وقتی درد دیگری وایرال می شود! / مرز میان خبررسانی و بی رحمی کجاست؟

رکنا: در خیابان، حادثه ای رخ می دهد. چند نفر گوشی به دست دور صحنه جمع می شوند. یکی فیلم می گیرد، دیگری پخش زنده می گذارد و نفر بعدی دنبال زاویه ای بهتر می گردد. گاهی همان تصویر است که بعدا به شناسایی فرد آسیب دیده یا جلب کمک می انجامد؛ گاهی هم رنج یک انسان، پیش از آنکه فرصت کمک پیدا کند، به محتوایی برای تماشا، بحث و بازنشر تبدیل می شود. پرسش دشوار این است: چه زمانی ثبت کردن رنج از کمک کردن به انسانی که رنج می کشد مهم تر می شود؟

گوشی، شاهد تازه ماست

ثبت تصویر در بسیاری از موقعیت ها می تواند ارزشمند باشد. دوربین تلفن همراه گاهی شاهدی است که از انکار حقیقت جلوگیری می کند، شواهدی برای پیگیری فراهم می آورد یا توجه عمومی را به یک بحران جلب می کند. پس مشکل، صرف فیلم گرفتن نیست. مسئله لحظه ای است که فرد دوربین را روشن می کند، اما نمی پرسد آیا حضورش می تواند وضع را بهتر کند یا دست کم آسیبی به فرد آسیب دیده نمی رساند.

فناوری، فاصله میان دیدن و عمل کردن را کوتاه کرده است. می توانیم در چند ثانیه تصویر را ثبت و منتشر کنیم، اما کمک واقعی اغلب نیازمند مکث است: نزدیک شدن، پرسیدن، تماس گرفتن با امداد یا کنار رفتن از مسیر. ثبت کردن ساده تر از این تصمیم هاست، چون به ما احساس مشارکت می دهد، بی آنکه لزوما مسئولیتی بر دوشمان بگذارد.

از تماشاگر بودن تا احساس انجام وظیفه

وقتی جمعی از مردم شاهد یک اتفاق هستند، هر فرد ممکن است تصور کند دیگری مسئول کمک است. در یک موقعیت شلوغ، مسئولیت میان حاضران پخش می شود و هیچ کس خود را تنها فرد موظف نمی بیند. گوشی هم می تواند این وضعیت را تشدید کند: همه شاهدند، اما هر کس منتظر است دیگری پیش قدم شود.

این به معنای آن نیست که هر کسی فیلم می گیرد بی تفاوت است. گاهی فرد نمی داند چه کند، می ترسد نزدیک شدن خطرناک باشد یا فکر می کند ثبت صحنه به پیگیری کمک خواهد کرد. اما همین ابهام می تواند بهانه ای برای کنار ماندن شود. پرسش عملی این نیست که آیا باید همیشه دوربین را کنار گذاشت؛ این است که پیش از ضبط یا انتشار، آیا کاری فوری برای کاهش خطر وجود دارد؟

رنج، وقتی از زمینه اش جدا می شود

انتشار تصویر فردی که در بحران است، پیامدهایی دارد که در لحظه دیده نمی شوند. تصویر ممکن است بدون اجازه پخش شود، هویت فرد را آشکار کند یا لحظه ای آسیب پذیر را برای سال ها در دسترس نگه دارد. فردی که آن روز کمک می خواسته، شاید نخواهد بعدا با همان صحنه در جست وجوی اینترنتی روبه رو شود. خانواده او هم ممکن است پیش از دریافت خبر رسمی، حادثه را از شبکه های اجتماعی ببینند.

محتوا از زمینه جداشدنی است. یک تصویر کوتاه لزوما نشان نمی دهد پیش از آن چه اتفاقی افتاده، چه کمکی انجام شده یا خود فرد چه خواسته است. وقتی ویدیو بدون توضیح و بررسی منتشر می شود، تماشاگران می توانند درباره آدمی که در وضعیت آسیب پذیر است حکم صادر کنند. به این ترتیب، انسانِ حاضر در صحنه به موضوع بحث تبدیل می شود و صدای او از قاب بیرون می ماند.

مرز میان اطلاع رسانی و بهره برداری

برای تشخیص این مرز می توان چند پرسش ساده مطرح کرد: آیا انتشار تصویر به یافتن فرد یا جلب کمک فوری می انجامد؟ آیا چهره و اطلاعات هویتی او لازم است دیده شود؟ آیا امکان دارد تصویر را برای مرجع مسئول فرستاد، بدون آنکه عمومی اش کرد؟ آیا فرد توانسته رضایت بدهد؟ اگر نتوانسته، چه چیزی برای حفظ کرامت و حریم او لازم است؟

گاهی خبررسانی عمومی اهمیت دارد، به ویژه وقتی موضوع یک خطر جمعی یا تخلفی با پیامد عمومی است. اما عمومی بودن مسئله مجوزی برای نمایش بی حد و مرز رنج افراد نیست. می توان واقعه را گزارش کرد، بدون آنکه تحقیر، برهنگی، خون یا وحشت چهره های حاضر را به بخش اصلی محتوا تبدیل کرد.

تماشاگر زمانی جای انسان را می گیرد که حضور ما فقط برای گرفتن تصویر باشد و آدم مقابل به نیاز، ترس و حق انتخابش تقلیل پیدا کند. راه بازگشت از تماشاگر بودن، ممنوع کردن دوربین نیست؛ برگرداندن یک پرسش انسانی به لحظه ثبت است: این تصویر قرار است به چه کسی کمک کند؟ اگر پاسخ روشن نیست، شاید نخستین وظیفه ما خاموش کردن دوربین، نزدیک شدن با احتیاط و پرسیدن این باشد که چه کمکی لازم است.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1256969
  • فیلم / اعتراضات مردمی به گرانی گازوئیل در ایتالیا / پرچم آمریکا به آتش کشیده شد