قاتل فراری به آلمان بعد از 10 سال دستگیر شد
تبلیغات

به گزارش رکنا، آذر سال 1394 گزارش مرگ مرد جوانی به نام بهرام در یکی از درمانگاه‌های رباط کریم به پلیس اعلام شد. بررسی‌های تیم جنایی نشان داد وی بر اثر ضربه چاقو به ران پا و خونریزی شدید فوت کرده و فردی که او را به درمانگاه رسانده بود نیز متواری است.
در ادامه مأموران با تحقیقات میدانی و اظهارات شهود دریافتند که عامل قتل مردی به نام فریبرز بوده است. با مشخص شدن این موضوع، مأموران به سراغ فریبرز رفتند اما دریافتند که متهم پس از جنایت به ترکیه و از آنجا به آلمان رفته است.
10 سال بعد از این ماجرا در حالی که مأموران همچنان به دنبال ردی از فریبرز بودند، متهم که فکر می‌‌کرد پرونده بسته شده است، به ایران برگشت اما خیلی زود شناسایی و دستگیر شد.

فریبرز در جریان بازجویی‌ها به قتل بهرام اعتراف کرد و گفت با همدستی مردی به نام خسرو مرتکب قتل شده است.
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
 در دادگاه چه گذشت؟

در ابتدای جلسه پدر و مادر و فرزند مقتول درخواست قصاص کردند.
سپس همسر مقتول به جایگاه رفت و گفت: «وقتی همسرم را کشتند فرزندم یکساله بود و حالا 10 ساله است من او را به سختی و یتیمی بزرگ کردم. هر دو متهم از دوستان همسرم بودند. بارها از بهرام خواستم تا دور آنها را خط بکشد اما به حرف‌هایم توجهی نکرد و آخرش هم او را کشتند. روز حادثه خسرو با همسرم تماس گرفت و قرار ملاقات گذاشتند اما جسدش را تحویل گرفتم. فریبرز به نان شبش محتاج بود . همسرم روزی دو وعده برایش غذا می‌‌گرفت و لباس برایش می‌‌خرید و کمکش کرد تا زندگی اش سروسامان بگیرد اما او به جای قدردانی همسرم را کشت.»
پس از آن فریبرز به جایگاه رفت و گفت: «همسر مقتول راست می‌‌گوید. بهرام خیلی به من کمک کرد و دستم را گرفت. اما وقتی دید زندگی ام سر و سامان پیدا کرده از من درخواست پول کرد. من هم به او پول قرض دادم اما حاضر نبود قرضش را پس بدهد. وقتی  پولم را خواستم  در جوابم گفت خیلی نمک نشناسی من چندسال بدون منت کمکت کردم حالا یقه ام را گرفتی که پولت را پس بدهم.  او درست می‌‌گفت اما من می‌‌خواستم هرجوری شده پولی که به او قرض داده بودم را پس بگیرم که سر این موضوع دعوایمان شد و او مرا کتک زد. چند روز بعد چاقویی در جیبم گذاشتم تا اگر بازهم بهرام خواست کتکم بزند از خودم دفاع کنم که منجر به قتل او شد. باور کنید قصدم کشتن او نبود.»
بعد از فریبرز، خسرو به قضات گفت: «من نقشی در ماجرا نداشتم.  با دوستانم فوتبال بازی می‌‌کردیم که دیدیم فریبرز با چاقو بهرام را زد. بهرام بلند شد و دو قدم راه رفت و افتاد روی زمین و کمک خواست که من او را با ماشین خودش به بیمارستان رساندم و بعد هم بیمارستان را ترک کردم.  حالا بعد از 10 سال به من اتهام معاونت در قتل زدند که قبول ندارم.»
با پایان اظهارات متهمان قضات برای صدور رای وارد شور شدند.

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات