رکنا گزارش می دهد
تخریب زنجیرهای اکوسیستمها در روزهای جنگ؛ ۱۳ منطقه حفاظتشده در وضعیت بحران اکولوژیک
رکنا، در سایه دود، آتش و انفجار، فاجعهای خاموش در حال گسترش است؛ زمین ایران نفسش بریده، خاک و هوا آلوده و اکوسیستمهای شکننده کشور زیر بار موجی از تخریبهای ترکیبی خم شدهاند. تازهترین گزارش سازمان حفاظت محیطزیست نشان میدهد که جنگ تنها یک رویداد نظامی نبود، بلکه ماشهای برای وقوع یکی از گستردهترین بحرانهای زیستمحیطی و اقلیمی در تاریخ معاصر ایران است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در میان انبوه ارزیابیهای فنی، پایشهای میدانی و گزارشهای کارشناسی، سازمان حفاظت محیطزیست کشور تازهترین برآورد خود از خسارات زیستمحیطی ناشی از جنگ را منتشر کرده است؛ گزارشی که نشان میدهد دامنه واقعی آسیبها به مراتب فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بخشهایی از اکوسیستمهای حساس کشور را با تهدیدی جدی و بلندمدت روبهرو کرده است.
در این گزارش، آنچه بیش از هر چیز خودنمایی میکند نه فقط تخریب زیرساختهای صنعتی و انرژی، بلکه ضربه مستقیم به کارکردهای حیاتی طبیعت است؛ از نابودی زیستگاهها و آلودگی گسترده هوا گرفته تا اختلال در چرخههای طبیعی خاک و آب. مجموعه این تحولات، تصویری از بحرانی را ترسیم میکند که پیامدهای آن میتواند برای سالها در لایههای مختلف محیطزیست ایران باقی بماند.
وقتی خط مقدم جنگ به قلب اکوسیستمها میرسد
بر اساس این گزارش، هفت استان کشور شامل هرمزگان، مرکزی، سیستان و بلوچستان، فارس، کردستان، البرز و تهران در زمره مناطقی قرار گرفتهاند که پیامدهای مستقیم حملات نظامی را تجربه کردهاند. بررسیهای کارشناسان محیطزیست نشان میدهد دستکم ۱۳ منطقه حفاظتشده در این استانها با طیفی از خسارات از «کم» تا «بسیار شدید» مواجه شدهاند.
این مناطق که طی دهههای گذشته با هزینههای سنگین ملی برای حفظ تنوع زیستی، احیای زیستگاهها و تثبیت گونههای در معرض خطر مدیریت میشدند، اکنون با مجموعهای از تهدیدهای همزمان روبهرو هستند؛ از سوختن پوشش گیاهی و تخریب زیستگاههای حیاتوحش گرفته تا ورود آلایندههای شیمیایی به خاک، منابع آب و زنجیرههای غذایی.
آسیب به مناطق حفاظتشده صرفاً یک تخریب محلی نیست؛ بلکه میتواند موجب اختلال در شبکههای اکولوژیک گستردهتری شود که پایداری اقلیمی و زیستی مناطق وسیعی از کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
انفجار مخازن نفت تهران؛ شوک کربنی در قلب پایتخت
طبق اعلام سازمان حفاظت محیطزیست، آتشسوزی در سه مجموعه بزرگ ذخیرهسازی نفت در شهران، شهرری و کوهک موجب از بین رفتن بیش از ۳۶۰ هزار مترمکعب مواد نفتی شده است. برآوردهای اولیه نشان میدهد که تنها در اثر این حریق گسترده، نزدیک به یک میلیون تن دیاکسیدکربن وارد جو شده است.
در مقیاس اقلیمی، چنین رقمی معادل انتشار سالانه کربن در برخی شهرهای متوسط محسوب میشود و میتواند اثرات قابل توجهی بر کیفیت هوا و تراز گازهای گلخانهای منطقه بر جای بگذارد.
همزمان با این انتشار کربنی، حدود چهار هزار تن ترکیبات آروماتیک و ترکیبات آلی فرار نیز در هوا آزاد شده است؛ آلایندههایی که در ادبیات علمی به عنوان ترکیبات بسیار خطرناک شناخته میشوند و میتوانند در بروز بیماریهای تنفسی، اختلالات عصبی و آلودگی پایدار خاک و منابع آبی نقش جدی ایفا کنند.
فردیس؛ نقطهای دیگر در نقشه آلودگی گسترده
گزارش سازمان حفاظت محیطزیست نشان میدهد حمله به مخازن سوخت فردیس در استان البرز نیز پیامدهای سنگینی برای محیطزیست منطقه به همراه داشته است. در پی این حادثه، بیش از ۵۳ هزار تن دیاکسیدکربن وارد جو شده و همزمان حدود ۲۲۰ تن ترکیبات آروماتیک ناشی از سوختن مواد نفتی در فضای منطقه منتشر شده است.
چنین حجم از آلایندهها نه تنها در کوتاهمدت بر کیفیت هوا و سلامت عمومی تأثیر میگذارد، بلکه میتواند در بلندمدت بر الگوهای آلودگی منطقهای، رسوب آلایندهها در خاک و حتی تغییر ترکیب شیمیایی بارشها اثرگذار باشد.
پیامدهای اقلیمی؛ وقتی یک بحران نظامی به بحران اقلیمی تبدیل میشود
کارشناسان محیطزیست معتقدند آنچه در این رخدادها مشاهده میشود صرفاً یک آسیب محلی یا مقطعی نیست. آزاد شدن حجم قابل توجهی از گازهای گلخانهای و ترکیبات آلاینده میتواند به تشدید روندهای اقلیمی در مقیاس منطقهای کمک کند.
افزایش انتشار کربن، تخریب پوشش گیاهی، از بین رفتن زیستگاههای طبیعی و آلودگی خاک و آب، مجموعه عواملی هستند که ظرفیت طبیعی اکوسیستمها برای جذب کربن و بازسازی خود را کاهش میدهند. این مسئله در کشوری مانند ایران که پیشاپیش با بحرانهای تغییر اقلیم، خشکسالی و کاهش منابع آب مواجه است، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
مسئولیت سازمان حفاظت محیطزیست؛ از پایش خسارت تا دیپلماسی محیطزیستی
در چنین شرایطی، نقش سازمان حفاظت محیطزیست تنها به ثبت و اعلام خسارات محدود نمیشود. این نهاد باید با بهرهگیری از ظرفیتهای علمی و حقوقی، پروندهای جامع از ابعاد زیستمحیطی این رخدادها تهیه کند؛ پروندهای که شامل برآورد دقیق انتشار آلایندهها، تخریب زیستگاهها، آسیب به تنوع زیستی و اثرات بلندمدت بر سلامت عمومی باشد.
تهیه اطلس دقیق خسارات زیستمحیطی، پایش بلندمدت مناطق آسیبدیده، تدوین برنامههای احیای اکولوژیک و مستندسازی علمی برای ارائه در مجامع بینالمللی، از جمله اقداماتی است که میتواند به تقویت جایگاه حقوقی ایران در پیگیری این پرونده کمک کند.
نقش نهادهای جهانی محیطزیست؛ سکوتی که زیر سؤال میرود
در سطح بینالمللی نیز نهادهایی مانند برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد (UNEP)، کنوانسیون تغییر اقلیم و سایر سازوکارهای جهانی حفاظت از محیطزیست، مسئولیت دارند نسبت به پیامدهای زیستمحیطی درگیریهای نظامی واکنش نشان دهند.
آسیب به اکوسیستمها، انتشار گسترده آلایندهها و تهدید تنوع زیستی، مسائلی فراتر از مرزهای ملی هستند و در چارچوب حقوق بینالملل محیطزیست میتوانند مصداق تخریب محیطزیست در زمان درگیریهای نظامی تلقی شوند.
از این منظر، انتظار میرود نهادهای بینالمللی با اعزام تیمهای ارزیابی مستقل، بررسی علمی ابعاد خسارات و حمایت از برنامههای احیای محیطزیستی، نقش فعالتری در مدیریت پیامدهای چنین بحرانهایی ایفا کنند.
مطالبهای فراتر از یک گزارش؛ ضرورت شکلگیری دیپلماسی محیطزیست
آنچه از دل این گزارش برمیآید، صرفاً ثبت یک خسارت نیست؛ بلکه طرح یک مطالبه جدی در عرصه دیپلماسی محیطزیست است. ایران میتواند با تکیه بر مستندات علمی، موضوع پیامدهای زیستمحیطی درگیریهای نظامی را در دستور کار نهادهای بینالمللی قرار دهد و از ظرفیت سازوکارهای حقوقی جهانی برای پیگیری جبران خسارات بهره بگیرد.
در شرایطی که جهان با بحران فزاینده تغییر اقلیم مواجه است، هرگونه تخریب گسترده اکوسیستمها یا انتشار ناگهانی آلایندههای کربنی میتواند پیامدهایی فراتر از یک جغرافیای محدود داشته باشد.
به همین دلیل، حفاظت از محیطزیست در زمان بحرانهای نظامی دیگر صرفاً یک دغدغه ملی نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت مشترک جامعه جهانی برای صیانت از زمین و آینده نسلهای بعدی محسوب میشود.
ارسال نظر