ادامه خرس کشی در ایران / سازمان محیط زیست به تماشاگر مرگ خرس‌های قهوه ای تبدیل شده است
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  شلیک مستقیم و بی‌رحمانه شکارچیان غیرمجاز در عمق جنگل‌های مازندران، بار دیگر پرونده قطور ناکارآمدی متولیان صیانت از حیات وحش کشور را گشود. خرس قهوه‌ای مازندران که با بدنی پر از سرب به مرکز تیمار سمسکنده ساری منتقل شد، طبق گزارش دامپزشکان متخصص، به علت آسیب شدید نخاعی و قطع کامل توان حرکتی در اندام‌های تحتانی، دیگر هرگز به طبیعت باز نخواهد گشت.

این خرس اکنون در مسیر یک مرگ تدریجی و دردناک قرار دارد؛ مرگی که نمادی از فروپاشی تدریجی کل جمعیت خرس‌های قهوه‌ای در ایران است. این رخداد تلخ، نه یک حادثه ناگهانی، بلکه خروجی مستقیم سال‌ها بی‌عملی، انفعال و نبود استراتژی مشخص در ساختار مدیریتی سازمان حفاظت محیط زیست است.

فاجعه در قلب زیستگاه؛ وقتی متولیان خواب هستند

خرس قهوه‌ای ایران به عنوان کوچک‌ترین زیرگونه خرس قهوه‌ای در جهان، با جثه‌ای در حدود ۲۵۰ کیلوگرم، در رأس هرم غذایی البرز و زاگرس قرار دارد. این حیوان از نظر بوم‌شناختی یک گونه چتر و کلیدی است؛ به این معنا که حفظ قلمرو وسیع آن به طور خودکار تضمین‌کننده بقای کل اکوسیستم، پوشش گیاهی و سایر گونه‌های جانوری منطقه است. با این حال، در شرایطی که این گونه در سطح بین‌المللی به واسطه جمعیت‌های پایدار در سایر نقاط جهان در رتبه «کمترین نگرانی» قرار دارد، جمعیت آن در ایران و خاورمیانه به دلیل چندپاره شدن شدید زیستگاه‌ها در آستانه نابودی کامل قرار گرفته است.

سازمان حفاظت محیط زیست عملاً زنجیره زیستی این حیوان را به حال خود رها کرده است. نفوذ لجام‌گسیخته انسان به بکرترین مناطق جنگلی از طریق ویلاسازی‌های غیرقانونی، جاده‌سازی‌های بی‌ضابطه و تراشیدن جنگل‌های بلوط زاگرس و هیرکانی البرز، قلمرو خرس‌ها را به جزیره‌های کوچک و جدا از هم تبدیل کرده است. در این میان، خرس‌ها برای بقا و یافتن غذا چاره‌ای جز نزدیک شدن به باغات، کندوهای عسل و زباله‌دانی‌های غیراصولی حاشیه روستاها ندارند؛ تعارضی که سازمان محیط زیست سال‌هاست نتوانسته برای آن یک پروتکل پیشگیری یا طرح حمایتی کارآمد تدوین و اجرا کند.

طرح‌های ویترینی و کارگروه‌های کاغذی

نگاهی به پیشینه اقدامات سازمان نشان می‌دهد که مدیریت حیات وحش در کشور به برگزاری نشست‌های بی‌حاصل و تدوین طرح‌های بایگانی‌شده تقلیل یافته است. آغاز طرح «حفاظت از خرس‌های کشور» به سال ۱۳۹۵ بازمی‌گردد؛ طرحی که در ده سال گذشته خروجی ملموسی جز افزایش تلفات نداشته است. مسئولان سازمان همواره پشت واژه‌هایی چون «کمبود بودجه» و «عدم همکاری سایر دستگاه‌ها» سنگر می‌گیرند، اما حقیقت این است که نبود اراده نظارتی و مدیریت علمی، عامل اصلی این وضعیت است.

توجیهات مسئولان درباره تلفات جاده‌ای حیات وحش و انداختن توپ به زمین وزارت راه و شهرسازی، فرار از مسئولیت است. چطور ممکن است سازمان محیط زیست به عنوان نهاد حاکمیتی و ناظر بر پروژه‌های عمرانی، نتواند احداث زیرگذرها، فنس‌کشی جاده‌های مرگبار و نصب تابلوهای هشداردهنده را در مناطق تحت مدیریت خود به عنوان یک شرط زیست‌محیطی لازم‌الاجرا به وزارت راه تحمیل کند؟ انفعال حقوقی سازمان در برابر تخریبگران محیط زیست و ناتوانی در مجاب کردن دستگاه‌های اجرایی، عملاً راه‌ها و جاده‌های عبوری از مناطق چهارگانه را به قتلگاه حیات وحش تبدیل کرده است.

پردیسان؛ از مدیریت حیات وحش تا گم شدن توله خرس در دو قدمی مدیران

شاید عمق فاجعه مدیریتی سازمان را بتوان در ماجرای گم شدن ناباورانه یک توله خرس قهوه‌ای در خود پارک پردیسان تهران جست‌وجو کرد. پارکی که نه تنها مرکز استقرار معاونت طبیعی و دفاتر تخصصی سازمان حفاظت محیط زیست است، بلکه باید امن‌ترین سایت نگهداری موقت حیات وحش در کشور باشد. وقتی سازمانی توانایی حراست و کنترل یک توله خرس را در دو قدمی دفاتر مدیریتی خود در قلب پایتخت ندارد و در نهایت پرونده بدون پیدا شدن حیوان بسته می‌شود، چگونه می‌توان انتظار داشت که این مجموعه توانایی نظارت بر پهنه‌های کوهستانی البرز و زاگرس و مقابله با باندهای قاچاق اسلحه و شکارچیان غیرمجاز را داشته باشد؟ این ماجرا فراتر از یک سهل‌انگاری، سندی آشکار بر ضعف شدید پایش و ناکارآمدی پروتکل‌های حفاظتی در این سازمان است.

از رمالی تا دفاع از خود؛ بهانه‌هایی برای کشتار در سایه ضعف قانون

شکار خرس‌ها در ایران دلایل متعددی دارد که از دفاع شخصی در برابر هجوم حیوان به دلیل گرسنگی تا انگیزه‌های سودجویانه نظیر ارزش پوست، تاکسیدرمی و حتی خرافاتی مانند استفاده از اعضای بدن خرس در رمالی و دعانویسی را شامل می‌شود. افزایش ناچیز جرایم نقدی شکار غیرمجاز در سال‌های اخیر هرگز نتوانسته نقش بازدارنده‌ای ایفا کند، چرا که احتمال دستگیری و برخورد قانونی با متخلفان در زیستگاه‌های وسیع و بدون نگهبان بسیار پایین است. تا زمانی که تعداد محیط‌بانان کشور با استانداردهای جهانی فاصله نجومی دارد و تجهیزات ابتدایی مانند دوربین‌های تله‌ای و پهپادهای حرارتی برای پایش زیستگاه‌ها در اختیار مناطق قرار نمی‌گیرد، شکارچیان غیرمجاز بدون ترس از پیگرد قانونی به شلیک‌های مرگبار خود ادامه خواهند داد.

وضعیت اسفبار خرس سیاه آسیایی در جنوب شرق کشور  و بحران کنونی خرس‌های قهوه‌ای نشان می‌دهد که سیاست‌های حفاظتی در ایران کاملاً شکست خورده‌اند. سازمان حفاظت محیط زیست باید از پوسته توجیهات اداری خارج شود. تا زمانی که مدیریت حیات وحش بر اساس متدهای علمی روز دنیا، برخورد قاطع قضایی با حاملان سلاح غیرمجاز در مناطق جنگلی، ایمن‌سازی فوری نقاط حادثه‌خیز جاده‌ای و مشارکت واقعی جوامع محلی بازتعریف نشود، تراژدی قطع نخاع خرس قهوه‌ای مازندران بارها و بارها تکرار خواهد شد تا روزی که دیگر هیچ خرس قهوه‌ای در جنگل‌های ایران باقی نماند.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1229809
  • فیلم خودروی حامل پیکر امام شهید با سرعت پایین در حال گردش به‌ دور میدان آزادی برای تبرک همهٔ زائران است

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات