شکل گیری پدیده «فلج درمان» در نظام سلامت ایران / شطرنج ناتمام بیماران با «گرانی» و «کمبود» دارو
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  نظام سلامت ایران این روزها با پدیده‌ای مواجه است که می‌توان آن را «فلج درمان» نامید. در حالی که مدیران ارشد وزارت بهداشت با منطق اقتصادی «اصلاح قیمت برای تداوم تولید» کلنجار می‌روند، لایه‌های میانی و فرودست جامعه در برابر قفسه‌های خالی یا نسخه‌های چند میلیون تومانی، سپر انداخته‌اند. امروز مرز میان «کمبود دارو» و «گرانی دارو» از بین رفته است؛ چرا که داروی گران خارج از توان خرید، عملاً با داروی نایاب برای بیمار تفاوتی ندارد.

بحران در شریان‌های حیاتی؛ از قلب تا اعصاب

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند که داروهای راهبردی برای بیماری‌های مزمن، بیشترین آسیب را از نوسانات اخیر دیده‌اند. داروی «دیلتیازم» که برای کنترل فشار خون حیاتی است، در بسیاری از داروخانه‌ها به کیمیا بدل شده و بیماران قلبی را با استرسِ کشنده ناشی از اتمام ذخیره دارویی مواجه کرده است.

در همین زنجیره، داروی «پلاویکس» که سد دفاعی بیماران پس از عمل آنژیوگرافی محسوب می‌شود، با قیمتی معادل سه میلیون تومان برای یک بسته ۳۰ عددی، عملاً از سبد خرید بازنشستگان و طبقه متوسط حذف شده است.

وضعیت در حوزه داروهای اعصاب و روان به مراتب نگران‌کننده‌تر گزارش می‌شود. کمبود داروهایی نظیر «پرامی‌پکسول» برای بیماران پارکینسون، «کلردیازپوکساید» و «سرترالین»، نه تنها روند درمان را مختل کرده، بلکه به دلیل ماهیت این بیماری‌ها، قطع ناگهانی دارو منجر به بازگشت تهاجمی علائم و بحران‌های روحی برای خانواده‌ها شده است.
نایاب شدن اقلامی چون «کلشی‌سین» برای بیماران نقرس و «زیپتین» برای مبتلایان به دیابت نیز نشان‌دهنده گستردگی این بحران در تمامی تخصص‌های پزشکی است.

هزینه‌های سرطانی؛ وقتی درمان به بن‌بست معیشت می‌خورد

نقطه حساس ماجرا در بازار داروهای خاص و شیمی‌درمانی رقم می‌خورد. جهش قیمت برخی داروهای سرطانی از سه میلیون تومان به ۴۷ میلیون تومان در بازه زمانی یک‌ساله، به معنای صدور حکم توقف درمان برای بخش بزرگی از جامعه است.

برای یک راننده تاکسی یا کارگر روزمزد، تأمین چنین مبلغی به صورت ماهانه، فراتر از یک چالش اقتصادی و در واقع یک بن‌بست زیستی است. در این میان، بیمه‌ها نیز با عقب‌ماندگی از تورم دارویی، چتر حمایتی خود را از سر بیماران برداشته‌اند و سهم پرداختی از جیب مردم  به ارقام نگران‌کننده‌ای رسیده است.

منطق وزارت بهداشت؛ میز چهارپایه‌ای که توازن ندارد

توجیه وزارت بهداشت برای این وضعیت بر پایه «زنجیره تأمین» استوار است. مسئولان معتقدند صنعت دارو مانند میزی چهارپایه است که اگر قیمت محصول نهایی متناسب با هزینه‌های بسته‌بندی، مواد اولیه و حمل‌ونقل اصلاح نشود، تولید متوقف خواهد شد. از نگاه آن‌ها، گران شدن دارو «شرّ لازم» برای جلوگیری از نایاب شدن مطلق است.

با این حال، شواهد بازار نشان می‌دهد که حتی با اعمال اصلاح قیمت، همچنان توزیع قطره‌چکانی داروهایی مانند «امونیک» یا نمونه‌های خارجی داروها ادامه دارد که نشان‌دهنده وجود حفره‌های عمیق در شبکه توزیع و احتمالاً نشت دارو به بازار غیررسمی یا قاچاق معکوس است.

دسترسی کاذب؛ داروی موجود در قفسه و جیب خالی بیمار

نکته کلیدی که در آمارهای دولتی نادیده گرفته می‌شود، مفهوم «دسترسی واقعی» است. از منظر اقتصاد سلامت، دسترسی به دارو تنها به معنای وجود فیزیکی کالا در داروخانه نیست، بلکه «توانمندی مالی» رکن اصلی آن است. وقتی بیماری به دلیل قیمت بالا، درمان خود را رها می‌کند، عملاً سیاست‌های صیانتی دولت با شکست مواجه شده است.

وعده‌های وزارت بهداشت برای کاهش سهم پرداختی مردم در سال ۱۴۰۵، در حالی مطرح می‌شود که بحران کنونی در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نیاز به درمان اورژانسی دارد. جامعه امروز با «کمبود پنهان» دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ وضعیتی که در آن نسخه‌ها نوشته می‌شوند، داروها در لیست‌های رسمی موجود اعلام می‌شوند، اما در عمل، فرآیند درمان به دلیل ناتوانی مالی یا سرگردانی در داروخانه‌ها برای یافتن یک ورق قرص، در همان ابتدای مسیر متوقف می‌ماند. این وضعیت، طبقه متوسط را به عنوان قربانی جدید بحران درمان معرفی کرده است که دیگر نه توان خرید آزاد دارو را دارد و نه تحت پوشش حمایت‌های خاص قرار می‌گیرد.

 

 

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات