رکنا گزارش می دهد
فرزندآوری در ایران هر روز گرانتر می شود/ شروع ماجرا از یک بسته پوشک؛ جایی که فشار هزینهها خودش را لو میدهد
رکنا، افزایش بیوقفه هزینههای فرزندآوری در ایران، از قیمت یک بسته پوشک گرفته تا مخارج آموزش و درمان نوجوانان، تصویری میسازد که با واقعیت درآمدهای رسمی هیچ نسبتی ندارد. آنچه خانوادهها در مسیر رشد یک کودک تجربه میکنند، مجموعهای از هزینههای فزاینده و اجتنابناپذیر است که از همان سال نخست تولد آغاز میشود و تا پایان دبیرستان، هر سال سهم بیشتری از درآمد آنان را میبلعد. در میانه تأکید مکرر مسئولان بر ضرورت افزایش جمعیت، این شکاف اقتصادی تعیین میکند که تصمیمگیری درباره داشتن فرزند چگونه از یک انتخاب طبیعی خانوادگی به دغدغهای سخت و پرهزینه تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، داستان فرزندآوری در ایران امروز، نه از بیمارستان و لحظه تولد، بلکه از جایی آغاز میشود که یک خانواده سادهترین نیاز کودک را قیمتگذاری میکند؛ یک بسته پوشک ۶۲ عددی مولفیکس سایز ۴ که قیمتش به ۱,۰۹۱,۵۰۰ تومان رسیده است. هر پوشک حدود ۱۷,۶۰۵ تومان تمام میشود؛ عددی کوچک در ظاهر، اما وقتی نوزادی حداقل روزی چهار پوشک نیاز دارد، ماهانه به ۲,۱۱۲,۰۰۰ تومان فقط برای یک قلم نیاز اولیه میرسیم. این هزینه، مقابل حقوق مصوب سال ۱۴۰۵ معنای دیگری پیدا میکند، کارگری که ماهانه ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار و ۵۴۸ تومان حقوق پایه دارد، با احتساب بن، حق مسکن، پایه سنوات و حق تاهل، مجموع دریافتیاش به حدود ۲۵ تا ۲۶ میلیون تومان میرسد؛ رقمی که تنها هزینه پوشک یک نوزاد، نزدیک به ده درصد آن را مصرف میکند. این تازه نقطه شروع است؛ نقطهای که برای برخی خانوادهها به معنای تغییر سبک زندگی و حذف هزینههای دیگر است و برای برخی دیگر مقدمهای برای یک چرخه فرساینده اقتصادی.
حال اگر کودکان و فرزندان بیماری هایی داشته باشند هزینه ها دیگر کمر را می شکند. در همین قاب ؛ مادری که برای دختر ۱۴ساله سیپیاش تنها چهار بسته پوشک خریده و ۲,۸۰۰,۰۰۰ تومان پرداخت کرده و به خبرنگار رکنا می گوید: " بستههایی که فقط برای ده روز تا نهایتاً دو هفته کفایت میکنند. در مقابل، بهزیستی ماهانه دو میلیون تومان کمک میکند؛ یعنی حتی هزینه یکونیم بسته از همین پوشکهای مورد نیاز کودک را هم پوشش نمیدهد. هزینه شیر برای هر ده روز ۱,۵۰۰,۰۰۰ تومان است، هزینه تخت ضد زخم بستر، ویلچر تخصصی، داروهای دورهای و ملزومات مراقبتی هر کدام دهها برابر یارانه دریافتیاند."
این روایتها نشان میدهد که هزینه فرزندآوری در ایران تنها یک دغدغه طبقه متوسط نیست؛ برای خانوادههای کمدرآمد به یک بحران و برای خانوادههای دارای کودک بیمار یا دارای نیاز ویژه به بحرانی چندلایه تبدیل شده است.
سالهای ۰ تا ۶ سالگی؛ سالهایی که هزینهها مثل وزن کودک رشد میکنند
هزینههای فرزندآوری در نخستین سالهای زندگی، مسیری خطی ندارد؛ بلکه شتابی دارد همتراز رشد کودک. خانوادهها هنوز از هزینههای بارداری، ویزیتهای دورهای، آزمایشهای تخصصی و سونوگرافیها فاصله نگرفتهاند که باید هزینه زایمان را پرداخت کنند؛ هزینهای که در بیمارستانهای دولتی از چند میلیون تومان آغاز میشود و در بیمارستانهای خصوصی میتواند از صد میلیون تومان هم عبور کند.
پس از تولد، سبد هزینهها هر ماه پرتر میشود. پوشک، شیرخشک، شامپو، کرم، دستمال مرطوب، پمادهای پوستی، شیشهشیر، ضدعفونیکنندهها، ویزیت متخصص اطفال و مکملهای غذایی جزو هزینههای ثابتاند.
لباس نوزاد به دلیل رشد سریع، هر سه تا چهار ماه نیاز به تجدید دارد. تجهیزات پایه مانند گهواره، تختخواب، تشک مناسب، کالسکه، کریر و صندلی ماشین ...
هزینه جاری یک نوزاد در سال اول، حتی با حداقل الگو، میتواند از ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان فراتر رود؛ رقمی تقریباً معادل دو ماه حقوق یک کارگر در سال ۱۴۰۵.
از یکسالگی به بعد، با اضافهشدن غذاهای ویژه کودک، مکملهای رشد، اسباببازیهای آموزشی، کتابهای تصویرمحور، کلاسهای مهارتی اولیه و از همه مهمتر شهریه مهدکودک، هزینهها شکل تازهای پیدا میکنند.
مهدکودکهای معمولی در سال ۱۴۰۵، ماهانه بین ۳ تا ۸ میلیون تومان هزینه دارند؛ رقمی که میتواند تا یکسوم درآمد یک خانوار کارگری را ببلعد. این هزینهها حتی بدون بیماری کودک یا هزینههای غیرمنتظره بهراحتی میتوانند سبد ماهانه یک خانواده را از تعادل خارج کنند.
سالهای ۷ تا ۱۲ سالگی؛ ورود رسمی هزینه آموزش به زندگی خانواده
با ورود کودک به مدرسه، مخارج خانواده ساختار تازهای پیدا میکند و محوریت آن بهطور کامل به آموزش منتقل میشود. خانوادههایی که توان پرداخت شهریه مدارس غیرانتفاعی را ندارند ـ مدارسی که شهریهشان اغلب بین ۳۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان در سال است ـ به مدارس دولتی روی میآورند. اما حتی مدارس دولتی نیز بیهزینه نیستند: کلاسهای فوقبرنامه، دورههای تکمیلی، کمکهای داوطلبانه، اردوهای آموزشی و تأمین لوازم آموزشی، همگی هزینههای ثابتی به خانواده تحمیل میکنند. لوازمالتحریر در سال ۱۴۰۵ با افزایش قیمت روبهروست؛ خرید کیف، کفش مدرسه و فرم تحصیلی برای یک دانشآموز ابتدایی معمولاً بین ۳ تا ۸ میلیون تومان تمام میشود.
کلاس زبان، کلاس موسیقی، ورزش حرفهای، ژیمناستیک یا شنا، که بسیاری از خانوادهها آن را بخشی از رشد کودک میدانند، هزینههایی بین ۱ تا ۴ میلیون تومان در ماه دارند.
هزینه سرویس مدرسه در شهرهای بزرگ به یکی از سنگینترین اقلام تبدیل شده؛ در بسیاری از مناطق تهران، سرویس رفتوآمد ماهانه بالای ۲ تا ۵ میلیون تومان هزینه دارد.
در این سن، هزینه پزشکی و دندانپزشکی نیز نقش پررنگتری دارد؛ هر جلسه دندانپزشکی میتواند چند میلیون تومان هزینه ایجاد کند. مجموع هزینههای یک دانشآموز ۷ تا ۱۲ ساله، اگر خانواده بخواهد حداقل استانداردهای آموزشی و رشد مهارتی را حفظ کند، میتواند سالانه از ۶۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان عبور کند؛ رقمی که تقریباً معادل سه تا پنج ماه حقوق یک کارگر است.
سالهای ۱۲ تا ۱۸؛ دورهای که هزینهها از درآمد جلو میزنند
در دوره نوجوانی، فشار اقتصادی خانواده به اوج میرسد. مدرسه متوسطه، کلاسهای تقویتی، کتابهای کمکدرسی، دورههای آمادگی امتحانات نهایی و کلاسهای تستزنی، ساختاری از هزینه میسازند که گاهی از خود شهریه مدرسه هم سنگینتر است. خانوادههایی که به تحصیل فرزند خود اهمیت میدهند، در این دوره ناچارند در هر سال چندین میلیون تومان برای کلاس زبان، برنامهنویسی، هنر، موسیقی یا فعالیت ورزشی بپردازند. ابزارهای دیجیتال آموزشی ـ موبایل مناسب، تبلت یا لپتاپ ـ به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شدهاند و قیمت هر کدام از این ابزارها میتواند از ۱۰ تا ۴۰ میلیون تومان باشد و حتی بسته به کیفیت و نیاز تا بالای صد میلیون تومان هم برود.
در سالهای منتهی به کنکور، هزینهها به اوج میرسند. کلاسهای خصوصی یا گروهی کنکور از چند میلیون تا دهها میلیون تومان متفاوتاند. هزینه آزمونهای آزمایشی، کتابهای حجیم کنکور و مشاوره تحصیلی، بار اقتصادی قابل توجهی روی دوش خانوادهها میگذارند. تغذیه نوجوان، لباسهای فصلی، سفرهای کوتاه، فعالیتهای فرهنگی و تعاملات اجتماعی نیز مخارج جانبی این سن هستند. علاوه بر همه اینها، هزینههای درمانی و مشاورهای که برای سلامت جسم و روان نوجوان ضروریاند، ممکن است در شرایط اقتصادی امروز برای بسیاری از خانوادهها به کالایی لوکس تبدیل شود.
در پایان این دوره، خانوادهای که از تولد تا ۱۸ سالگی تلاش کرده فرزندش را با استانداردهای حداقلی رشد دهد، با یک تصویر روشن روبهروست، هزینه بزرگکردن یک کودک، در بهترین حالت، برابر است با چند سال حقوق کامل یک کارگر و در بدترین حالت بسیار بیشتر از آن. این فاصله میان هزینه واقعی زندگی و درآمد رسمی، شکاف اصلی میان توصیههای سیاستگذار و توان واقعی جامعهای است که هر روز برای فرزندآوری تحت فشار بیشتری قرار میگیرد.
در این بخش از گزارش لازم به ذکر است که رقم های گفته شده طبق گفته والدین شاید کمترین سطح از قیمت گذاری های جاری در کشور باشد و هزینه ها و قیمت ها خیلی بیشتر است.
در چنین چشماندازی، پرسش اساسی نه از خانوادهها، که از سیاستگذارانی است که هر روز بر ضرورت فرزندآوری و رشد جمعیت تأکید میکنند، بیآنکه ساختار اقتصادی و حمایتی لازم را برای تحقق همین توصیه فراهم کرده باشند. خانوادهای که از نخستین روز تولد تا پایان نوجوانی فرزندش با هزینههایی روبهروست که گاهی معادل چند برابر درآمد سالانه اوست، نمیتواند تنها با توصیه، شعار یا هشدار به «جمعیت» تصمیمی متفاوت بگیرد.
سیاستگذاران اگر واقعاً به آینده جمعیت ایران توجه دارند، باید هزینه فرزندآوری و پرورش کودک را از یک مسئولیت کاملاً شخصی و سنگین، به یک مسئولیت مشترک و قابل تحمل تبدیل کنند؛ مسئولیتی که با حمایتهای مالی پیوسته، بیمههای کارآمد، پوشش درمانی واقعی، تسهیلات آموزشی، کاهش هزینههای بهداشت و افزایش دستمزدهای متناسب با قیمتها معنا پیدا کند.
فرزندآوری زمانی امکانپذیر است که خانوادهها احساس امنیت اقتصادی داشته باشند، نه آنکه از همان روز خرید نخستین بسته پوشک، سنگینی بار مالی آینده را بر شانههای خود حس کنند. اگر قرار است آینده جمعیت ایران تغییر کند، باید پیش از هر توصیهای، معادله ساده و روشن زندگی خانوار بازنویسی شود.
ارسال نظر