حزب دموکرات آمریکا چرا برنده شد؟ / انتخابات میان دوره ای و روانشناسی تغییر قدرت در جامعه / تحلیل خبر ترند
رکنا: انتخابات میان دوره ای آمریکا در سوم نوامبر ۲۰۲۶ با تغییر قابل توجهی در آرایش سیاسی این کشور همراه شد. حزب دموکرات (Democratic Party)توانست کنترل مجلس سنا را از جمهوری خواهان پس بگیرد و در مجلس نمایندگان نیز به کسب اکثریت نزدیک شود. این نتایج در شرایطی رقم خورد که بخش قابل توجهی از رای دهندگان از افزایش هزینه های زندگی، وضعیت اقتصادی و عملکرد دولت دونالد ترامپ ابراز نارضایتی کرده بودند.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، انتخابات فقط رقابت میان احزاب و نامزدها برای به دست آوردن کرسی های سیاسی نیست بلکه می تواند بازتابی از احساسات، نگرانی ها، انتظارات و ارزیابی شهروندان از وضعیت زندگی خود باشد. زمانی که یک حزب پس از دوره ای از تسلط رقیب به قدرت پارلمانی نزدیک می شود یا کنترل یکی از نهادهای اصلی قانون گذاری را به دست می گیرد، پرسشی فراتر از نتیجه انتخابات مطرح می شود: چه اتفاقی در ذهن و احساس جامعه رخ می دهد که بخشی از رای دهندگان خواهان تغییر در توازن قدرت می شوند؟
رای دادن راهی برای بازگرداندن احساس کنترل
یکی از مفاهیم مهم در روانشناسی اجتماعی و سیاسی، احساس عاملیت یا باور به توان اثرگذاری بر محیط است. انسان ها زمانی که تصور می کنند تصمیم های مهم زندگی شان بدون توجه به خواسته ها و منافع آنها گرفته می شود، ممکن است به دنبال راه هایی برای بازگرداندن احساس کنترل باشند.
انتخابات یکی از مسیرهای نهادی برای تجربه این اثرگذاری است. شهروند با رای خود تلاش می کند در تعیین مسیر سیاست گذاری مشارکت داشته باشد. به همین دلیل، تغییر حمایت انتخاباتی از یک حزب به حزب دیگر را می توان در برخی شرایط به عنوان تلاش بخشی از جامعه برای اثرگذاری دوباره بر تصمیم های عمومی بررسی کرد.
البته نمی توان انگیزه همه رای دهندگان را یکسان دانست. برخی ممکن است به دلیل مسائل اقتصادی، گروهی به دلیل سیاست های اجتماعی و برخی دیگر به دلیل نارضایتی از عملکرد دولت یا نامزدهای خاص تصمیم گرفته باشند.
فشار اقتصادی چگونه به رفتار سیاسی تبدیل می شود؟
گزارش های مربوط به انتخابات میان دوره ای آمریکا نشان می دهد هزینه های زندگی یکی از موضوعات مهم در تصمیم رای دهندگان بوده است. بر اساس گزارش رویترز درباره نظرسنجی های خروج از حوزه های رای گیری، نزدیک به ۹ نفر از هر ۱۰ رای دهنده، هزینه زندگی را عاملی مهم یا بسیار مهم در تصمیم انتخاباتی خود دانسته اند. همچنین بخش قابل توجهی از شرکت کنندگان از مسیر حرکت کشور ابراز نارضایتی کرده اند.
در این شرایط، صندوق رای برای بخشی از جامعه به فرصتی برای بیان نارضایتی تبدیل می شود. این رفتار را نباید صرفا واکنشی هیجانی دانست؛ رای دهنده ممکن است بر اساس تجربه شخصی خود از سیاست های اقتصادی، تصمیمی آگاهانه گرفته باشد.
روانشناسی تغییر قدرت: چرا جامعه گاهی به رقیب فرصت می دهد؟
در نظریه محرومیت نسبی، احساس نارضایتی فقط از وضعیت واقعی فرد ناشی نمی شود؛ مقایسه شرایط موجود با انتظارات، تجربه گذشته یا وضعیتی که فرد آن را عادلانه می داند نیز اهمیت دارد.
برای مثال، ممکن است درآمد یک خانواده همچنان امکان تامین نیازهای اولیه را فراهم کند، اما افزایش هزینه ها باعث شود اعضای آن احساس کنند نسبت به گذشته قدرت انتخاب و کیفیت زندگی کمتری دارند. در چنین شرایطی، فاصله میان انتظارات و واقعیت می تواند نارضایتی ایجاد کند.
در عرصه سیاسی نیز بخشی از رای دهندگان ممکن است عملکرد دولت را با وعده های انتخاباتی یا انتظارات خود مقایسه کنند. اگر فاصله میان این دو زیاد شود، تمایل به تغییر نمایندگان یا جابه جایی قدرت در نهاد قانون گذاری افزایش پیدا می کند.
با این حال، رای به حزب رقیب همیشه به معنای پذیرش کامل برنامه های آن حزب نیست. گاهی رای دهنده بیش از آنکه به همه مواضع یک حزب علاقه مند باشد، می خواهد به عملکرد حزب حاکم اعتراض کند یا برای آن محدودیت ایجاد کند.
قطبی شدن سیاسی: وقتی اختلاف نظر به هویت تبدیل می شود
یکی دیگر از ابعاد روانشناختی انتخابات، نقش هویت گروهی است. در نظریه هویت اجتماعی هنری تاجفل و جان ترنر، افراد بخشی از برداشت خود از خویشتن را از عضویت در گروه های اجتماعی دریافت می کنند.
در فضای سیاسی، وابستگی حزبی ممکن است به بخشی از هویت فرد تبدیل شود. در این وضعیت، حمایت از یک حزب فقط به معنای موافقت با یک برنامه سیاسی نیست؛ گاهی فرد احساس می کند از ارزش ها، سبک زندگی یا گروه اجتماعی خود دفاع می کند.
چنین شرایطی می تواند رقابت سیاسی را از گفت و گوی درباره سیاست ها به تقابل هویتی تبدیل کند. افراد ممکن است اطلاعات همسو با دیدگاه خود را بیشتر بپذیرند و دیدگاه مخالف را نه یک نظر متفاوت، بلکه تهدیدی برای گروه خود تلقی کنند.
نتیجه انتخابات آمریکا نیز باید در همین بستر گسترده تر بررسی شود؛ نه اینکه صرفا آن را نشانه تغییر نگرش یکدست تمام جامعه آمریکا بدانیم.
پیروزی انتخاباتی همیشه به معنای پایان اختلاف ها نیست
بازپس گیری کنترل سنا توسط دموکرات ها و پیشروی این حزب در مجلس نمایندگان، به معنای پایان اختلاف های سیاسی در آمریکا نیست. حتی تغییر ترکیب کنگره نیز لزوما به تغییر فوری سیاست های دولت منجر نمی شود.
رئیس جمهور همچنان اختیارات اجرایی خود را حفظ می کند و اختلاف میان کاخ سفید و کنگره می تواند به چانه زنی های سیاسی، بن بست قانون گذاری و کشمکش بر سر بودجه و انتصاب ها منجر شود. گزارش های انتخاباتی نیز نشان می دهند که نتیجه رقابت های مجلس نمایندگان در زمان انتشار برخی گزارش ها هنوز در حال تکمیل شمارش آرا بوده است.
از نظر روانشناختی، این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا جامعه ممکن است پس از انتخابات انتظارات بالایی از تغییر داشته باشد. اگر نتایج ملموس با سرعت مورد انتظار مردم ظاهر نشود، امید اولیه می تواند جای خود را به ناامیدی یا بی اعتمادی بدهد.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
تغییر قدرت سیاسی فقط یک جابه جایی در ساختار حکومت نیست؛ می تواند بازتابی از احساس نارضایتی، امید، ترس، اعتماد یا بی اعتمادی در جامعه باشد. بررسی روانشناختی انتخابات کمک می کند بفهمیم چرا مردم در دوره های مختلف به تغییر گرایش پیدا می کنند و چگونه شرایط اقتصادی و اجتماعی بر تصمیم های سیاسی آنان اثر می گذارد.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
نتایج انتخابات باید به عنوان بازخوردی اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. نادیده گرفتن نگرانی های اقتصادی و اجتماعی شهروندان می تواند فاصله میان جامعه و نهادهای تصمیم گیر را افزایش دهد. مسئولان باید به جای تفسیر ساده نتایج انتخاباتی، به دلایل نارضایتی، انتظارات عمومی و کیفیت پاسخگویی نهادها توجه کنند.
راهکار برای خانواده ها
اختلاف نظر سیاسی نباید به معیار سنجش ارزشمندی افراد یا روابط خانوادگی تبدیل شود. اعضای خانواده می توانند درباره انتخابات و احزاب مختلف گفت وگو کنند، اما بهتر است میان نقد یک تصمیم سیاسی و قضاوت درباره شخصیت افراد تفاوت بگذارند. همچنین دنبال کردن اخبار انتخاباتی از منابع معتبر و پرهیز از بازنشر ادعاهای تاییدنشده، به کاهش تنش و سوءتفاهم کمک می کند.
تلنگر روانشناختی
گاهی مردم با رای خود فقط یک حزب را انتخاب نمی کنند؛ آنها به سیاستمداران یادآوری می کنند که اعتماد عمومی دائمی و تضمین شده نیست و برای حفظ آن باید پاسخگوی زندگی واقعی شهروندان باشند.
-
فیلم زیبا از یک جفت پلنگ ایرانی در پارک ملی توران
ارسال نظر