چرا نمی توانیم اخبار قتل و حادثه را زمین بگذاریم؟ مغز ما با خبرهای جنایی چه می کند؟

رکنا: یک خبر قتل را باز می کنیم و قرار است فقط تیتر را بخوانیم. چند دقیقه بعد، داریم جزئیات حادثه را می خوانیم، عکس های قدیمی را نگاه می کنیم، سراغ واکنش خانواده می رویم و کامنت ها را بالا و پایین می کنیم. خبر تمام شده، اما دست ما هنوز روی صفحه است. چرا؟ چرا مغز انسان گاهی به خبرهای جنایی، خشونت، مرگ و حادثه اینقدر قلاب می شود؟ پاسخ فقط علاقه به خبر نیست. بخشی از این کشش به سازوکار توجه و سیستم تشخیص تهدید در مغز مربوط است؛ بخشی به کنجکاوی درباره رفتار انسان و بخشی هم به نیاز ما برای فهمیدن اینکه چه اتفاقی افتاده و آیا چنین خطری می تواند برای خودمان رخ دهد.

انسان به اطلاعات منفی و تهدیدآمیز حساس است. در روانشناسی از سوگیری منفی یا منفی نگری شناختی به تمایل ذهن برای توجه بیشتر به برخی اطلاعات منفی نسبت به اطلاعات خنثی یا مثبت یاد می شود. این سوگیری می تواند در توجه، حافظه و ارزیابی موقعیت ها دیده شود.

برای همین ممکن است یک خبر خوب را ببینیم و رد شویم، اما یک خبر درباره قتل یا ناپدید شدن یک فرد، ذهنمان را نگه دارد. مغز باید بفهمد چه اتفاقی افتاده است. خطر کجا بوده؟ چطور اتفاق افتاده؟ چه کسی در معرض خطر بوده؟ آیا می شد از آن جلوگیری کرد؟ و مهمتر از همه، آیا ممکن است برای من یا خانواده من هم اتفاق بیفتد؟ این سوال آخر یکی از مهمترین دلایل توجه به اخبار حوادث است.

چرا نمی توانیم اخبار قتل و حادثه را زمین بگذاریم؟ مغز ما با خبرهای جنایی چه می کند؟4

وقتی حادثه ای را می خوانیم، فقط درباره فرد قربانی اطلاعات جمع نمی کنیم. ذهن ما ممکن است به شکل ناخودآگاه در حال شبیه سازی خطر باشد. اگر کسی در یک پارکینگ مورد حمله قرار گرفته، ممکن است فرد هنگام برگشتن به پارکینگ خودش هوشیارتر شود. اگر حادثه در تاکسی رخ داده، ممکن است درباره مسیرهای رفت و آمد خودش فکر کند. اگر حادثه برای کودکی اتفاق افتاده، ممکن است والدین ناگهان درباره امنیت فرزند خود حساس تر شوند. در این معنا، خبر جنایی می تواند برای مغز نوعی اطلاعات درباره محیط باشد. اما مشکل زمانی شروع می شود که تلاش برای فهمیدن خطر به چرخه ای بی پایان تبدیل شود.

فرد یک خبر را می خواند تا مطمئن شود ماجرا را فهمیده است. بعد دنبال جزئیات بیشتر می گردد. بعد یک روایت دیگر پیدا می کند. بعد سراغ نظر مردم می رود. بعد فیلم یا تصویر مرتبط را می بیند و چون هنوز احساس اطمینان کامل ندارد، دوباره جست وجو می کند. اینجا کنجکاوی می تواند با اضطراب ترکیب شود.

روانشناسی کنجکاوی

روانشناسی کنجکاوی نشان می دهد که وقتی شکاف میان چیزی که می دانیم و چیزی که می خواهیم بدانیم ایجاد می شود، تمایل به دریافت اطلاعات می تواند افزایش پیدا کند. خبرهای جنایی معمولا این شکاف را بسیار شدید ایجاد می کنند. چه کسی این کار را کرد؟ انگیزه چه بود؟ قربانی چه شد؟ پلیس چه فهمید؟ آخرش چه اتفاقی افتاد؟

هر پاسخ می تواند یک سوال جدید بسازد. به همین دلیل بعضی خبرهای جنایی مثل یک داستان ناتمام در ذهن باقی می مانند. عامل دیگری هم وجود دارد؛ احساس کنترل. دانستن جزئیات ممکن است به فرد این احساس را بدهد که بهتر می تواند خطر را پیش بینی کند. اگر بدانم حادثه چگونه اتفاق افتاد، شاید بتوانم از آن جلوگیری کنم. اما اینجا یک دام روانشناختی وجود دارد. دانستن اطلاعات بیشتر همیشه به معنای احساس امنیت بیشتر نیست.

گاهی هرچه بیشتر درباره یک حادثه می خوانیم، بیشتر در معرض تصاویر و جزئیات تهدیدآمیز قرار می گیریم و اضطرابمان افزایش پیدا می کند. این مسئله درباره مصرف مداوم اخبار می تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. پژوهش های حوزه سلامت روان و مصرف اخبار نشان داده اند که دنبال کردن مداوم اخبار منفی، به ویژه در زمان بحران های گسترده، می تواند با افزایش پریشانی روانی ارتباط داشته باشد یعنی همان چیزی که قرار بود به ما کمک کند بفهمیم چه خبر است، ممکن است تبدیل به منبع تازه ای از فشار روانی شود. این مسئله در شبکه های اجتماعی شدیدتر است. در رسانه سنتی، یک خبر ممکن است منتشر شود و تمام شود اما در شبکه اجتماعی، یک حادثه می تواند از ده ها زاویه دوباره جلوی چشم ما قرار بگیرد. خبر اولیه. فیلم. واکنش خانواده. اظهارنظر شاهد. تحلیل کاربر. خبر تکمیلی. بازنشر و دوباره همان تصاویر.

مغز انسان ممکن است این تکرار را با افزایش اهمیت موضوع اشتباه بگیرد. هرچه بیشتر یک خبر را می بینیم، احساس می کنیم اتفاق فوق العاده بزرگی در حال رخ دادن است.  در حالی که بخشی از شدت تجربه ما ناشی از حجم مواجهه با همان محتواست. از طرف دیگر، اخبار جنایی می توانند احساسات متضادی ایجاد کنند. ترس.  خشم. همدلی.انزجار.  کنجکاوی و حتی گاهی احساس آرامش از اینکه حادثه برای من رخ نداده است.

چرا نمی توانیم اخبار قتل و حادثه را زمین بگذاریم؟ مغز ما با خبرهای جنایی چه می کند؟1

علاقه به اخبار جنایی به خودی خود نشانه مشکل روانشناختی است؟

همین ترکیب هیجان ها می تواند خبر را جذاب تر کند. اما یک مرز مهم وجود دارد. علاقه به اخبار جنایی به خودی خود نشانه مشکل روانشناختی نیست. بسیاری از مردم به دلایل مختلف اخبار حوادث یا مستندهای جنایی را دنبال می کنند.

مسئله زمانی مهم تر می شود که مصرف این محتوا از کنترل خارج شود. وقتی فرد نمی تواند گوشی را کنار بگذارد. وقتی خوابش به خاطر اخبار به هم می ریزد. وقتی بعد از هر خبر احساس می کند جهان ناامن است. وقتی مدام اطراف خود را بررسی می کند یا وقتی برای کاهش اضطراب، دوباره و دوباره همان خبر را جست وجو می کند.

در این حالت، دیگر فقط با علاقه خبری روبرو نیستیم؛ ممکن است چرخه اضطراب و اطمینان جویی هم در میان باشد.

خودسنجی روانشناختی

وقتی یک خبر جنایی می بینید، از خودتان بپرسید آیا بعد از فهمیدن اصل ماجرا هنوز دنبال جزئیات می روم؟ آیا چند بار یک خبر را از منابع مختلف می خوانم؟ آیا بعد از خواندن اخبار جنایی احساس می کنم جهان بسیار خطرناک تر از قبل شده است؟ آیا خوابم یا آرامشم تحت تاثیر قرار گرفته است؟ آیا برای آرام شدن دوباره خبر را چک می کنم؟ آیا تصاویر حادثه در ذهنم می ماند؟

اگر پاسخ چند سوال مثبت است، بد نیست به جای سوال چه خبر دیگری منتشر شده، یک سوال دیگر از خودتان بپرسید: الان واقعا به اطلاعات بیشتری نیاز دارم یا دارم برای کاهش اضطرابم دوباره جست وجو می کنم؟

این تفاوت کوچک می تواند نشان دهد چرا بعضی خبرها را می خوانیم و کنار می گذاریم، اما بعضی دیگر تا ساعت ها ذهنمان را رها نمی کنند. خبر جنایی ممکن است در چند دقیقه خوانده شود؛ اما اگر ذهن آن را به عنوان یک تهدید شخصی ثبت کند، پایان ماجرا لزوما با بستن صفحه اتفاق نمی افتد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250838
  • فیلم انفجار در ریاض / پروازها متوقف شدند