چرا گاهی از آدمی که هیچ آزاری به ما نرسانده، خسته می شویم؟
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه-
رکنا: گاهی از کنار آدمی خسته می شویم که دوستش داریم، بدرفتاری نمی کند و حتی حضورش برایمان مهم است. همین موضوع احساس گناه می آورد: اگر آدم خوبی است، چرا دلم می خواهد تنها باشم؟ آیا دیگر دوستش ندارم؟ اما خستگی از رابطه همیشه نتیجه دعوا یا آسیب آشکار نیست. گاهی آدم از تکرار، کمبود خلوت، مراقبت مداوم یا این احساس خسته می شود که در رابطه دیگر جایی برای خودش ندارد.
علاقه و نیاز به تنهایی در برابر هم نیستند
ما ممکن است کسی را دوست داشته باشیم و هم زمان به فاصله نیاز داشته باشیم. رابطه نزدیک به این معنا نیست که هر دو نفر همیشه آماده حرف زدن، همراهی کردن یا در دسترس بودن باشند. اگر یکی از طرفین فکر کند درخواست زمان تنهایی نشانه بی محبتی است، فرد دیگر ممکن است از روی ترس نیازش را پنهان کند. این پنهان کاری معمولا رابطه را گرم تر نمی کند؛ خستگی را به دلخوری خاموش تبدیل می کند.
تنهایی سالم فرصتی برای برگشتن به خود است. آدم در آن می تواند فکر کند، استراحت کند و کارهایی انجام دهد که صرفا متعلق به خودش هستند. در رابطه ای که این امکان وجود ندارد، حتی گفت و گوهای معمولی ممکن است سنگین شوند. نه چون موضوع مهمی گفته شده، بلکه چون ذهن احساس می کند هیچ زمان خاموشی ندارد.
بار نامرئی رابطه
گاهی یک نفر در رابطه کارهای زیادی را به دوش می کشد که به چشم نمی آیند: به خاطر سپردن قرارها، برنامه ریزی، آرام کردن فضای خانه، پیگیری نیازهای دیگران یا آغاز کردن گفت و گوهای دشوار. شاید طرف مقابل بدرفتاری نکند، اما بار رابطه یک طرفه شده است. کسی که همیشه باید رابطه را زنده نگه دارد، ممکن است از حضور طرف مقابل هم خسته شود؛ چون در ذهنش دیگر استراحتی از مسئولیت رابطه وجود ندارد.
این خستگی گاهی با بی حوصلگی نسبت به حرف های تکراری، میل به تنها بودن یا خیال فرار از برنامه های مشترک دیده می شود. بهتر است پیش از آنکه خودمان را به بی وفایی یا ناسپاسی متهم کنیم، بپرسیم چه چیزی در رابطه بیش از اندازه بر دوش من است؟ از چه درخواستی صرف نظر کرده ام؟ آیا برای مخالفت یا نه گفتن جا دارم؟
مرز، دیوار نیست
مرز گذاشتن یعنی روشن کنیم چه چیزی برای ما قابل انجام است و چه چیزی نیست. دیوار کشیدن یعنی ارتباط را قطع کنیم تا اصلا با نیاز و اختلاف روبه رو نشویم. می شود مرز را با حفظ پیوند بیان کرد: امشب نیاز دارم تنها باشم، فردا با هم شام بخوریم؛ یا وقتی وسط کار چند بار تماس می گیری تمرکزم را از دست می دهم، اگر فوری نیست پیام بده. این شکل بیان هم نیاز ما را جدی می گیرد و هم طرف مقابل را در ابهام رها نمی کند.
گاهی لازم است برنامه های مشترک و فردی را از نو تنظیم کنیم. رابطه ای که هیچ خلوتی ندارد، ممکن است هر دو نفر را به سمت خستگی ببرد. می توان زمان مشخصی برای کارهای شخصی گذاشت و درباره میزان تماس یا همراهی توافق کرد. مرزهای روشن معمولا از دلخوری های مبهم و ناگهانی کمتر آسیب می زنند.
اگر خستگی ادامه دارد
خستگی موقت بعد از یک دوره پرتنش طبیعی است، اما اگر برای مدت طولانی نسبت به رابطه احساس بی تفاوتی، ترس یا انزجار داریم، بهتر است آن را جدی بگیریم. شاید مسئله فشارهای بیرونی، فرسودگی عمومی یا افسردگی باشد؛ شاید هم رابطه نیاز به گفت و گویی جدی درباره مسئولیت ها، نیازهای نادیده گرفته شده یا کیفیت صمیمیت دارد. لازم نیست یک احساس را فورا به حکم نهایی درباره آینده رابطه تبدیل کنیم، اما نباید هم آن را انکار کنیم.
فرد می تواند از یک رابطه خسته شود، بی آنکه طرف مقابل انسان بدی باشد. این احساس دعوتی است برای بررسی شکل زندگی مشترک: چه چیزی باید کمتر شود، چه چیزی باید تقسیم شود و چه بخشی از خودمان را مدت هاست کنار گذاشته ایم؟ گاهی بازگشت میل به نزدیکی از اینجا شروع می شود که انسان بتواند بدون عذاب وجدان، کمی به خودش برگردد.
-
بالا آمدن فاضلاب در کوچه و خیابان های شهر رفیع در خوزستان / عضو شورای شهر رفیع: مردم هورالعظیم هم با آلودگی و بیماری دست و پنجه نرم می کنند، هم با نابودی معیشت و زیرساخت ها
ارسال نظر