طاعون چگونه جهان را شکست؟ /  مرگ سیاه؛ از نامه عاشقانه تا قتل همسایه به نام نجات / روایت پزشک منقاردار + عکس های تلخ

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، طاعون فقط میلیون ها انسان را نکشت؛ اعتماد، رابطه های خانوادگی، باورهای مذهبی و تصور مردم از امنیت را هم تکان داد. رد این وحشت هنوز در نامه یک شاعر، روایت یک تاریخ نگار و تصویر مردی با ماسک منقاردار باقی مانده است.

طاعون نخست در کدام کشور پیدا شد؟

برای این پرسش باید میان تاریخ خود بیماری و آغاز همه گیری های مشهور تفاوت گذاشت. نمی توان با قطعیت یک کشور امروزی را نخستین محل ابتلای انسان به طاعون معرفی کرد. اما نخستین همه گیری بزرگ ثبت شده، مرگ سیاه قرن چهاردهم و همه گیری سوم، سه داستان متفاوت دارند.

در نخستین همه گیری بزرگ ثبت شده، معروف به طاعون ژوستینیان، پروکوپیوس، تاریخ نگار بیزانسی، آغاز گسترش بیماری را در سال ۵۴۱ میلادی از پلوزیوم، بندری در مصر، گزارش می کند. بیماری در سال بعد به قسطنطنیه، استانبول امروزی، رسید. این روایت نشان می دهد مصر یکی از نخستین کانون های ثبت شده آن موج بوده است؛ اما ثابت نمی کند که باکتری طاعون نخستین بار در مصر به وجود آمده بود. 

برای مرگ سیاه قرن چهاردهم، شواهد ژنتیکی مسیر دیگری را نشان می دهند. پژوهشی در سال ۲۰۲۲ با بررسی دی ان ای باستانی افرادی که در سال های ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ در محدوده قرقیزستان امروزی دفن شده بودند، باکتری طاعونی را شناسایی کرد که در جایگاه نیای سویه های مرتبط با مرگ سیاه قرار داشت. این یافته، ناحیه تیان شان در آسیای مرکزی را به عنوان خاستگاهی بسیار مهم مطرح می کند. بنابراین، معرفی چین به عنوان آغاز قطعی مرگ سیاه، توضیح دقیقی نیست اما همه گیری سوم طاعون، در قرن نوزدهم، از چین گسترش یافت و هند تحت حاکمیت بریتانیا را به شدت درگیر کرد. بخشی از عکس های واقعی و سیاه و سفید طاعون که امروز می بینیم، به همین دوره تعلق دارند. 

بیشترین قربانیان کجا بودند؟

مرگ سیاه در میانه قرن چهاردهم، بخش های وسیعی از اروپا، آسیا و شمال آفریقا را درگیر کرد. برآورد تعداد قربانیان یکسان نیست؛ پژوهش های تاریخی برای اروپا ارقامی حدود ۲۵ تا ۵۰ میلیون نفر مطرح کرده اند و سازمان جهانی بهداشت از بیش از ۵۰ میلیون مرگ در اروپا یاد می کند. این اعداد، برآورد تاریخی هستند و نباید مانند آمار دقیق ثبت احوال خوانده شوند. 

برای همین موج قرون وسطایی، نمی توان با اطمینان گفت کدام کشور بیشترین کشته را داشته است. مرزها با امروز متفاوت بودند، ثبت مرگ ها ناقص بود و میزان تلفات حتی میان شهرهای نزدیک تفاوت داشت. برای نمونه، موزه لندن برآورد می کند تا سال ۱۳۵۲ حدود ۳۵ هزار نفر، بیش از نیمی از جمعیت آن زمان شهر، جان باخته بودند. 

در همه گیری سوم، پاسخ روشن تر است: هند از سنگین ترین کانون های مرگ بود و پژوهش های تاریخی از دست کم ۱۲ میلیون قربانی در هند سخن می گویند. این آمار مربوط به موج متاخر طاعون است و نباید با قربانیان مرگ سیاه قرن چهاردهم جمع یا جابجا شود. 

وقتی مردم علت مرگ را در آسمان جستجو می کردند

امروز می دانیم عامل طاعون، باکتری یرسینیا پستیس است. این باکتری در چرخه ای میان برخی پستانداران کوچک و کک های آنها باقی می ماند و می تواند به انسان منتقل شود. شکل ریوی طاعون نیز امکان انتقال میان انسان ها از راه ذرات تنفسی آلوده را دارد. مردم قرون وسطی چنین دانشی نداشتند و برای توضیح مرگ، به چارچوب های پزشکی و مذهبی زمان خود پناه می بردند. 

برخی بیماری را مجازات گناهان می دانستند. برخی دیگر، آن را به وضعیت اجرام آسمانی و فساد هوا نسبت می دادند. حتی استادان پزشکی دانشگاه پاریس، در گزارشی که در سال ۱۳۴۸ به درخواست پادشاه فرانسه تهیه کردند، از توضیح های نجومی استفاده کردند. این باورها فقط میان مردم عادی رواج نداشت؛ وارد پزشکی رسمی آن زمان نیز شده بود. 

در چنین فضایی، گروه هایی به خودتازیانه زنی روی آوردند. آنها تصور می کردند با رنج دادن بدن و توبه می توانند خشم الهی را فرو بنشانند. این حرکت آنقدر گسترش یافت که پاپ کلمنت ششم در سال ۱۳۴۹ آن را محکوم کرد. تصویر صف مردانی که خود را تازیانه می زنند، سندی از تلاش انسان برای یافتن راه نجات در شرایطی است که علت واقعی فاجعه را نمی شناسد. 

از ترس بیماری تا قتل همسایه

یکی از تاریک ترین واکنش ها، مقصرسازی از اقلیت ها بود. در بخش هایی از اروپا، اقلیت ها متهم شدند که چاه ها را مسموم کرده اند. این اتهام به آزار و کشتار انجامید؛ موزه متروپولیتن،  توضیح می دهد چگونه وحشت و تعصب در سال های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ به قتل شهروندان این شهر منجر شد. 

در یک خوانش روانشناختی، این اتفاق نشان می دهد ترس می تواند نیاز به توضیح را به نیاز به یافتن دشمن تبدیل کند. وقتی خطر نامرئی است، نسبت دادن آن به یک گروه مشخص، برای بعضی افراد احساس کاذب کنترل ایجاد می کند. اما همین توضیح ساده و نادرست، امکان خشونت را فراهم می سازد. این، تفسیر رفتار تاریخی است؛ نمی توان همه مردم آن دوره را دارای یک انگیزه یا واکنش واحد دانست.

فرار، خوشگذرانی و رها کردن بیمار

جووانی بوکاچیو در مقدمه دکامرون، از واکنش های متفاوت مردم فلورانس به طاعون سال ۱۳۴۸ می نویسد. در روایت او، عده ای زندگی محدود و محتاطانه در پیش می گیرند؛ گروهی به نوشیدن و خوشگذرانی پناه می برند و برخی شهر و بستگان خود را ترک می کنند. او همچنین از سست شدن پیوندهای خانوادگی و تنها ماندن بیماران سخن می گوید. این متن، روایت ادبی یک نویسنده است و نباید آن را توصیف رفتار تمام مردم دانست، اما تصویری تکان دهنده از تجربه آن روزها به دست می دهد. 

از منظر روانشناختی، این رفتارهای ظاهرا متضاد می توانند پاسخ های متفاوت به یک تهدید باشند: اجتناب، تلاش برای کنترل، انکار یا پناه بردن به لذت فوری. کسی که هر روز با احتمال مرگ روبرو می شود، ممکن است سختگیرانه تر زندگی کند یا برعکس، آینده را بی معنا ببیند. در کنار این واکنش ها، مراقبت از بیماران و تلاش برای حفظ زندگی اجتماعی نیز ادامه داشت؛ تاریخ طاعون فقط تاریخ فرار نیست.

از دل همین تجربه ها، تدابیر سازمان یافته تری شکل گرفت. در سال ۱۳۷۷، راگوزا، دوبروونیک امروزی در کرواسی، برای افراد واردشونده از مناطق آلوده دوره انتظار ۳۰ روزه تعیین کرد. این اقدام از نخستین نمونه های مستند سازماندهی قرنطینه بود؛ ابتدا ۳۰ روز بود، نه ۴۰ روزی که بعدها با واژه قرنطینه پیوند خورد. 

آیا افراد مشهور هم طاعون گرفتند؟

ژوستینیان یکم، امپراتور بیزانس، از مشهورترین مبتلایان گزارش شده است. بر اساس روایت پروکوپیوس، او در جریان همه گیری سال ۵۴۲ بیمار شد و بهبود یافت. نام گرفتن آن همه گیری از امپراتور، به معنای نخستین بیمار بودن او نیست. 

جوآن، دختر ادوارد سوم، پادشاه انگلستان، در سال ۱۳۴۸ هنگام سفر برای ازدواج با شاهزاده کاستیل، در محدوده بوردو بر اثر طاعون درگذشت. بیماری، سفری را که قرار بود به پیوندی سلطنتی تبدیل شود، به سوگ بدل کرد. جزئیات تاریخ دقیق مرگ او در روایت ها یکسان نیست. 

هانس هولباین جوان، نقاش مشهور دربار هنری هشتم، در سال ۱۵۴۳ در لندن درگذشت. شماری از موزه ها مرگ او را به طاعون نسبت می دهند؛ موزه اشتادل تعبیر محتاطانه احتمالا بر اثر طاعون را به کار می برد. بنابراین بهتر است این نسبت با همین احتیاط بیان شود. 

نام های مشهور دیگری هم با طاعون گره خورده اند، اما لزوما بیمار نشده اند. اسحاق نیوتن در زمان تعطیلی دانشگاه به علت طاعون، به خانه خانوادگی خود در وولستورپ بازگشت و بخشی از پژوهش هایش را آنجا پیش برد. این ماجرا، شاهد ابتلای او نیست. 

نامه شاعری که خبر مرگ معشوقش را دریافت کرد

فرانچسکو پترارک، شاعر ایتالیایی، خبر مرگ لائورا، زنی که در شعرهایش جایگاهی محوری داشت، را در نامه یکی از دوستانش دریافت کرد. بر اساس روایت گردآوری شده در دانشگاه براون، لائورا در سال ۱۳۴۸ در آوینیون، در جریان طاعون، درگذشت. پترارک یاد مرگ او را در نسخه ای از آثار ویرژیل ثبت کرد؛ سوگ، به حاشیه کتابی راه یافت که می توانست بارها پیش چشم او قرار بگیرد. 

در نامه ای به برادرش، گراردو، نیز وحشت آن دوران دیده می شود. ترجمه کوتاه بخشی از نامه چنین است: برادرم، چه بگویم؟ از کجا آغاز کنم؟ به کدام سو رو کنم؟ همه جا اندوه است؛ همه جا ترس.

پترارک در ادامه از خانه های خالی و شهرهای متروک می نویسد. ارزش نامه، تنها در توصیف تعداد مردگان نیست؛ در ثبت لحظه ای است که بازمانده احساس می کند جهان آشنای او دیگر وجود ندارد. متن و توضیح این نامه در پروژه دکامرون دانشگاه براون در دسترس است. 

دفن قربانیان مرگ سیاه؛ تورنه، ۱۳۵۳

این تصویر، اثر پی یرار دو تیلت، مردم را هنگام دفن قربانیان نشان می دهد. عکس نیست؛ تصویر یک نسخه تاریخی است. تابوت ها و کار جمعی تدفین، نشان می دهند چگونه مرگ از واقعه ای خانوادگی به مسئله ای عمومی تبدیل شده بود. 

 
دفن قربانیان
 
 
دفن قربانیان
 
 
 
دفن قربانیان

دفن قربانیان مرگ سیاه

متن این تصویر شرح ساده صحنه دفن نیست. مضمون درباره مطالعه و شناخت نوشته های مقدس است: کسانی که برای آموختن نوشته های مقدس اهمیتی قائل نیستند، نمی دانند چه چیزهایی در آنها آمده است؛ نوشته هایی که نیکو هستند و از طریق آنها برای ما رستگاری حاصل می شود. در آنها هر بدی منع شده است. خداوند متعال می خواست این نوشته ها پدید آیند، زیرا انسان ها را دوست دارد. آنها به انسان آگاهی می دهند، او را به سوی بهشت هدایت می کنند و روح را تعلیم می دهند.

پزشک منقاردار رم؛ ۱۶۵۶

عنوان حکاکی مشهور منتشر شده توسط پاول فورست را می توان پزشک منقاردار رم ترجمه کرد. در منقار این نوع ماسک، مواد معطر قرار می دادند؛ با این تصور که در برابر هوای بیماری زا محافظت ایجاد می کند. این تصویر متعلق به قرن هفدهم است، حدود سه قرن پس از مرگ سیاه؛ بنابراین نباید آن را لباس معمول پزشکان سال ۱۳۴۸ معرفی کرد. 

پزشکان در رم، هنگام دیدار با مبتلایان به طاعون برای معاینه و درمان، چنین پوششی دارند: برای محافظت در برابر عامل زیان آور بیماری، جامه ای بلند از پارچه موم اندود می پوشند و صورت خود را می پوشانند. مقابل چشم ها شیشه های بزرگ و بلورین قرار دارد و جلوی بینی، منقاری بلند پر از مواد خوشبو است. در دست پوشیده با دستکش، عصایی بلند دارند که با آن نشان می دهند چه باید کرد و چه باید به کار برد. عبارت محافظت در برابر عامل زیان آور بیماری، بازتاب تصور پزشکی همان دوران است.

 
پزشک

پزشک منقاردار رم

ترجمه شعر : شما آنچه درباره پزشک منقاردار نوشته اند، افسانه می پندارید. او از سرایت بیماری می گریزد و دستمزدش را با خود می برد. معاش خود را از اجساد می جوید، مانند کلاغی بر توده زباله. باور کنید؛ به آنجا نروید، زیرا در رم، طاعون فرمان می راند.

تشبیه پزشک به کلاغ، طعنه به کسب درآمد او در میان مرگ و بیماری است؛ منظور، خوردن واقعی اجساد نیست.

 
پزشک

ترجمه متن بالا : چه کسی از چوب یا عصای او سخت نترسد؟ با آن سخن می گوید، گویی لال است، و دستورهایش را با اشاره بیان می کند. بسیاری بی تردید باور دارند که شیطانی سیاه او را وسوسه می کند؛ کیف پولش دوزخ اوست و طلا، روحی که به چنگ آورده است.

این بخش، پزشک را با زبانی هجوآمیز به پول دوستی متهم می کند. نوشته تصویر را نباید گزارش واقعی رفتار همه پزشکان طاعون دانست. ماهیت طنزآمیز این شعر در فهرست دانشگاه ایالتی یوتا نیز ثبت شده است.

طاعون بمبئی؛ ۱۸۹۶ و ۱۸۹۷

اینها عکس های واقعی هستند. مجموعه ولکام، آلبومی با حدود ۸۷ عکس از فعالیت کمیته طاعون بمبئی نگهداری می کند که به کاپیتان سی. ماس نسبت داده شده اند. عنوان برخی تصاویر چنین ترجمه می شود: انتقال بیمار مبتلا به طاعون به بیمارستان با برانکارد چرخ دار؛ بازدید خانه به خانه در زمان همه گیری؛ و سوزاندن ملحفه های خانه آلوده در خیابان. 

بمبئی
 
بمبئی
 
 
بمبئی
 
بمبئی

طاعون منچوری؛ ۱۹۱۰ و ۱۹۱۱

این عکس ها به همه گیری طاعون ریوی در شمال شرق چین و مناطق مجاور تعلق دارند؛ موجی که حدود ۶۰ هزار قربانی گرفت. کتابخانه دانشگاه هنگ کنگ مجموعه ای از تصاویر مرتبط با فعالیت های دکتر وو لیان ته را نگهداری می کند. عنوان فارسی مناسب برای این دسته، عکس های تاریخی مقابله با طاعون ریوی منچوری است. 

منچوری

منچوری

منچوری

منچوری

 
 
منچوری
 
منچوری
 

این تصاویر را باید همراه با تاریخ و زمینه شان خواند. پژوهش دانشگاه کمبریج نشان می دهد بعضی عکس های طاعون، علاوه بر ثبت بیماری، برای نمایش قدرت سیاسی و ناتوان نشان دادن جوامع دیگر به کار می رفتند. دوربین، همیشه شاهدی بی طرف نبود. 

آنچه طاعون در ذهن بازماندگان باقی گذاشت

در یک خوانش روانشناختی، عمیق ترین زخم طاعون فقط ترس از مرگ خود نبود؛ ترس از نزدیک شدن به دیگری بود. مراقبت از عزیز بیمار می توانست با احساس خطر همراه شود و فاصله گرفتن، با احساس گناه. نامه ها و روایت های باقی مانده، امکان دیدن این تعارض را فراهم می کنند، هرچند برای تشخیص اختلال های روانی در افراد تاریخی کافی نیستند.

طاعون انسان ها را به یک شکل تغییر نداد. بعضی به خرافه پناه بردند، بعضی همسایه را دشمن دیدند، بعضی فرار کردند و بعضی ماندند و مراقبت کردند. در میان این واکنش ها، نامه نوشتن، داستان گفتن و ثبت تصویر نیز ادامه یافت؛ کوشش هایی برای اینکه زندگی کسانی که از دست رفته بودند، فقط به یک عدد تبدیل نشود.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1255587
  • فیلم گفتگو با زوج تبهکار خیابان های تهران / سوار بر موتور پرسه می زدیم