۶۵ درصدِ تخریب جنگ 40روزه در بافت غیرنظامی تهران ؛ نقشه حملات موشکی به پایتخت ایران از دل آمار بلومبرگ
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تحلیل داده‌های منتشرشده از سوی بلومبرگ درباره ۲۸۱۶ ساختمان آسیب‌دیده در تهران نشان می‌دهد که الگوی اصابت حملات، صرفاً محدود به اهداف نظامی نبوده و به‌طور مستقیم در بطن بافت شهری نفوذ کرده است.

بر اساس این بررسی، ۳۲ درصد ساختمان‌ها نظامی، ۲۵ درصد صنعتی، ۲۱ درصد مسکونی، ۱۹ درصد تجاری و حدود ۲ درصد دولتی بوده‌اند. این ترکیب آماری در نگاه نخست ممکن است نشان‌دهنده تمرکز نسبی بر اهداف نظامی باشد، اما وقتی بخش‌های غیرنظامی کنار هم قرار می‌گیرند، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد. مجموع آسیب در حوزه‌های مسکونی، تجاری و صنعتی به ۶۵ درصد کل ساختمان‌های آسیب‌دیده می‌رسد؛ رقمی که نشان می‌دهد بخش اعظم ضربه در واقع به شریان‌های اجتماعی و اقتصادی شهر وارد شده است.

در مطالعات جنگ شهری، چنین الگویی معمولاً نشانه آن است که عملیات نظامی در فضایی رخ داده که مرز میان اهداف نظامی و زندگی روزمره شهروندان به‌شدت در هم تنیده است.

تخریب مسکونی؛ شکاف در زیست شهری

سهم ۲۱ درصدی ساختمان‌های مسکونی در میان اهداف آسیب‌دیده، معنایی فراتر از تخریب چند بلوک ساختمانی دارد. این رقم نشان می‌دهد که بخشی از ضربه‌ها مستقیماً به محیط زندگی غیرنظامیان وارد شده است؛ محیطی که ثبات آن برای پایداری اجتماعی شهر اهمیت حیاتی دارد.

در بسیاری از محله‌هایی که آسیب مسکونی تجربه کرده‌اند، خانواده‌ها ناچار به ترک موقت خانه‌های خود شده‌اند و نوعی جابه‌جایی جمعیتی درون‌شهری شکل گرفته است. چنین جابه‌جایی‌هایی در ادبیات مدیریت بحران به‌عنوان اختلال در «جمعیت پایدار محله» شناخته می‌شود؛ وضعیتی که در آن پیوندهای همسایگی، شبکه‌های اجتماعی و نظم روزمره زندگی شهری دچار گسست می‌شود.

پیامد این وضعیت تنها در آوار ساختمان‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه در تغییر بافت اجتماعی محله‌ها و تضعیف حس امنیت روانی شهروندان نیز خود را نشان می‌دهد.

ضربه به اقتصاد محله‌ها؛ خاموشی تدریجی واحدهای تجاری

در میان ساختمان‌های آسیب‌دیده، ۱۹ درصد واحدهای تجاری قرار دارند؛ واحدهایی که ستون اقتصاد خرد شهری محسوب می‌شوند. مغازه‌ها، دفاتر خدماتی و مراکز کسب‌وکار کوچک در واقع گره‌های حیاتی شبکه اقتصادی محله‌ها هستند.

وقتی این نقاط آسیب می‌بینند، تنها یک فضای فیزیکی از بین نمی‌رود، بلکه بخشی از گردش اقتصادی روزانه شهر مختل می‌شود. آسیب به این بخش به‌طور معمول به سه پیامد مشخص منجر می‌شود، کاهش دسترسی محلی به کالا و خدمات، افزایش فشار اقتصادی بر کسب‌وکارهای باقی‌مانده و بروز موجی از بیکاری در میان نیروهای شاغل در مشاغل خرد. در شرایطی که اقتصاد شهری پیش از این نیز با فشارهای مختلف روبه‌رو بوده، چنین اختلالی می‌تواند زنجیره‌ای از مشکلات معیشتی را در سطح خانوارهای شهری ایجاد کند.

بخش صنعتی؛ ضربه به زیرساخت تولید و اشتغال

داده‌های بلومبرگ نشان می‌دهد که ۲۵ درصد ساختمان‌های آسیب‌دیده در بخش صنعتی قرار دارند؛ سهمی قابل توجه که پیامدهای آن فراتر از تخریب چند واحد تولیدی است. کارگاه‌ها، انبارها و مراکز تولیدی کوچک و متوسط، بخش بزرگی از ظرفیت اشتغال شهری را در خود جای داده‌اند.

آسیب به این واحدها به معنای توقف خطوط تولید، از بین رفتن تجهیزات و کاهش ظرفیت تأمین کالا در بازار داخلی است. علاوه بر این، چنین ضربه‌ای می‌تواند به افزایش بیکاری در میان کارگران و کارکنان فنی منجر شود؛ گروهی که معمولاً از آسیب‌پذیرترین اقشار در زمان بحران‌های اقتصادی و امنیتی محسوب می‌شوند. از منظر امنیت شهری نیز اختلال در زیرساخت‌های صنعتی می‌تواند روند بازگشت شهر به وضعیت عادی را با تأخیر مواجه کند.

تمرکز نظامی و موج خسارت در بافت غیرنظامی

اگرچه ۳۲ درصد ساختمان‌های آسیب‌دیده به نیروهای نظامی مرتبط بوده‌اند، اما پراکندگی جغرافیایی این مراکز در دل بافت شهری باعث شده موج تخریب از محدوده هدف اصلی فراتر برود. در بسیاری از موارد، ساختمان‌های مسکونی یا تجاری مجاور به دلیل موج انفجار، آتش‌سوزی یا آسیب سازه‌ای دچار خسارت شده‌اند.

در ادبیات نظامی، چنین وضعیتی به عنوان خسارت تبعی یا جانبی شناخته می‌شود، اما در واقعیت شهری، این خسارت‌ها مستقیماً بر زندگی غیرنظامیان تأثیر می‌گذارند. به همین دلیل، حتی زمانی که هدف عملیات یک مرکز نظامی است، پیامدهای آن در لایه‌های گسترده‌تری از شهر گسترش می‌یابد و بخش‌های غیرنظامی را نیز درگیر می‌کند.

سهم اندک ساختمان‌های دولتی و افزایش فشار اجتماعی

در میان داده‌های منتشرشده، تنها ۲ درصد ساختمان‌های آسیب‌دیده دولتی بوده‌اند؛ رقمی که نشان می‌دهد بخش اداری شهر کمترین میزان خسارت مستقیم را تجربه کرده است. با این حال همین نسبت پایین، مسئولیت نهادهای دولتی را در مدیریت پیامدهای بحران افزایش می‌دهد.

بخش عمده خسارت‌ها به حوزه‌هایی وارد شده که مستقیماً با زندگی شهروندان مرتبط است؛ یعنی مسکن، اشتغال و فعالیت اقتصادی. در چنین شرایطی انتظار عمومی برای جبران خسارت، بازسازی زیرساخت‌ها و ایجاد سازوکارهای حمایتی افزایش می‌یابد و مدیریت بحران شهری به یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش رو تبدیل می‌شود.

شهری که باید دوباره تعادل خود را بازیابد

مجموع داده‌های این گزارش نشان می‌دهد که تهران اکنون با نوعی اختلال چندلایه در ساختار شهری روبه‌رو است؛ اختلالی که هم در حوزه فیزیکی و هم در حوزه اجتماعی و اقتصادی خود را نشان می‌دهد.

جنگ در این وضعیت تنها به تخریب سازه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه به‌طور مستقیم در زیست روزمره شهروندان مداخله می‌کند. بازسازی چنین شهری صرفاً به معنای ترمیم ساختمان‌های آسیب‌دیده نیست، بلکه نیازمند احیای شبکه‌های اقتصادی محله‌ای، بازگشت ثبات اجتماعی و بازسازی حس امنیت در میان شهروندان است؛ عناصری که بدون آنها، حتی بازسازی کامل زیرساخت‌ها نیز نمی‌تواند شهر را به وضعیت عادی بازگرداند.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات