در گفت و گوی رکنا با استاد تمام زمین شناسی مطرح شد
مردم در گرمای ۵۰ درجه بیآب ماندند؛ هدفگیری زیرساختهای آب در جنگ/ هشدار درباره بحران آب و فرونشست در ایران تا ۱۴۱۰
رکنا، دکتر مهدی زارع با اشاره به تحولات جنگ ۱۴۰۴ تأکید کرد که هدف قرار گرفتن کارخانههای آبشیرینکن، خطوط لوله و زیرساختهای حیاتی، نشاندهنده تغییر ماهیت درگیریها به سمت جنگ زیرساختی است. به گفته او، تخریب تأسیسات آب نهتنها یک اقدام نظامی، بلکه تهدیدی مستقیم علیه امنیت انسانی و تابآوری شهری محسوب میشود؛ مسیری که میتواند پیامدهای بلندمدت زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی برای کشور به همراه داشته باشد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تحولات جنگ ۱۴۰۴ تنها به خطوط مقدم و درگیریهای نظامی محدود نماند، بلکه زیرساختهای حیاتی بهویژه تأسیسات آب و انرژی را نیز درگیر کرد. هدفگیری کارخانههای آبشیرینکن و شبکههای پشتیبان، نشان داد که در جنگهای نوین، تأمین آب و خدمات شهری به یکی از نقاط اصلی آسیبپذیری کشورها تبدیل شده است؛ موضوعی که پیامدهای آن فراتر از میدان نبرد و تا سالها پس از پایان درگیریها ادامه خواهد داشت.
تاب آوری آبی و پساجنگ
دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، در این خصوص به خبرنگار اجتماعی رکنا گفت: برای دوره ۱۴۰۵ تا ۱۴۱۰ و پساجنگ مقابل تجاوز نظامی آمریکایی ـ صهیونی در سال ۱۴۰۴، تهدیدات و فرصت ـ مزیتهای راهبردی بالقوه برای ایران پس از این جنگها قابل توجه است.
وی افزود: در جنگ اخیر، نیروهای آمریکایی عمداً زیرساختهای آب، کارخانههای آبشیرینکن در جزیره قشم و مخازن بتنی بزرگ در شهرستان سیریک را تخریب کردند و عملاً ساکنان را در دمای بیش از ۵۰ درجه سانتیگراد بدون آب آشامیدنی رها کردند. این امر نشانه «جنگ سیستماتیک» با هدف قراردادن زیرساختها و نماد جنایت جنگی است.
زارع تصریح کرد: کارخانههای آبشیرینکن و خطوط لوله به اهداف نظامی مشروع برای دشمن تبدیل شدهاند. کشورهای عربی خلیج فارس برای بیشتر آب آشامیدنی خود به آبشیرینکن وابسته هستند؛ قطر ۹۹ درصد و کویت ۹۰ درصد. این کارخانهها در لبه ساحل متمرکز شدهاند و آسیبپذیرند.
وی گفت: کمبود آب تنها یک مشکل ملی نیست، بلکه عاملی برای یک چالش کلان منطقهای است. جنگ هرگونه تلاش بلندمدت برای اصلاح را متوقف میکند. در ایران در حال حاضر ۳۲ سفره آب زیرزمینی از ۵۰ سفره آب زیرزمینی با بیشترین میزان پمپاژ بیش از حد در جهان قرار دارد. سطح آبهای زیرزمینی در دشتهای بحرانی سالانه تا حدود ۳ متر کاهش مییابد.
این استاد زمینشناسی افزود: جنگ، بودجه و توجه را از مدیریت آبهای زیرزمینی و هر فعالیت توسعهای دیگری منحرف میکند. بخشهای مختلف منطقه پیرامون و داخل شهر تهران به طور متوسط سالانه بیش از ۲۰ سانتیمتر فرونشست میکند و مناطق فرونشست اخیراً ۴۰ درصد گسترش یافته و به مناطقی مانند ۹، ۱۰، ۱۷ و ۱۸ شهرداری تهران توسعه بیشتری یافته است و این وضع تا ۱۴۱۰ بخشهای بزرگتری از شهرهای بزرگ ایران را بهتدریج از نظر دسترسی به آب غیرتابآور میکند.
وی ادامه داد: کشاورزی ۹۰ درصد از آب ایران را مصرف میکند. برای تغذیه جمعیت در جریان جنگ و در زمان تحریمها، ایران باید برای کشت گندم و برنج، بیشتر به سفرههای آب زیرزمینی تخلیهشده متکی شود که تا سال ۱۴۱۰ بهتدریج ذخایر آب زیرزمینی بیشتری را پمپاژ و تمام خواهد کرد و منجر به از دست رفتن کامل فرصت کشاورزی در بسیاری از دشتها خواهد شد.
زارع تصریح کرد: از سوی دیگر، جنگ اخیر نشان داد که مشکل معرضیت در تهران و شهرهای بزرگ دیگر ما، چالش اصلی آسیبپذیری، بیشترین تمرکز جمعیت و مستحدثات در یک نقطه یا منطقه است. بنابراین جنگ، کم کردن بار کلانشهرها را اجتنابناپذیر کرده است.
وی افزود: از سوی دیگر، پروژههای آبی متمرکز و بزرگمقیاس اکنون غیراقتصادی و در بسیاری از موارد برخلاف ملاحظات محیطزیستی است؛ بنابراین طرز فکر «مهندسی بزرگ» تضعیف میشود و مدیریت آب محلی و تابآور، مانند احیای قناتها، گسترش مییابد.
این استاد زمینشناسی گفت: کشورهای خلیج فارس، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عربستان سعودی از آسیب دیدن کارخانههای آبشیرینکن خود وحشت دارند. آب به یک ابزار تعامل دیپلماتیک و نه فقط یک جنبه آسیبپذیری، تبدیل میشود.
وی تأکید کرد: مقابله با فروپاشی محیطزیستی، با جلوگیری از غیرقابل سکونت شدن فوری سرزمین، اولویت اول است. کاهش ریسک فرونشست زمین و مدیریت اکولوژیک منابع آب، یک فوریت انسانی برای جلوگیری از آوارگی گسترده و ناآرامیهای مدنی است.
زارع افزود: کاهش فوری حدود ۴۰ درصدی مصرف آب کشاورزی، از طریق کنتورهای هوشمند، از ضرورتهای مدیریت منابع آب است. اولویت فوری بعدی، پدافند از زیرساختهای حیاتی در برابر جنگهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای جلوگیری از از کار افتادن سامانه آب شهری است.
وی گفت: دشمن در جنگهای ۱۴۰۴، شبکههای برق و شبکههای دیجیتال را با استفاده از حملات پهپادی هماهنگشده با هوش مصنوعی و سایبری ـ فیزیکی هدف قرار داد. سامانههای پدافند هوایی فعلی ایران نمیتوانند پهپادهای کمهزینه و مبتنی بر هوش مصنوعی را دفع کنند که به تأمین آب یک شهر حمله میکنند. از این رو، سامانههای شناسایی و مقابله با حملات پهپادهای هوشمند پیرامون تمام تأسیسات حیاتی آب، برق و هستهای باید مستقر شود.
این استاد زمینشناسی تصریح کرد: آزادسازی بودجه برای نوسازی سریع، تقریباً به طور کامل به یک پیشرفت مذاکرات با آمریکا وابستگی دارد. جنگ یک شوک اقتصادی شدید وارد کرده که دستیابی به رفاه را در سال ۱۴۰۵ غیرممکن میسازد.
وی افزود: صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند که اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵، ۶.۱ درصد کوچک خواهد شد؛ کاهش شدیدی که ناشی از آسیب به زیرساختهای انرژی و مسیرهای کشتیرانی است. پیشبینی شده که تورم قیمت مصرفکننده در سال ۱۴۰۵ به ۶۸.۹ درصد افزایش یابد و قدرت خرید مورد نیاز برای تأمین مالی پروژههای بازسازی پرهزینه را از بین ببرد.
زارع گفت: در دوران پساجنگ، دسترسی به داراییهای مسدودشده از منابع قابل اعتماد ارز خارجی برای بازسازی و افزایش تابآوری پساجنگ است. با فرض اینکه توافقی حاصل شود و تولید انرژی به حالت عادی برگردد، صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند که در سال ۱۴۰۶ رشد اقتصادی افزایش یابد و به ۳.۲ درصد برسد. این «رونق» منوط به صلح است.
وی تصریح کرد: یک توافق، دسترسی ایران به درآمدهای حاصل از صادرات انرژی خود را به طور کامل بازیابی میکند. بدون این کاهش تحریمها، ایران نمیتواند به واردات فناوری پیشرفته مورد نیاز برای سامانههای گوناگون مبتنی بر هوش مصنوعی، تراشهها و حسگرها بپردازد.
این استاد زمینشناسی در پایان تأکید کرد: به جای توسعه و بازسازی نیروگاههای عظیم و آسیبپذیر، «تمرکززدایی هوشمند» از طریق انرژی خورشیدی، بادی و هیدروژن سبز توصیه میشود. رونق اقتصادی خاص مورد نیاز «آزادسازی مالی پس از جنگ» است. با تورم ۶۸.۹ درصد، تزریق سرمایه خارجی و لغو تحریمهای فناوری، برای تغییر روند حاضر و شروع بازسازی و افزایش تابآوری لازم است.