکلات واقعی آن مواجه شده اید، در حالی که خانه انتخاب نشده فقط با نور بهتر و منظره زیباترش در ذهن مانده است. به همین دلیل گزینه از دست رفته گاهی پس از تصمیم جذاب تر از زمانی می شود که واقعا در دسترس بود.
مغز وارد جهان اگرها می شود
روانشناسان به تصور کردن نتیجه ای متفاوت از آنچه واقعا اتفاق افتاده، تفکر خلاف واقع می گویند. اگر می ماندم چه می شد؟ اگر پیشنهاد دیگر را قبول می کردم چه؟ اگر آن حرف را نمی زدم چه اتفاقی می افتاد؟
این توانایی ذاتا ناسالم نیست. تفکر خلاف واقع می تواند به یادگیری کمک کند و نشان دهد در تصمیم های آینده چه چیزی باید تغییر کند. مشکل زمانی آغاز می شود که ذهن بدون رسیدن به اطلاعات یا نتیجه تازه، همان انتخاب را بارها محاکمه کند.
در این حالت، فرد دیگر از گذشته درس نمی گیرد؛ در حال مقایسه زندگی واقعی با آینده ای خیالی است که هرگز نمی توان آن را آزمایش کرد.

ناسازگاری شناختی بعد از انتخاب چه می کند؟
لئون فستینگر در نظریه ناسازگاری شناختی توضیح داد که ناهماهنگی میان باورها، انتخاب ها و رفتارهای ما می تواند فشار روانی ایجاد کند. یک تصمیم دشوار معمولا به این معناست که گزینه انتخاب شده کاملا بی نقص نبوده و گزینه رد شده نیز کاملا بد نبوده است. همین ترکیب می تواند پس از انتخاب ناراحت کننده شود.
ذهن ممکن است برای کاهش این ناراحتی، خوبی های انتخاب خود را برجسته و گزینه کنار گذاشته شده را کم ارزش کند. با این حال، پژوهش های جدیدتر نشان می دهند تغییر ترجیح پس از انتخاب فقط یک توجیه دفاعی ساده نیست. خود تصمیم نیز ممکن است به فرد اطلاعاتی درباره اولویت هایش بدهد.
پس ذهن بعد از انتخاب فقط نمی گوید باید ثابت کنم درست انتخاب کرده ام؛ گاهی تلاش می کند بفهمد این انتخاب درباره خواسته های من چه چیزی نشان می دهد.
تردید را از اطلاعات تازه جدا کنید
از نگاه دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، پس از یک تصمیم مهم باید میان سه تجربه تفاوت گذاشت: اطلاعات جدید، اضطراب مسئولیت و حسرت گزینه انتخاب نشده.
اگر پس از تصمیم متوجه شده اید شغل جدید شرایطی متفاوت از قرارداد دارد، شریک عاطفی اطلاعات مهمی را پنهان کرده یا خرید انجام شده نقص جدی دارد، بازنگری تصمیم منطقی است. اما اگر هیچ داده تازه ای پیدا نشده و ذهن فقط آینده ای آرمانی برای گزینه دیگر می سازد، ممکن است تردید بیشتر از اضطراب انتخاب ناشی شده باشد.
انتخاب کردن یعنی پذیرفتن اینکه نمی توانیم همزمان تمام مسیرها را زندگی کنیم. برای بعضی افراد، تحمل همین محدودیت از خود تصمیم سخت تر است.
پشیمانی همیشه دشمن ما نیست
پشیمانی می تواند نشان دهد در تصمیم گیری چه چیزی نادیده گرفته شده است. شاید فرد بیش از اندازه به نظر دیگران توجه کرده باشد. شاید ارزش مهمی را کنار گذاشته باشد. شاید با عجله تصمیم گرفته یا اطلاعات کافی جمع نکرده باشد. در این صورت پشیمانی می تواند به داده ای برای انتخاب های آینده تبدیل شود. اما اگر مرور تصمیم فقط سوال های تکراری تولید کند و هیچ نکته عملی تازه ای به همراه نداشته باشد، احتمالا با یادگیری روبه رو نیستیم؛ ذهن وارد نشخوار فکری شده است.
تفاوت مهم اینجاست: یادگیری به تصمیم بعدی جهت می دهد؛ نشخوار فقط تصمیم قبلی را دوباره پخش می کند.
خطر تصمیم دوم برای فرار از شک
گاهی فرد به محض احساس تردید می خواهد انتخابش را برگرداند. شغل تازه را ترک می کند، رابطه تمام شده را دوباره شروع می کند یا خریدش را به سرعت پس می دهد؛ نه به دلیل اطلاعات جدید، بلکه برای اینکه اضطراب متوقف شود. اما تصمیم گرفتن برای حذف اضطراب با تصمیم گرفتن بر اساس شواهد متفاوت است.
اگر هر بار که تردید ایجاد می شود تصمیم را تغییر دهیم، ذهن یاد می گیرد شک کردن یک وضعیت غیرقابل تحمل است که باید فورا از آن فرار کرد.
گاهی بهتر است پیش از اقدام دوباره، اجازه دهیم هیجان اولیه فروکش کند و بعد شواهد واقعی را بررسی کنیم؛ البته اگر تصمیم با خطر، خشونت، زیان جدی یا مهلت محدود همراه است، این مکث نباید جای اقدام ضروری را بگیرد.

خودسنجی کنید: اشتباه کرده اید یا هنوز با انتخاب کنار نیامده اید؟
از خودتان بپرسید:
آیا پس از تصمیم اطلاعات مهم و تازه ای به دست آورده ام؟
گزینه انتخاب نشده را با تمام هزینه هایش می بینم یا فقط بهترین بخش های آن را تصور می کنم؟
آیا میل به تغییر تصمیم زمانی شدیدتر می شود که مضطرب یا تنها هستم؟
آیا بعد از بیشتر تصمیم های مهم همین چرخه تردید را تجربه می کنم؟
مرور تصمیم به یک نکته عملی رسیده یا فقط سوال های بیشتری تولید کرده است؟
اگر دوستم با همین اطلاعات تصمیم مشابهی می گرفت، انتخاب او را اشتباه می دانستم؟
آیا می خواهم تصمیم را تغییر دهم چون واقعیت عوض شده یا چون تحمل شک برایم دشوار است؟
آزمون سه سوالی تصمیم
روی کاغذ بنویسید:
هنگام تصمیم چه اطلاعاتی داشتم؟
بعد از تصمیم چه اطلاعات تازه ای به دست آورده ام؟
اگر اطلاعات تازه ای ندارم، دقیقا از چه چیزی می ترسم؟
اگر پاسخ سوال دوم مهم است، تصمیم ارزش بازنگری دارد. اما اگر اطلاعات تازه ای وجود ندارد و ترس اصلی از دست دادن یک امکان خیالی است، شاید به جای باز کردن دوباره پرونده تصمیم، لازم باشد با ابهام پس از انتخاب کنار بیایید.
تصمیم بالغ به معنای تضمین نتیجه نیست. یعنی فرد با اطلاعات موجود انتخاب کند، امکان خطا را بپذیرد و گزینه انتخاب نشده را در ذهن به یک زندگی بی نقص تبدیل نکند.شک پس از تصمیم یک هشدار است که باید بررسی شود؛ اما همیشه مدرکی برای اشتباه بودن انتخاب نیست.
-
نطق آتشین نماینده مجلس: پژو 207 چرا 5 میلیارد شد؟ / مجلس مانع دو برابر شدن تعرفه واردات خودرو شود
ارسال نظر