مقتول از مادرش خواست قاتل را ببخشد / مادر او را ببخش
تبلیغات

به گزارش رکنا، چند روز قبل زنی میانسال به همراه همسرش راهی دادسرا شد تا در آخرین جلسه صلح و سازشی که برای پرونده قتل پسرش برگزار می‌شد، شرکت کند. هرچند او خواهان قصاص قاتل پسرش بود اما واحد صلح و سازش دادسرا به درخواست خانواده قاتل، برای آخرین بار جلسه‌ای برگزار کرد تا شاید بتوانند رضایت خانواده مقتول را جلب و آنها را از قصاص منصرف کنند.

جنایت در صحافی

مادر مقتول در طول مسیر داشت به روزی فکر می‌‌کرد که خبر قتل تنها پسرش را به او دادند. پسرش محمد در یک صحافی کار می‌‌کرد و در آستانه ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش بود.

آن طور که شاهدان و خود قاتل تعریف کردند، آن روز وی به دعوت یکی از دوستانش به نام‌ هاشم که همکار محمد بود به صحافی رفته اما در این میان پول‌های محمد گم شد و از آنجایی که تا به حال این اتفاق نیفتاده بود، محمد به میهمان ‌هاشم مشکوک شد و از او خواست که وسایل داخل جیبش را بیرون بریزد که سر این موضوع بین آنها درگیری رخ داد و پسر جوان با چاقویی که در کارگاه بود، چند ضربه به محمد زد و در همان صحنه جرم هم دستگیر شد.

خواب عجیب

زن میانسال همان طور که داخل خودرو نشسته بود و فکر می‌‌کرد، برای چند دقیقه خوابش برد. خوابی که نه تنها مسیر زندگی او بلکه مسیر زندگی قاتل فرزندش را نیز تغییر داد.

وی یک لحظه خود را در مسجد حضرت رسول(ص) دید. مرد جوانی پشت به او ایستاده و مشغول خواندن قرآن بود. او با صدای بلند سوره توبه را می‌‌خواند؛ ناگهان صدای مبهمی در گوشش پیچید که گفت «مادر او را ببخش.» وقتی به مرد جوان نزدیک شد و چهره‌اش را دید، شوکه شد. او پسر زندانی بود که سوره توبه را می‌‌خواند. ناگهان زن میانسال با صدای شوهرش از خواب پرید و خودش را مقابل دادسرا دید.

شرطی برای بخشش

این خواب چند ثانیه‌ای حالش را دگرگون کرده بود. پاهایش می‌‌لرزید، دست همسرش را گرفت تا بتواند از خیابان عبور کند قدم‌هایش به سنگینی برداشته می‌‌شد. زمانی که مقابل دادیار اجرای احکام قرار گرفت، حال دیگری داشت که تا آن زمان تجربه نکرده بود.

صدای پسر زندانی که سوره توبه را می‌خواند هنوز در گوشش بود. زمانی که دادیار اجرای احکام خواست شروع به صحبت کند، مادر با صدایی لرزان گفت: «می‌‌خواستم قبل از اینکه شما حرفی بزنید، من یک جمله بگویم. به حرمت مبعث حضرت محمد(ص) و به خاطر دل یک مادر، قاتل پسرم را بخشیدم.»

زن میانسال همان طور که صحبت می‌‌کرد، اشک می‌‌ریخت. او ادامه داد: «می‌‌بخشم اما برای این بخشش یک شرط دارم. قاتل باید به نیت اهل بیت و حدیث کسا، به مدت 5 سال هر سال 5 معتاد را ترک دهد و در این مدت هزینه زندگی خانواده‌های آنها و ترک اعتیاد را بپردازد. شاید اگر آن خواب را نمی‌دیدم باز هم خواسته‌ام اشد مجازات برای قاتل بچه‌ام بود. اما سوره توبه و صدای پسرم حتی اگر خواب هم نبوده باشد، مرا از مجازات منصرف کرد و از همسرم هم می‌‌خواهم که او نیز گذشت کند.»

مرد میانسال که با بخشش ناگهانی همسرش مواجه شده بود، به تبعیت از او، از قصاص گذشت کرد. پسر زندانی نیز با پذیرش شرط اولیای دم با ابراز ندامت و قدردانی از پدر و مادر مقتول به زندان برگشت تا در دادگاه کیفری استان از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه بایستد.

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات