چرا با وجود ازدواج و فرزند، هنوز احساس نمیکنیم بزرگسال شدهایم؟
اجتماعی رکنا :بسیاری از افراد با وجود داشتن شغل، خانواده و مسئولیت، همچنان احساس میکنند در درون خود هنوز یک کودک یا نوجوان هستند؛ پدیدهای که ریشههای اجتماعی و روانی عمیقی دارد.
به گزارش رکنا ، یک متخصص در این زمینه می گوید: تا آنجا که به خاطر دارم، پدرم همیشه برایم نماد تمامعیار یک فرد بزرگسال بود: قوی، مستقل، بااقتدار و مسئولیتپذیر. اما من با اینکه ۴۸ سال دارم هنوز هم آنقدر که پدرم در ۳۳ سالگی به نظرم میرسید، احساس بزرگسالی نمیکنم. ۲۷ سال است که متأهلم، فرزند بزرگم در دبیرستان درس میخواند، تحصیلات عالی دارم و از نظر مالی مستقل هستم؛ با این حال اگرچه دیگر احساس کودکی ندارم اما واقعاً هم حس نمیکنم که یک بزرگسالِ تمامعیار باشم.
میدانم که در این مورد تنها نیستم. بسیاری از دوستان و مراجعانم نیز تجربهای مشابه داشتهاند و میگویند که واقعاً احساس نمیکنند بزرگسال شدهاند. چه چیزی باعث این عدم تطابق میان واقعیت بیرونی و آن حس درونی نسبت به مرحلهای از زندگی است که در آن قرار داریم؟
۱. تغییرات اجتماعی در مراحل کلیدی بزرگسالی
به گزارش «سایکولوژی تودی»، کارشناسان مطالعات اجتماعی در آمریکا میگویند بخشی از این عدمتناسب ناشی از تحولات اجتماعی است. جوانان دیرتر ازدواج میکنند، دیرتر صاحب فرزند میشوند و اغلب تا اواسط دهه ۳۰ سالگی همچنان مشغول تحصیلات تکمیلی هستند. میانگین سنی خریداران نخستین خانه در سال ۱۹۸۱ برابر با ۲۹ سال بود، اما این رقم تا سال ۲۰۲۲ به ۳۶ سال افزایش یافت. همچنین فرزندآوری در سنین بالاتر به معنای به تعویق افتادن دوران پدربزرگ یا مادربزرگ شدن است؛ والد شدن در ۲۵ سالگی، رسیدن به جایگاه پدربزرگ یا مادربزرگ را تا ۵۰ سالگی نسبتاً آسان میکند، در حالی که اگر تا ۳۵ سالگی صبر کنید، ممکن است هنگام تولد نخستین نوهتان ۷۰ ساله باشید.
با این حال، این تأخیرهای عینی در برخی شاخصهای بزرگسالی تنها بخشی از ماجراست. آنها نمیتوانند توضیح دهند که چرا حتی با وجود برخورداری از تمام مظاهر بزرگسالی همچنان اغلب این احساس وجود دارد که فرد هنوز کاملاً بزرگسال نشده است.
۲. دنیا همانگونه به نظر میرسد و همان حس را دارد
شاید به این دلیل که زاویه دید و نگاه شخصیتان تغییری نکرده است، کمتر احساس بزرگسالی کنید. دنیایی که میبینید تا حد زیادی شبیه همان دنیایی است که در دوران جوانی یا کودکی میدیدید.
این پدیده در تمام سنین رایج است و توضیح میدهد که چرا وقتی به میانسالی میرسیم، اغلب جملاتی نظیر «اصلاً حس نمیکنم ۴۰ سالهام» یا «هنوز حس میکنم میتوانم دانشجو باشم» را به زبان میآوریم. نشانههای بیرونی بزرگسالی مانند داشتن شریک زندگی، مالکیت خانه یا شغل تماموقت لزوماً بر درک بنیادین ما از هویتمان تأثیر عمیقی نمیگذارند. ما این موارد را به عنوان واقعیت میپذیریم اما آنها ممکن است بر آن حسِ انتزاعیترِ «احساسِ بزرگسال بودن» تأثیری نداشته باشند.
۳. تغییر نکردن علایق و ترجیحات
تحقیقات نشان میدهد که ترجیحات ما اغلب در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شکل میگیرند. برای مثال، موسیقی مورد علاقهتان معمولاً شامل آهنگهایی است که در بازه سنی ۱۰ تا ۲۰ سالگی شما منتشر شدهاند.
همین موضوع ممکن است در مورد جنبههای دیگر زندگیتان نیز صدق کند از جمله:
_ ورزشهایی که تماشا میکنید
_ سبک لباسی که میپوشید
_ نوع افرادی که جذبشان میشوید
_ سلیقه غذایی که میخورید
_ نگرشها و پیشفرضهایی که درباره زندگی دارید
این بدان معنا نیست که ما در گذر زمان تغییر نمیکنیم و رشد نمییابیم بلکه به این معناست که بسیاری از ویژگیهای ما نسبتاً ثابت و پایدار هستند.
۴. تصورات دوران کودکی درباره بزرگسالان
شاید مهمترین دلیلی که باعث میشود احساس نکنید واقعاً بزرگسال شدهاید، تصوراتی باشد که در کودکی از بزرگسالان در ذهن خود شکل دادهاید؛ تصوراتی که تا حد زیادی دستنخورده باقی ماندهاند. جثه بزرگتر، دانش بیشتر و اقتدارِ بزرگسالانِ پیرامونتان، هالهای از «بزرگسالیِ اسطورهای» به آنها میبخشید. احتمالاً به نظر میرسید که آنها بر اوضاع مسلطاند، کنترل امور را در دست دارند و پاسخ پرسشهای بزرگ زندگی را میدانند. در مقابل، شما میدانید که هنوز رمز و راز زندگی را کشف نکردهاید و به همین دلیل، همچنان منتظرید تا تجربه درونیتان با آن تصوری که از حسوحالِ بزرگسالی داشتهاید، همخوانی پیدا کند.
اما در واقعیت، آن تصورات دوران کودکی توهمی بیش نبودند. این متخصص تاکید می کند: من اکنون میدانم که پدرم با تردید نسبت به خود، آسیبهای روحی (تروما)، افسردگی و استرس و عدم قطعیتی که ذاتِ زندگی است، دستوپنج نرم میکرد. والدین، معلمان، پزشکان، مربیان و هر بزرگسال دیگری که در کودکی میشناختید نیز احتمالاً آنگونه که شما تصور میکردید، احساس نمیکردند. شاید آنها مسلط و آسودهخاطر به نظر میرسیدند، اما در درونشان درست به اندازه شما دچار تردید و عدم اطمینان بودند.
در نهایت باید گفت که شاید واقعاً هم احساس بزرگسالی میکنیم اما این حس، آن چیزی نیست که تصور میکردیم. شاید لازم نباشد مدام منتظر لحظهای بمانید که گویی بهطور معجزهآسایی بزرگ شدهاید. اگر بزرگسال هستید، همین احساسی که دارید همان حسِ بزرگسالی است؛ با تمام سردرگمیها، ناامنیها و شادیهایش. ماجرا همین است. حقیقت این است که آن بزرگسالانی که الگوی شما بودند، انسانهایی جایزالخطا بودند که درست مثل خودِ شما، تمام تلاششان را میکردند.
-
گورخر در دام آرواره های کروکودیل + فیلم