رکنا گزارش می دهد
هشدار قرمز رگباری از روی صندلی ریاستجمهوری / از 10 تن به 8 تن؛ روایت مسعود پزشکیان از سقوط قدرت خرید و آیندهای مبهم معیشت مردم
اجتماعی رکنا، «ما پول نداریم و زیرساختها هم آسیب دیدهاند»؛ این خلاصهای از واقعیتهای تلخی است که مسعود پزشکیان در هفته دولت از آنها پرده برداشت. با اعلام احتمال افزایش قیمت بنزین و ناتوانی در جبران هزینههای زندگی، جامعه با شکاف عمیقی میان درآمد و هزینهها روبهروست. وقتی درآمدها کاهش و تحریمها تشدید میشوند، چگونه قرار است در سالی که خود دولت آن را «سخت» پیشبینی کرده، زندگی جریان یابد؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، سخنان شب گذشته مسعود پزشکیان در هفته دولت که از تلویزیونی پخش شد، فراتر از یک گزارش وضعیت اقتصادی، در واقع ترسیم نقشه یک بحران چندلایه است. رئیسجمهور با اعتراف به حجم عظیم مشکلات، از تورم و بیکاری گرفته تا تخریب زیرساختها و محدودیتهای ارزی، تصویری از یک اقتصاد تحت فشار را ترسیم کرد که در آن، مدیریت بحران بیش از توسعه، اولویت یافته است. این اظهارات در حالی شنیده میشود که جامعه منتظر وعدههای بهبود معیشتی است، اما با واقعیتهای تلخی از جمله افزایش احتمالی قیمتها و محدودیتهای بودجهای روبهروست.
اعتراف به حجم بحران؛ تورم و بیکاری در صدر مشکلات
«ما مشکلات زیادی داریم؛ تورم، مسائل اقتصادی، اشتغال و مشکلات بسیار دیگری وجود دارد.»
رئیسجمهور با این جملات، در واقع از حجم عظیم چالشهایی میگوید که لایههای مختلف جامعه را درگیر کرده است. وقتی تورم و بیکاری به عنوان ریشههای اصلی ذکر میشوند، یعنی فشار اصلی بر هسته مرکزی جامعه یعنی طبقه متوسط و پایین است. این وضعیت باعث ایجاد نوعی ناامنی روانی در میان خانوادهها میشود که همواره با ترس از فردا و از دست رفتن قدرت خرید مواجهاند.
بحران سوخت و کاهش درآمد؛ چرخهای از تنگی معیشت
«اکنون مسیر بسته است و کالا وارد نمیشود. یکی از این کالاها بنزین است. درآمد ما هم کاهش یافته؛ یعنی علاوه بر بنزینی که تولید میکنیم، باید بنزین بخریم.»
این بخش از سخنان، به یکی از حساسترین نقاط اقتصاد اشاره دارد. وابستگی به واردات سوخت در حالی که درآمد ارزی کاهش یافته، یعنی کشور در یک تله مالی گرفتار شده است. برای جامعه، این یعنی افزایش هزینههای جانبی؛ از حملونقل گرفته تا قیمت تمامشده کالاهای اساسی که در نهایت به افزایش قیمتها در بازار ختم میشود.
هشدار افزایش قیمت سوخت و محدودیتهای حمایتی
«بنزین را به 10 هزار تومان افزایش خواهیم داد؛ مبلغ کالابرگ را نمیتوانیم زیاد کنیم.»
این دو جمله، مستقیمترین ضربه را به معیشت روزمره وارد میکنند. اعلام احتمال افزایش قیمت بنزین، سیگنالی برای افزایش تورم در بخشهای مختلف است. از سوی دیگر، وعده عدم افزایش مبلغ کالابرگ، نشاندهنده ناتوانی دولت در جبران عقبماندگی قیمتها با حمایتهای مستقیم است؛ موضوعی که باعث میشود قدرت خرید واقعی مردم در برابر تورم به شدت تحلیل برود.
تخریب زیرساختها؛ پیامدهای جنگ و تنشهای منطقهای
«هم نیروگاههایمان را زدهاند، هم منابع نفتی و گازیمان را هدف قرار دادهاند، و تولیدمان نیز در جریان جنگ کاهش پیدا کرده است.»
اشاره به آسیبهای وارده به زیرساختهای انرژی، ابعاد امنیتی-اقتصادی بحران را روشن میکند. وقتی زیرساختهای تولید و انرژی آسیب ببینند، نه تنها تولید ملی مختل میشود، بلکه هزینههای بازسازی نیز بر بودجهای که پیش از این هم با کسری مواجه بوده، فشار مضاعفی وارد میکند. این یعنی فرصتهای سرمایهگذاری و توسعه، به جای صرف در تولید، صرف جبران خسارات میشود.
توقف صادرات و بنبست ارزی
«اکنون نمیتوانیم نفت صادر کنیم؛ وقتی پول و درآمد نداریم، وقتی زیرساختها را زده و خراب کردهاند... وقتی پیش از آغاز این درگیریها نیز 1500 همت کسری داشتیم.»
بحران در بخش صادرات، یعنی قطع جریان نقدینگی ارزی به کشور. برای جامعه، این یعنی کمبود کالاهای وارداتی و نوسانات شدید در قیمت ارز. وقتی دولت با کسری بودجهای عظیم (1500 همت) روبهرو است، توانایی کنترلی بر بازارها را از دست میدهد و این خلأ، توسط واسطهها و نوسانات بازار پر میشود.
کاهش قدرت خرید؛ از 10 تن به 8 تن
«اگر قبلاً با پولی که داشتیم میتوانستیم 10 تن کالا بخریم، اکنون با همان میزان پول میتوانیم هشت تن بخریم.»
این یکی از ملموسترین بخشهای سخنان رئیسجمهور است که مستقیماً مفهوم تورم را برای عموم توضیح میدهد. این کاهش ظرفیت خرید، یعنی جامعه در حال تجربه یک فقر تدریجی است. وقتی ارزش پول ملی در برابر کالاها سقوط میکند، شکاف طبقاتی عمیقتر شده و بخش بزرگی از مردم در چرخه تلاش برای تامین نیازهای اولیه گرفتار میشوند.
سختتر شدن روزها؛ از قطع گاز تا نوسان شدید ارز
«امسال سال سختی خواهیم داشت؛ نرخ ارز ممکن است بسیار بالاتر از میزان فعلی برود.»
رئیسجمهور با نگاهی واقعگرایانه اما نگرانکننده، از سختیهای پیش رو سخن میگوید. هشدار درباره نوسانات شدید نرخ ارز و تأثیر مسائل سیاسی بر آن، نشاندهنده عدم ثبات در بازارهاست. این وضعیت باعث میشود که برنامهریزی برای زندگی، خرید یا تولید برای شهروندان و بنگاهها عملاً غیرممکن شود.
بحران در بنگاهها و مدیریت بحران
«بنگاهها نیز درست کار نمیکنند؛ با کسری و مشکلات بانکها مواجهیم؛ مشکل برق، آب و گاز داریم؛ با مشکلات مدیریتی و مسائل جدیدی که به وجود میآیند، درگیریم.»
در نهایت، تصویری از یک اقتصاد فرسوده ارائه میشود که در تمام جبههها، از بانک و مدیریت گرفته تا تامین انرژی، با مشکل مواجه است. این وضعیت، زنجیرهای از مشکلات است که از سطح کلان به سطح خانوار ختم میشود. وقتی بنگاهها کار نمیکنند، بیکاری افزایش یافته و وقتی بیکاری افزایش مییابد، مصرف کاهش یافته و چرخ اقتصاد به کلی متوقف میشود.
اظهارات مسعود پزشکیان، اگرچه از دیدگاه اقتصادی با صداقت و واقعگرایی همراه است، اما از منظر اجتماعی، حامل پیامهایی از جنس بیثباتی است. جامعه در انتظار پاسخهایی فراتر از تبیین مشکلات است؛ پاسخی که بتواند میان این حجم از محدودیتهای ارزی، بودجهای و زیرساختی، راهی برای حفظ کرامت معیشتی مردم باز کند.
-
6 فیلم از سیل آخرالزمانی در نپال / زمین و زمان بلعیده شد
ارسال نظر