کدام گل برای آرامش بهتر است؟ علم چه می گوید و کدام ادعاها فقط باور عامه اند؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، پاسخ علمی کمی پیچیده تر و در عین حال جالب تر است. پژوهش ها نشان داده اند که رایحه برخی گیاهان و گل ها می تواند بر خلق، برانگیختگی و تجربه ذهنی افراد اثر بگذارد، اما این با جمله ای مثل فلان گل اضطراب را درمان می کند، تفاوت بسیار زیادی دارد. حتی در مورد یک رایحه مشخص نیز نمی توان انتظار داشت همه افراد واکنش یکسانی داشته باشند. تجربه قبلی، علاقه شخصی، خاطرات، فرهنگ و حتی اینکه فرد بو را در چه موقعیتی دریافت می کند، می تواند نتیجه را تغییر دهد.یکی از گیاهانی که بیش از بسیاری از گل ها در پژوهش های مربوط به رایحه و آرام سازی مورد توجه قرار گرفته، اسطوخودوس است. در مطالعات آزمایشگاهی و بالینی، رایحه اسطوخودوس در برخی شرایط با کاهش شاخص های برانگیختگی و اضطراب و تغییراتی در خلق همراه بوده است. با این حال، کیفیت پژوهش ها یکسان نیست و نمی توان از این مطالعات نتیجه گرفت که داشتن یک گلدان اسطوخودوس در خانه به تنهایی می تواند یک اختلال اضطرابی را درمان کند. بخش مهمی از پژوهش ها درباره اسانس، استنشاق رایحه یا شرایط آزمایشگاهی انجام شده اند و این با اثر روانی یک گیاه زنده در خانه یکسان نیست.

این تفاوت اهمیت زیادی دارد. وقتی می گوییم اسطوخودوس ممکن است بر آرام سازی اثر بگذارد، درباره یک مسیر حسی و روانشناختی صحبت می کنیم؛ اما وقتی می گوییم اسطوخودوس برای آرامش بهترین گل است، در واقع ادعایی بسیار بزرگ تر مطرح کرده ایم که شواهد علمی برای آن کافی نیست.یاس نیز به دلیل رایحه خاص خود مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. برخی مطالعات آزمایشگاهی درباره رایحه یاس نشان داده اند که این رایحه می تواند بر سطح هوشیاری، خلق و برخی شاخص های فیزیولوژیک اثر بگذارد. اما اینجا هم باید مراقب یک اشتباه رایج باشیم: افزایش احساس سرزندگی یا تغییر سطح هوشیاری لزوما به معنای آرامش بیشتر نیست. آرامش، خواب آلودگی، کاهش اضطراب و افزایش خلق مفاهیم یکسانی نیستند.

کدام گل برای آرامش بهتر است؟

رایحه رز  برای چیست؟

رایحه رز نیز در برخی مطالعات روان فیزیولوژیک بررسی شده است و پژوهشگران به اثرات احتمالی آن بر خلق و پاسخ های استرس توجه کرده اند. اما باز هم نمی توان از این یافته ها نسخه ای عمومی ساخت که رز برای همه آرامش بخش است. ممکن است برای یک نفر رایحه رز یادآور امنیت و خانه باشد و برای فرد دیگری یادآور بیمارستان، مراسمی تلخ یا یک رابطه از دست رفته. همان طور که در مقاله قبلی درباره حافظه بویایی دیدیم، بوها می توانند با خاطرات زندگی نامه ای پیوند بخورند و همین ارتباط شخصی می تواند تجربه یک رایحه را کاملا تغییر دهد.

اینجا دقیقا همان جایی است که علم از فهرست های اینترنتی فاصله می گیرد. یک گل ممکن است از دو مسیر متفاوت روی تجربه روانی ما اثر بگذارد. مسیر اول خود رایحه است؛ یعنی ترکیبات فرار گیاه که از طریق دستگاه بویایی دریافت می شوند و می توانند با شبکه های مغزی مرتبط با هیجان، حافظه و برانگیختگی در ارتباط باشند. مسیر دوم معنایی است که آن گل برای ما دارد. اگر گل خاصی یادآور یک خانه امن، یک فرد محبوب یا یک دوره خوب زندگی باشد، دیدن یا بوییدن آن می تواند تجربه ای متفاوت ایجاد کند. در چنین شرایطی، بخشی از اثر تجربه شده احتمالا نه از قدرت ذاتی گل، بلکه از تاریخچه شخصی فرد می آید.حتی انتظار ما نیز می تواند اهمیت داشته باشد. اگر فردی از قبل باور داشته باشد که رایحه خاصی آرامش بخش است، انتظار او می تواند بخشی از تجربه ای باشد که بعدا گزارش می کند. این به معنای ساختگی بودن تجربه نیست. تجربه ذهنی واقعی است، اما علت آن ممکن است ترکیبی از رایحه، انتظار، خاطره، زمینه و وضعیت روانی فرد باشد.

به همین دلیل، اگر بخواهیم با زبان علمی از گل مناسب برای آرامش حرف بزنیم، بهتر است به جای رتبه بندی گل ها، درباره ویژگی های یک تجربه آرام بخش صحبت کنیم. رایحه ای که فرد از آن خوشش می آید، خاطره ناخوشایند ایجاد نمی کند، شدت آن آزاردهنده نیست و در محیطی قرار دارد که فرد احساس امنیت و راحتی می کند، احتمالا برای همان فرد انتخاب مناسب تری است. این انتخاب ممکن است برای شخص دیگری کاملا متفاوت باشد.

حتی مقدار بو نیز مهم است. رایحه ای که در شدت ملایم خوشایند است، ممکن است در فضای بسته و با غلظت بالا آزاردهنده شود. بنابراین هرچه بیشتر، آرامش بیشتر نیز یک فرض علمی قابل دفاع نیست. مغز انسان به محرک های حسی واکنش نشان می دهد و تجربه خوشایند می تواند با افزایش شدت به تجربه ناخوشایند تبدیل شود.

از طرف دیگر، نباید رایحه را با حضور خود گیاه اشتباه گرفت. وقتی درباره اسطوخودوس یا رز صحبت می کنیم، یک چیز رایحه است و چیز دیگری تجربه بودن در کنار یک گیاه زنده. شکل، رنگ، لمس، مراقبت از گیاه، تغییرات آن در طول زمان و حتی احساس مسئولیت برای نگهداری از آن، همگی می توانند بخشی از تجربه باشند. بنابراین اگر کسی می گوید وجود یک گلدان در خانه حالم را بهتر می کند، نمی توان بلافاصله نتیجه گرفت که علت فقط بوی آن گل است.

در واقع، شاید پرسش دقیق تر این نباشد کدام گل برای آرامش بهتر است؟، بلکه این باشد که کدام تجربه حسی و محیطی برای من آرامش بخش تر است؟ این تغییر کوچک در سوال، ما را از نسخه نویسی زرد به روان شناسی علمی نزدیک می کند.

کدام گل برای آرامش بهتر است؟1

کدام گل برای آرامش خوب است؟

 ما انسان ها دوست داریم برای احساسات پیچیده خود نسخه های ساده پیدا کنیم. می پرسیم کدام گل برای آرامش خوب است، کدام رنگ برای اضطراب مناسب است و کدام رایحه خواب را بهتر می کند. اما روان انسان معمولا با یک کلید روشن و خاموش کار نمی کند. یک گل می تواند در یک زمینه آرامش بخش باشد و در زمینه ای دیگر کاملا بی اثر یا حتی ناراحت کننده. بنابراین به جای اینکه برای همه یک گل تجویز کنیم، بهتر است رابطه فرد با آن گل را بشناسیم. اگر یک رایحه خاص برای شما احساس امنیت ایجاد می کند، اگر خاطره خوشایندی را زنده می کند و اگر حضور آن در خانه برایتان خوشایند است، استفاده از آن می تواند بخشی از یک محیط آرام تر باشد. اما اگر همان رایحه باعث سردرد، تحریک پذیری یا یادآوری خاطره ناخوشایند می شود، هیچ دلیل علمی وجود ندارد که خودتان را مجبور کنید آن را دوست داشته باشید.

این نگاه حتی یک نکته مهمتر هم دارد. آرامش فقط چیزی نیست که از بیرون وارد ذهن شود. محیط می تواند شرایطی فراهم کند که تجربه آرامش آسان تر شود، اما وضعیت روانی، خواب، فشارهای زندگی، روابط، سلامت جسمی و عوامل بسیار دیگری نیز در آن نقش دارند. یک گلدان زیبا نمی تواند جای درمان اضطراب، افسردگی یا اختلال خواب را بگیرد.

اگر بخواهیم از این یافته ها استفاده عملی کنیم، بهتر است یک آزمایش ساده شخصی انجام دهیم. سه رایحه ای را انتخاب کنید که از آنها بدتان نمی آید. لازم نیست حتما گل باشند. یک رایحه طبیعی، یک گل یا گیاه و یک رایحه ای که خاطره خوشی برایتان دارد می تواند کافی باشد. هر کدام را در زمان های جداگانه و در شرایط مشابه تجربه کنید و بعد از چند دقیقه از خودتان بپرسید که آیا تنش بدنی، خلق، احساس امنیت و تمرکزتان تغییری کرده است یا نه. این کار قرار نیست یک آزمایش علمی قطعی باشد، اما کمک می کند به جای پیروی از فهرست های آماده، پاسخ بدن و ذهن خودتان را بشناسید.

تلنگر آخر این است علم تاکنون به ما نگفته است یک گل خاص برای همه انسان ها بهترین گل آرامش است. شواهد درباره برخی رایحه ها، از جمله اسطوخودوس، امیدوارکننده است، اما همچنان باید بین اثر احتمالی رایحه، تجربه حضور گیاه و ادعای درمان روان شناختی تفاوت بگذاریم. شاید بهترین گل برای آرامش شما همان گلی نباشد که در فهرست های اینترنتی رتبه اول را گرفته است. شاید گلی باشد که وقتی وارد اتاق می شوید، ناخودآگاه نفستان کمی عمیق تر می شود؛ نه به خاطر جادو، بلکه چون مغزتان آن را با یک تجربه خوب، یک رایحه خوشایند یا یک احساس امنیت پیوند زده است.

منابع

Koulivand, P. H., Khaleghi Ghadiri, M., & Gorji, A. (2013). Lavender and the nervous system. Evidence-Based Complementary and Alternative Medicine, 2013, 681304

Hwang, J. H. (2006). The effects of the essential oils of lavender and rosemary on the brain activity and autonomic nervous system. Journal of the Korean Society for Clothing and Textiles, 30(9/10), 1333–1341

Sayorwan, W., Siripornpanich, V., Piriyapunyaporn, T., et al. (2012). The effects of lavender oil inhalation on emotional states, autonomic nervous system, and brain electrical activity. Journal of Medical Association of Thailand, 95(4), 598–606

Herz, R. S. (2016). The role of odor-evoked memory in psychological and physiological health. Brain Sciences, 6(3), 22

Higuchi, T., Shoji, K., Matsumoto, T., & Takagi, H. (2004). Effects of jasmine odor on autonomic nervous system activity and mood. Chemical Senses

Hartig, T., Mitchell, R., de Vries, S., & Frumkin, H. (2014). Nature and health. Annual Review of Public Health, 35, 207–228

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248311
  • منظره زیبا از مادیرا پرتغال