ایران ونزوئلا نیست و ساختار حکومت پایدار است
رکناسیاسی:سیدعباس عراقچی برای شرکت در دور دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری عمان به ژنو رفت و تاکید شد که ساختار حکومتی ایران همچنان پایدار و منسجم است.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، یکشنبه شب تهران را به مقصد ژنو ترک کرد؛ سفری که با هدف شرکت در دومین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا با میانجیگری عمان انجام می شود. عراقچی ضمن تشریح دستورکار سفر خود به ژنو اعلام کرد با ابتکارات واقعی برای دستیابی به توافقی عادلانه و متوازن به ژنو رفته و همزمان با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی و نیز وزرای خارجه عمان و سوییس دیدار خواهد کرد.
به گزارش اعتماد، به گفته رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان، تهران برای مذاکره آماده است اما تسلیم در برابر تهدیدها در دستور کار نیست. در هر حال این مذاکرات در شرایطی برگزار می شود که سایه جنگ هنوز بر منطقه سایه افکنده است. تنها چند ماه از رویارویی مستقیم و بی سابقه ایران و اسراییل می گذرد؛ درگیری ای که با بمباران متقابل و آتش بسی شکننده پایان یافت و معادلات بازدارندگی را دگرگون کرد.
همزمان، واشنگتن دومین ناو هواپیمابر خود را به منطقه اعزام کرده؛ نشانه ای دوگانه از آمادگی برای فشار نظامی و در عین حال اصرار بر دیپلماسی. در واشنگتن نیز پیام ها متناقض اما به ادعای برخی ناظران معنادار ارسال می شود. دونالد ترامپ می گوید هنوز تصمیم قطعی درباره اقدام علیه ایران نگرفته و ترجیح می دهد مذاکرات به نتیجه برسد، اما همزمان بر مهار برنامه موشکی و نفوذ منطقه ای ایران تاکید دارد.
دیدار اخیر او با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسراییل نیز از وجود واگرایی های تاکتیکی حکایت داشت: اسراییل نسبت به هر توافقی که غنی سازی یا توان موشکی ایران را به طور کامل مهار نکند بدبین است، در حالی که ترامپ به دنبال پیروزی سریع و ملموس از مسیر مذاکره است.
اکنون پرسشی که مقابل برخی تحلیلگران وجود دارد این است که آیا با لحاظ کردن اظهارات اخیر معاونان وزارت امور خارجه درخصوص جزییات این دور از مذاکرات، تهران این بار با واقع گرایی بیشتری وارد میدان شده است؟ در این رابطه یک سفیر پیشین فرانسه مدعی است ادعای «تغییر رژیم» در دستور کار ترامپ نیست و گزینه نظامی بدون مداخله زمینی، دستاورد سیاسی تضمین شده ای نخواهد داشت.
کشورهای خلیج فارس نیز نسبت به هرگونه جنگ گسترده هشدار داده اند. این ارزیابی ها، فضای تنفس محدودی برای دیپلماسی ایجاد کرده است. با این حال برخی ناظران مدعی اند گره اصلی همچنان پابرجاست؛ واشنگتن خواهان محدودیت های گسترده تر ازجمله بر حوزه موشکی است و تهران رفع تحریم ها را اولویت مطلق می داند. در این میان هر دو طرف نیز بر این باورند که دیگری درنهایت عقب خواهد نشست. به ادعای این گروه خطر دقیقا در همین یقین دوگانه نهفته است.
ژنو اکنون صرفا محل یک مذاکره فنی نیست؛ نقطه تلاقی محاسباتی است که اگر بار دیگر دچار خطا شود، ممکن است منطقه را از لبه پرتگاه به درون آن سوق دهد. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی یکی از تعیین کننده ترین ادوار مذاکراتی تهران و واشنگتن طی ماه های اخیر با مرتضی مکی، کارشناس روابط بین الملل گفت وگو کرده است. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:
مرتضی مکی کارشناس مسائل بین الملل در پاسخ به پرسش درخصوص نتایج احتمالی آخرین تحولات دیپلماتیک در آستانه دور دوم مذاکرات تهران و واشنگتن تشریح کرد: واقعیت این است که شخصیت دونالد ترامپ تغییر نکرده است؛ او همان مواضع تکراری و بعضا متناقض گذشته را مطرح می کند. در عین حال که از مذاکره سخن می گوید، مطالبات حداکثری خود را به تعبیر ایران روی میز می گذارد و حتی از احتمال تغییر رژیم (نظام) نیز صحبت می کند. این همان خواسته حداکثری امریکا و اسراییل است. تحولات دی ماه و همچنین جنگ ۱۲روزه نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ رخدادهایی که از نگاه تهران، در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی و با هدف کشته سازی، تحریک جامعه و ایجاد آشوب دنبال شد.
به باور مکی در همین چارچوب، اعزام ناو امریکایی «یواس اس جرالد آر. فورد» نیز قابل تأمل است، ناوی که اعزامش بیش از هر چیز با هدف تقویت نمایش قدرت امریکا و کسب امتیازهای بیشتر از ایران در میز مذاکره ارزیابی می شود. واشنگتن تلاش دارد نشان دهد به همان میزان که از مذاکره سخن می گوید، همزمان از ابزار فشار نیز استفاده می کند؛ فشاری که صرفا نظامی نیست، بلکه ابعاد رسانه ای و شناختی نیز دارد و می کوشد با به جریان انداختن این فشارها، حداکثر امتیاز را از تهران اخذ کند. به واقع هر یک از مطالبات امریکا، متناسب به شکلی ابزار و روش خاصی را فعال می کند؛ از تهدید به جنگ کنترل شده گرفته تا عملیات روانی و فشار سیاسی.
این تحلیلگر روابط بین الملل در ادامه گفت: با این حال، تهران نیز تلاش کرده است متناسب با این شرایط، رویکرد فعال تری در پیش بگیرد. مواضعی که ازسوی معاون اقتصادی وزارت امور خارجه مطرح شد، نشان می دهد ایران در پی آن است که نسبت به گذشته کنشگری فعال تری در مذاکرات با امریکا داشته باشد. تهران این پیام را مخابره می کند که ایران نیز ظرفیت طرح موضوعات دیگر، به ویژه در حوزه همکاری های اقتصادی را دارد.
مکی در ادامه گفت وگو خاطرنشان کرد: اینکه همکاری های اقتصادی در قالب مذاکرات با امریکا به صورت مشخص و برجسته طرح می شود، می تواند نشانه ابتکار عمل جدیدی ازسوی ایران باشد؛ ابتکاری برای آنکه نشان دهد مذاکره صرفا یک فرآیند سیاسی بی نتیجه نیست و می تواند برای طرف امریکایی نیز دستاورد داشته باشد.
به بیان دیگر، تهران می کوشد این پیام را منتقل کند که گفت وگو با ایران می تواند برای واشنگتن چه در حوزه اقتصادی، چه امنیتی و چه در چارچوب اهداف منطقه ای امریکا آورده و امتیاز ملموس ایجاد کند. از این منظر، روند مذاکرات ایران و امریکا را می توان نه صرفا در متن گفت وگوهای رسمی، بلکه در حاشیه و لایه های مکمل آن نیز تحلیل کرد؛ جایی که همزمان با چانه زنی های سیاسی، بازی امتیازگیری، نمایش قدرت و طرح ابتکارهای اقتصادی نیز در جریان است.
مکی در پاسخ به دیگر پرسش درخصوص انعطاف تهران در قبال مساله هسته ای به عنوان یکی از موضوعات رایزنی های تهران و واشنگتن تشریح کرد: به هر حال، یکی از محورهای اصلی اختلاف، میزان غنی سازی و سرنوشت اورانیوم ۶۰درصدی ایران است؛ مساله ای که می تواند در روند دستیابی به توافق یا تفاهم با امریکایی ها نقش تعیین کننده ای ایفا کند. از منظر تهران، انرژی هسته ای یک مطالبه ملی است و بارها تاکید شده که جمهوری اسلامی به دنبال سلاح هسته ای نیست. افزایش سطح غنی سازی تا ۶۰درصد نیز، به گفته مقامات ایرانی، در واکنش به قطعنامه های صادر شده ازسوی نهادهای مرتبط با آژانس بین المللی انرژی اتمی و همچنین سیاست های فشاری امریکا علیه ایران صورت گرفت. اکنون نیز به نظر می رسد اصل موضوع قابل مذاکره است؛ ازجمله بحث رقیق سازی اورانیوم غنی شده، انتقال بخشی از آن به کشور ثالث یا حتی تشکیل کنسرسیومی برای غنی سازی. اینها راهکارهایی است که می تواند زمینه رسیدن به توافق با امریکا را فراهم کند. با این حال، اینکه امریکایی ها تا چه حد حاضر باشند در چارچوبی متوازن و با درنظر گرفتن خطوط قرمز ایران وارد گفت وگو شوند، محل تردید است؛ به ویژه آنکه واشنگتن همزمان از ابزارهای فشار، ازجمله گزینه های نظامی، برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کند.
به گفته مکی در چنین شرایطی، ایران ناگزیر است ضمن حفظ آمادگی دفاعی حداکثری، مسیر مذاکره را نیز به موازات آن دنبال کند تا بتواند در برابر فشارهای شکل گرفته ازسوی امریکا، دست بالا را داشته باشد و از موضعی فعال عمل کند. نکته مهم این است که باید از هر فرصتی برای جلوگیری از جنگ استفاده شود؛ چراکه در صورت وقوع جنگ، هیچ دستاورد و پیامد مثبتی برای ایران متصور نیست. اگر امریکایی ها بخواهند هزینه تعامل با ایران را به شکل تصاعدی افزایش دهند و خواسته هایی فراتر از چارچوب های متعارف مطرح کنند یا در قالب یک سیاست گام به گام به دنبال تغییر رفتار یا حتی تغییر حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران باشند مسیری که اسراییل آشکارا از آن حمایت می کند طبیعتا رسیدن به تفاهم دشوارتر خواهد شد.
این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه تصریح کرد: با این حال، حتی با وجود اختلاف نظرهای جدی در موضوعات مختلف، همچنان امکان دستیابی به یک تفاهم حداقلی وجود دارد؛ تفاهمی که بتواند کم هزینه ترین راه عبور از پیچ تاریخی و وضعیت بسیار سخت و دشواری باشد که ایران در سال های اخیر با آن مواجه بوده است.
مکی در ادامه این گفت وگو درباره اظهارات اخیر معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه درخصوص سرمایه گذاری در حوزه انرژی میان تهران و واشنگتن گفت: توجه داشته باشید که یکی از بهانه هایی که در زمان خروج امریکا از برجام مطرح شد این بود که واشنگتن مدعی بود ایالات متحده هیچ آورده اقتصادی مشخصی از برجام نداشته است. این گزاره البته دقیق و کامل نبود. یکی از مهم ترین مصادیق همکاری اقتصادی پس از برجام، قرارداد خرید بیش از ۸۰ فروند هواپیمای بویینگ از امریکا بود؛ قراردادی که از منظر اقتصادی، توافقی قابل توجه و سودآور برای طرف امریکایی به شمار می رفت و نشان می داد ظرفیت همکاری اقتصادی میان دو کشور وجود دارد. با این حال، به نظر می رسد در فضای کنونی و به ویژه در دولت دوم ترامپ، اهداف امریکا از گفت وگو با ایران صرفا به همکاری اقتصادی محدود نمی شود، بلکه ابعاد سیاسی و امنیتی پررنگ تری پیدا کرده است، ازجمله موضوعات مرتبط با برنامه موشکی ایران و مطالباتی که همسو با خواسته های اسراییل مطرح است، به همین دلیل، مذاکره در شرایط فعلی صرفا اقتصادی نیست، بلکه درهم تنیده با ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیتی گسترده تری است.
به گفته مکی در چنین شرایطی، به نظر می رسد ایران نیز باید کنشگری فعال تری در قبال مذاکره با امریکا از خود نشان دهد. براساس آنچه از روند پنج دور مذاکره پیش از حمله و همچنین گفت وگوهای اخیر که جزییات کامل آن هنوز منتشر نشده، برمی آید ایران آمادگی دارد در حوزه هایی مانند سرمایه گذاری شرکت های امریکایی، به ویژه در بخش انرژی، وارد گفت وگو شود. باتوجه به ذخایر عظیم نفت و گاز ایران در خلیج فارس و فلات قاره، این ظرفیت وجود دارد که پروژه های بزرگ انرژی برای شرکت های خارجی، ازجمله شرکت های امریکایی، سودآور باشد. اکنون باید دید واکنش امریکا به این رویکرد چیست و آیا واشنگتن آمادگی دارد در چارچوبی متوازن وارد چنین مذاکره ای شود یا خیر. اگر این آمادگی و اراده سیاسی شکل نگیرد، به نظر می رسد مانع اصلی در مسیر توافق، بیشتر در سمت امریکایی ها باشد. ایران به صراحت اعلام کرده که توپ اکنون در زمین امریکا است؛ اگر هدف واقعی، محدودسازی برنامه هسته ای در چارچوبی توافقی باشد، تهران آماده گفت وگو و رسیدن به تفاهم است. پرسش اساسی این است که آیا امریکا نیز چنین اراده ای دارد یا همچنان رویکرد فشار حداکثری را در اولویت قرار خواهد داد.
مکی در پاسخ به دیگر پرسش درخصوص ارزیابی اش از محتوای دور دوم مذاکرات در ژنو تصریح کرد: پیش بینی درباره این دور از مذاکرات بسیار دشوار است، چراکه ایران هنوز تمام جزییات محتوای گفت وگوها را به صورت رسمی بیان نکرده و ازسوی دیگر، محتوای مذاکرات ترامپ با نتانیاهو نیز به شکل شفاف منتشر نشده است.
علاوه بر این، فضای گفت وگو در امریکا نیز نسبت به دوره های قبل متفاوت به نظر می رسد. برخی نشانه ها حاکی از آن است که ترامپ با جدیت بیشتری به دنبال مذاکره است، هر چند این ارزیابی نسبی است و نمی توان با قطعیت و به صورت مطلق درباره میزان انطباق آن با واقعیت سخن گفت. با این حال، نوع رفتار و کنشگری امریکایی ها نشان می دهد که آن ها ملاحظات امنیتی بیشتری نسبت به گذشته در قبال واکنش ایران دارند. همین ملاحظات می تواند حامل پیامی قوی برای همه طرف ها، به ویژه امریکا و دولت های اروپایی باشد؛ کشورهایی که پیش تر مطرح می کردند عباس عراقچی از پشتوانه لازم برای پیشبرد مذاکره برخوردار نیست و هرگونه توافق احتمالی ممکن است با تغییرات داخلی در ایران مواجه شود.
به گفته مکی در این چارچوب، حضور و نقش آفرینی چهره هایی مانند علی لاریجانی که گفته می شود پیام هایی نیز ازسوی او به مقامات امریکایی منتقل شده این معنا را القا می کند که شاکله حاکمیت در تهران از مسیر گفت وگو، مذاکره و دستیابی به تفاهم حمایت می کند. این امر می تواند به عنوان مکمل تیم مذاکره کننده و تقویت کننده متنی تلقی شود که در دستور کار هیات ایرانی قرار دارد. در مجموع، رویکردی که در حال حاضر ازسوی ایران اتخاذ شده، نشان دهنده نوعی جدیت در پیگیری مذاکرات است؛ جدیتی که می کوشد همزمان با حفظ ملاحظات امنیتی و خطوط قرمز، مسیر تفاهم را باز نگه دارد و این پیام را منتقل کند که تصمیم برای مذاکره، تصمیمی در سطح کلان حاکمیت است نه صرفا یک ابتکار مقطعی از سوی تیم دیپلماسی.
این کارشناس مسائل بین الملل در ادامه و درخصوص واکنش احتمالی اسراییل به کنش های امریکا و ایران در میانه رایزنی ها گفت: نمی توان فاکتور کارشکنی اسراییل در روند مذاکرات ایران و امریکا را نادیده گرفت. این متغیر مهمی است که می تواند بر مسیر گفت وگوها اثرگذاری جدی داشته باشد. چنین وضعیتی در دوره باراک اوباما نیز وجود داشت تا آنجا که حتی برخی مقامات و بدنه سفارت امریکا نیز از جزییات مذاکرات اطلاع نداشتند و سطحی از پنهان کاری اعمال می شد تا مانع از اخلال اسراییلی ها در روند گفت وگوها شود. اگر به یاد داشته باشیم، در جریان سفر بنیامین نتانیاهو به امریکا در آن مقطع، او حتی در کاخ سفید پذیرفته نشد و به سخنرانی در کنگره بسنده کرد؛ اتفاقی که نشان می داد در آن دوره، میان کاخ سفید و اسراییل درباره نحوه مواجهه با ایران همسویی کامل وجود نداشت و اراده ای جدی در دولت اوباما برای رسیدن به تفاهم با تهران شکل گرفته بود. از این منظر، ممکن است تفاوت هایی که در دیدار اخیر ترامپ با مقامات اسراییلی مشاهده شد، ناشی از همین نوع نگرش متفاوت باشد. بنابراین باید تحولات پیشِ رو، ازجمله نشست های آتی، را با دقت بیشتری رصد کرد.
به گفته مکی در موضوع ایران، پیام هایی که ازسوی چهره هایی مانند علی لاریجانی در هفته های گذشته مطرح شده، حاوی این نکته است که اگر امریکایی ها واقعا از اعتبار، ضمانت و جدیت لازم برای مذاکره و دستیابی به تفاهم برخوردار باشند و گفت وگوها را به نتیجه ای روشن برسانند، زمینه برای تنظیم و اجرای یک توافق فراهم است. طرح همکاری اقتصادی میان ایران و امریکا نیز در همین چارچوب اهمیت ویژه ای دارد. وقتی دو کشوری که سال ها در تقابل بوده اند، آمادگی همکاری اقتصادی در سطوح بالا را مطرح می کنند، این می تواند نشانه ای از آغاز مسیر کاهش تنش و حرکت به سوی مدیریت اختلافات باشد. در این میان هرچه از ابتکار عمل های بیشتری ازسوی دو طرف در روند مذاکرات رونمایی شود تحرکات مخرب تل آویو شدت خواهد گرفت.
مکی در پاسخ به دیگر پرسش درخصوص اهمیت تصمیم نهایی ترامپ در قبال ایران در آستانه انتخابات میان دورده ای کنگره تشریح کرد: یکی از متغیرهای تهدیدآفرین برای ایران، موضوع انتخابات کنگره امریکاست. در برخی مقاطع، این احتمال مطرح می شود که دولت های امریکا برای بهره برداری انتخاباتی، از «کارت حمله محدود و قابل کنترل» علیه ایران استفاده کنند. با این حال، ایران نه ونزوئلاست و نه افغانستان. ساختار حکومتی جمهوری اسلامی، با وجود آسیب ها و فشارهایی که در سال های اخیر تجربه کرده، همچنان منسجم است و در بزنگاه های امنیتی، انسجام خود را حفظ کرده است. در تحولات سال گذشته نیز، با وجود نارضایتی ها و انتقاداتی که در بخشی از جامعه وجود داشت، واکنش عمومی در چارچوب داخلی باقی ماند و به مداخله خارجی گره نخورد. ملت ایران نشان داد که حتی در صورت طرح انتقاد، حاضر به پذیرش دخالت خارجی نیست. این رفتار اجتماعی، در کنار توان دفاعی و نظامی ایران، یکی از مولفه های بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی به شمار می رود. از منظر محاسبات نظامی، هرگونه درگیری با ایران می تواند به جنگی فرسایشی و پرهزینه برای امریکا تبدیل شود.
به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی بر همین اساس، یکی از پیام هایی که گفته می شود در هفته های گذشته به طرف امریکایی منتقل شده، این است که هرگونه حمله به ایران، محدود و بدون تبعات نخواهد بود. تهران این پیام را مخابره کرده که پاسخ احتمالی می تواند دامنه دار باشد و هزینه های قابل توجهی به همراه داشته باشد. افزون بر این، حمله به ایران مستلزم پشتوانه نظامی گسترده و همراهی منطقه ای است؛ درحالی که بسیاری از کشورهای منطقه تمایلی ندارند سرزمین یا پایگاه هایشان به سکوی حمله به ایران تبدیل شود. در این میان، استقرار ناوهای امریکایی در خلیج فارس، دریای عمان و مدیترانه نیز بخشی از همان معادله فشار و بازدارندگی متقابل است. حضور ناوهای هواپیمابر امریکا، در کنار سایر تحرکات نظامی، بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی به جنگ باشد، می تواند ابزاری برای حفظ سایه تهدید و افزایش فشار در مسیر کسب امتیازهای حداکثری تلقی شود.
با این حال، بعید به نظر می رسد این روش بتواند ایران را وادار به عقب نشینی از مولفه های اصلی قدرت دفاعی خود، ازجمله توان موشکی کند. در مقابل، پیشنهادهای اقتصادی که ازسوی ایران مطرح شده، می تواند جنبه ای امیدوارکننده در مسیر خروج از وضعیت پرتنش کنونی باشد. تهران باید از میز مذاکره به عنوان یک دروازه دیپلماتیک برای دور کردن کشور از جنگ استفاده کند. مذاکره، اگرچه پرهزینه و پیچیده است، اما می تواند از وقوع درگیری جلوگیری کند. بنابراین، حتی کوچک ترین ظرفیت ها نیز باید برای پیشبرد گفت وگو و کاهش تنش به کار گرفته شود؛ مسیری که هم می تواند امید را در جامعه تقویت کند و هم در سطح منطقه ای و بین المللی، از تشدید بحران جلوگیری نماید.
ارسال نظر