رکنا گزارش می دهد
مردم: کمفروشی؛ از نان بربری تا نودل و چیپس و پنیر خزیده است/ نیاز ورود تخصصی تعزیرات
رکنا، در شرایطی که تورم، فشار خود را از مسیر قیمت به کمیت و کیفیت کالا منتقل کرده، تعزیرات اگر بخواهد اثرگذار باشد باید از نظارت سنتی و صرفاً قیمتمحور عبور کند و به سراغ کنترل تخصصی وزن، حجم، بستهبندی و استاندارد واقعی کالا برود. در چنین فضایی، برخورد با کمفروشی و کوچکسازی پنهان محصولات، دیگر یک اقدام حاشیهای نیست، بلکه به یکی از اصلیترین ابزارهای دفاع از حقوق مصرفکننده و جلوگیری از فرسایش اعتماد عمومی تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در بسیاری از محلههای شهر، کمفروشی دیگر یک واژه حقوقی یا تخلف محدود صنفی نیست؛ به بخشی از تجربه روزمره خرید تبدیل شده است. شهروندانی که برای خرید نان، لبنیات یا مواد غذایی ساده وارد مغازهها میشوند، بیش از گذشته با این حس مواجهاند که آنچه دریافت میکنند با آنچه انتظار دارند برابر نیست. نانهایی که نازکتر شدهاند، بستههایی که زودتر از قبل تمام میشوند و پرسهایی که آرامآرام کوچکتر شدهاند، نشانههایی از واقعیتی هستند که در گفتوگوهای روزمره مردم بارها تکرار میشود؛ واقعیتی که نشان میدهد کمفروشی در دل تورم، آرام و بیصدا به بخشی از زیست اقتصادی جامعه تبدیل شده است.
در روزهایی که تورم از درآمد خانوار جلو میزند، کمفروشی دیگر فقط یک تخلف صنفی نیست؛ به زبان اقتصاد، تبدیل شده به راهی برای عبور بیسروصدا از بحران هزینهها و به زبان جامعه، به فرسایش تدریجی اعتماد. در اقتصاد تورمی با نظارت قیمتمحور، قیمت دیگر همه حقیقت را نمیگوید. وقتی هزینههای تولید بالا میرود اما امکان افزایش رسمی قیمت محدود میشود، بخشی از بازار مسیر کمریسکتری انتخاب میکند، دست بردن در متغیرهایی که کمتر دیده میشوند. وزن خالص، حجم واقعی و کیفیت مؤثر، اولین قربانیان این مسیرند.
در یک فروشگاه محلی در تهرانپارس، زنی میانسال به خبرنگار رکنا میگوید هر ماه مبلغ خریدش تقریباً ثابت مانده، اما کیسهها سبکتر شدهاند. او توضیح میدهد که قبلاً با همین هزینه، یخچال تا آخر هفته پر بود، اما حالا پیش از پایان هفته دوباره باید خرید کند. این تجربه روزمره، ترجمه عینی مفهومی است که اقتصاددانها از آن با عنوان افزایش «قیمت واحد واقعی مصرف» یاد میکنند؛ افزایشی که روی برچسب دیده نمیشود، اما در خانه حس میشود.
نان؛ جایی که وزن چانه شاخص تورم میشود
در بازار نان، کمفروشی بیشتر از آنکه در عدد قیمت دیده شود، در فرم نان خودش را نشان میدهد. نان کشیدهتر و نازکتر میشود؛ ظاهری که چشم را راضی میکند اما ترازو را نه. تغییر وزن چانه، کاهش زمان تخمیر یا دستکاری در کیفیت آرد، همه روشهایی هستند برای انتقال فشار هزینه بدون تغییر قیمت اسمی.
یکی زن ساکن شرق تهران به رکنا می گوید: اول حرف و سخن در مورد گران شدن نان به میان آمد ، در ادامه نان گران نشد اما نان ها نازک تر شدند.
لبنیات؛ انقباض خاموش در یخچال خانهها
تورم پنهان در لبنیات، با کاهش وزن بستهها و حفظ ظاهر قدیمی ظرف، خود را نشان میدهد. بستهای که همان شکل و رنگ را دارد، اما زودتر تمام میشود. این تغییر، بهویژه در کالاهایی مثل پنیر و ماست، مستقیماً به الگوی مصرف خانوار ضربه میزند.
در نارمک، مادری که خرید هفتگیاش را از فروشگاه زنجیرهای انجام میدهد، میگوید قبلاً یک قالب پنیر برای کل هفته کافی بود. حالا همان پنیر، با همان قیمت نسبی، چهار یا پنج روزه تمام میشود. در بسته را که باز می کنی ، پنیر کم حجم تری را شاهد هستی. او میگوید متوجه کاهش وزن نشده بود تا وقتی که دید مجبور است در میانه هفته دوباره پنیر بخرد. تجربهای که نشان میدهد وزن، وقتی کوچک میشود، تازه در زمان مصرف خودش را لو میدهد.
بستهبندیهای فریبنده؛ کمیت کمتر در ظاهر آشنا
در بازار اسنکها، کنسروها و سسها، کمفروشی به شکل پیچیدهتری رخ میدهد. پاکتها همان اندازهاند، قوطیها همان شکل را دارند، اما وزن خالص کمتر است یا نسبت محتوا به مایع تغییر کرده. مصرفکننده خرید را بر اساس حافظه بصری انجام میدهد و نه اعداد ریز روی برچسب.
در یک سوپرمارکت محلی در محله پیروزی، فروشنده میگوید مشتریها اغلب بعد از چند بار خرید برمیگردند و میگویند این چیپس یا آن تن ماهی محتوای کمتری نسبت به قبلی داشت.
رستورانها؛ کوچک شدن پرسها بدون تغییر منو
در رستورانها و فستفودها، کمفروشی نام دیگری پیدا میکند: «تنظیم سایز». بشقاب همان است، قیمت تقریباً همان، اما محتوا کمتر. این تغییر چون تدریجی است، دیر به چشم میآید.
در یک فستفود شلوغ حوالی انقلاب، دانشجویی میگوید قبلاً با یک برگر سیر میشد، اما حالا مجبور است سیبزمینی یا نوشیدنی اضافه بگیرد. او میگوید احساس میکند برگرها نازکتر شدهاند.
در رستورانهای سنتی هم مشتریها از کم شدن برنج یا کوچکتر شدن کباب میگویند؛ تغییراتی که هزینه هر وعده غذا را بالا برده، بیآنکه عدد منو الزاماً تغییر کرده باشد.
نظارت قیمتمحور؛ دعوت ناخواسته به کمفروشی
وقتی نظارت فقط روی قیمت متمرکز است، بازار بهطور طبیعی به سمت دستکاری در وزن و کیفیت میرود. اگر احتمال کشف تخلف پایین و جریمه ناچیز باشد، کاهش نامحسوس کمیت به گزینهای منطقی برای برخی تولیدکنندگان و عرضهکنندگان تبدیل میشود.
در یکی از بازارهای جنوب تهران، کاسبی میگوید تا وقتی کسی وزن را کنترل نکند، همه سعی میکنند چند گرم کمتر بدهند تا از هزینهها جا نمانند. به گفته او، بازرسیها بیشتر سر قیمت گیر میدهند تا وزن یا کیفیت، و همین تعادل را به ضرر مصرفکننده بر هم میزند.
فرسایش اعتماد؛ زیانی بزرگتر از چند گرم کالا
تورم پنهان در نهایت چیزی بیش از کالا را کم میکند؛ اعتماد را. مصرفکنندهای که مدام حس میکند سهمش کمتر شده، حتی به فروشنده منصف هم با تردید نگاه میکند. این بیاعتمادی، آرام و تدریجی، اما عمیق است.
در افسریه، زنی که هر روز از یک نانوایی خرید میکند، میگوید قبلاً بدون نگاه کردن نان را میگرفت و میرفت، اما حالا نانها را سبکسنگین میکند. او میگوید مسئله چند گرم نیست؛ مسئله این است که دیگر مطمئن نیست سهمش همان سهم دیروز باشد. تورم پنهان شاید در آمار رسمی عدد بزرگی نسازد، اما در ذهن و سفره مردم، حضوری پررنگ و ماندگار دارد.
تثبیت قیمت، اگر با تثبیت وزن و کیفیت همراه نباشد، فقط صورت مسئله را آرام میکند. در نهایت، بازار روی اعتماد میچرخد؛ و این اعتماد، با هر نان نازکتر، هر بسته کوچکتر و هر پرس سبکتر، ذرهذره تحلیل میرود.
ورود جدی و تخصصی تعزیرات حائز اهمیت است
در چنین وضعیتی، تعزیرات در ایران اگر بخواهد واقعاً با «تورم پنهان» بجنگد، باید از حالت نظارت صرفاً قیمتمحور خارج شود و وارد نظارت تخصصی بر «کمیت واقعی» و «کیفیت مؤثر» شود. این یعنی تمرکز بر کنترل وزن خالص، تطبیق وزنِ درجشده با وزنِ تحویلی، بررسی تغییرات ابعادی و وزنی در کالاهای پرتکرار (بهویژه نان، لبنیات، روغن، کنسروها، سسها و اقلام حجیم یا وزنگریز)، و مهمتر از آن، ایجاد سازوکارهای رصد میدانی که بهصورت دورهای نمونهبرداری و آزمایش میدانی انجام دهند؛ نه فقط رسیدگی به شکایت دیرهنگام.
در کنار این، تعزیرات باید برای کالاهای حساس دستورالعملهای روشن داشته باشد، مثلاً اگر نان «کِشش» یا «ضخامت» را تغییر میدهد، یا بستههای لبنی وزن مؤثر را کم میکنند، رسیدگی باید معیارمحور باشد و مستندات فیزیکی، قابل اندازهگیری و قابل استناد تهیه شود؛ چیزی که هم برای مصرفکننده قابل فهم است و هم برای متهم، قابل دفاع یا پاسخ.
از سوی دیگر، برخورد تعزیرات باید از جنس «بازدارندگی اقتصادی» باشد، نه صرفاً جریمههای نمادین. اجرای بازرسیهای هدفمند بر اساس ریسک (محلهها، برندهای پرفروش، فاصله زمانی بعد از تغییرات قیمتی، و الگوی تکرار تخلف) همراه با گزارشهای شفاف رسانهای میتواند احتمال کشف را بالا ببرد و بازار را به سمت تخلف کمتر هل بدهد.
همچنین تعزیرات لازم است تیمهای تخصصی و چندرشتهای در حوزه توزین، استانداردهای بستهبندی، فرایندهای تولید (در حد نیاز) و رسیدگی حقوقی داشته باشد تا پروندهها از حالت «ادعای طرفین» خارج شوند و به پروندههای مبتنی بر اندازهگیری و مستندات تبدیل گردند. نتیجه این مسیر روشن است: وقتی تورم اجازه نمیدهد مردم همان مقدار کالای قبلی را با همان پول دریافت کنند، تعزیرات باید تضمین کند حداقل «آنچه روی سفره وعده داده شده» با «آنچه تحویل داده میشود» همخوان باشد؛ وگرنه اعتماد عمومی، به شکل آرام اما پیوسته، فرسودهتر از هر تخلف وزنی باقی میماند.
ارسال نظر