بعد از یائسگی چه بر سر زندگی جنسی زنان می آید؟ آموزش می تواند بخشی از مشکلات را تغییر دهد
رکنا: یائسگی پایان باروری است، نه پایان زندگی جنسی. با این حال تغییرات هورمونی، خشکی و درد، تغییر تصویر بدنی و باورهای فرهنگی می توانند رابطه جنسی زنان را تحت تاثیر قرار دهند.
عکس از هوش مصنوعی
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، یک کارآزمایی بالینی تازه نشان داده است آموزش سلامت جنسی می تواند باورهای نادرست و پریشانی جنسی زنان یائسه را کاهش دهد و کیفیت زندگی جنسی آن ها را بهبود دهد؛ یافته ای که نشان می دهد بخشی از مشکلات این دوره فقط از تغییرات هورمونی نمی آیند و قابل مداخله هستند.
یائسگی فقط یک تغییر هورمونی نیست
وقتی درباره یائسگی صحبت می شود، گرگرفتگی، اختلال خواب و تغییرات خلقی معمولا بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. اما برای بسیاری از زنان، تغییر در رابطه جنسی نیز بخشی از تجربه این دوره است.
کاهش استروژن می تواند با تغییر بافت واژن، کاهش رطوبت و ایجاد ناراحتی یا درد هنگام رابطه همراه باشد. اما زیست شناسی تنها بخش ماجراست. کیفیت رابطه زوج، وضعیت روانی، بیماری های جسمی، داروها، نگرش فرد به بدن خود و حتی باورهای فرهنگی درباره زن و افزایش سن نیز می توانند بر تجربه جنسی تاثیر بگذارند. همین مسئله باعث شده پژوهشگران از نگاه صرفا جسمانی فاصله بگیرند و بپرسند آیا آموزش می تواند بخشی از مشکلات جنسی زنان بعد از یائسگی را کاهش دهد؟
پژوهشگران سه مسئله را بررسی کردند در مطالعه تازه منتشر شده در BMC Public Health، پژوهشگران تاثیر یک برنامه آموزشی سلامت جنسی را بر زنان یائسه بررسی کردند. تمرکز آن ها روی سه حوزه بود: باورها و برداشت های نادرست جنسی، پریشانی مرتبط با مسائل جنسی و کیفیت زندگی جنسی.
این تفکیک اهمیت دارد. ممکن است فرد تغییراتی در عملکرد جنسی خود تجربه کند اما از آن ناراحت نباشد. در مقابل، فرد دیگری ممکن است همان تغییر را نشانه از دست رفتن زنانگی، جذابیت یا صمیمیت بداند و پریشانی زیادی تجربه کند. بنابراین در سلامت جنسی فقط این سوال مطرح نیست که بدن چگونه عمل می کند؛ اینکه فرد تغییرات بدن خود را چگونه تفسیر می کند نیز اهمیت دارد.
![]()
باورهای نادرست می توانند خود بخشی از مشکل می شوند
یکی از محورهای مهم پژوهش، تصورات نادرست درباره رابطه جنسی پس از یائسگی بود. باورهایی مانند اینکه با پایان باروری، نیاز جنسی نیز باید از بین برود یا رابطه جنسی در سنین بالاتر غیرطبیعی است، می توانند بر رفتار و احساس فرد تاثیر بگذارند.
مشکل اینجاست که چنین باورهایی گاهی با تغییرات واقعی بدن ترکیب می شوند. برای مثال زنی که به دلیل تغییرات یائسگی هنگام رابطه درد دارد، ممکن است به جای دیدن آن به عنوان مشکلی قابل بررسی و درمان، تصور کند بدن او دیگر برای رابطه جنسی مناسب نیست. در چنین شرایطی، اجتناب از رابطه ممکن است بیشتر شود و فاصله عاطفی میان زوج نیز افزایش پیدا کند.
آموزش چه چیزی را تغییر داد؟
نتایج کارآزمایی نشان داد برنامه آموزش سلامت جنسی توانست در گروه دریافت کننده مداخله، باورهای نادرست جنسی را کاهش دهد. پریشانی جنسی نیز کاهش پیدا کرد و شاخص های مربوط به کیفیت زندگی جنسی بهبود یافتند.
این یافته به معنای آن نیست که آموزش می تواند تمام مشکلات جسمانی یائسگی را برطرف کند. اگر زنی دچار درد، خشکی شدید یا یک بیماری زمینه ای باشد، ممکن است به ارزیابی پزشکی و درمان مناسب نیاز داشته باشد اما آموزش می تواند بخش دیگری از مسئله را هدف قرار دهد: اینکه زن بداند چه تغییراتی ممکن است در بدن اتفاق بیفتد، کدام مشکلات قابل درمان هستند، چه تصورات نادرستی درباره این دوره وجود دارد و چگونه می توان درباره نیازها و مشکلات جنسی صحبت کرد.
وقتی درد به سکوت تبدیل می شود
یکی از مشکلات سلامت جنسی در میانسالی این است که بسیاری از زنان درباره آن صحبت نمی کنند. حتی هنگام مراجعه پزشکی ممکن است سوال درباره رابطه جنسی مطرح نشود. از طرف دیگر، خود زن نیز ممکن است تصور کند کاهش میل، درد یا ناراحتی بخش اجتناب ناپذیر افزایش سن است و کاری نمی توان برای آن انجام داد.
این سکوت می تواند پیامد دیگری داشته باشد. وقتی یکی از زوجین بدون توضیح از رابطه فاصله می گیرد، نفر دیگر ممکن است آن را به کاهش علاقه عاطفی یا جذابیت خود نسبت دهد. در نتیجه یک مشکل جسمانی یا روانی می تواند به تدریج به مسئله ای در رابطه زوج تبدیل شود.
آموزش سلامت جنسی از این نظر فقط انتقال اطلاعات درباره بدن نیست؛ می تواند زبان مشترکی برای صحبت کردن درباره تغییراتی ایجاد کند که زوج ها گاهی نمی دانند چگونه درباره آن ها گفت و گو کنند.
![]()
کیفیت زندگی جنسی با تعداد رابطه یکی نیست
یکی از نکات مهم در تفسیر چنین مطالعاتی این است که سلامت جنسی را نباید صرفا با تعداد روابط جنسی اندازه گرفت. کیفیت زندگی جنسی می تواند شامل احساس رضایت، صمیمیت، امنیت، نبود درد و اضطراب و توانایی بیان نیازها باشد. بنابراین هدف یک مداخله علمی این نیست که همه زنان یائسه باید میزان مشخصی از فعالیت جنسی داشته باشند. مسئله اصلی این است که اگر فرد خواهان رابطه و صمیمیت است، مشکلات قابل درمان، اطلاعات نادرست یا شرم اجتماعی مانع او نشوند.
بدن تغییر می کند اما همه مشکلات طبیعی و اجتناب ناپذیر نیستند
یائسگی یک فرایند طبیعی زیستی است، اما طبیعی بودن یک فرایند به این معنا نیست که تمام مشکلات همراه آن باید بدون درمان تحمل شوند. برای مثال درد مداوم هنگام رابطه موضوعی نیست که صرفا به دلیل سن نادیده گرفته شود. تغییرات دستگاه تناسلی و ادراری مرتبط با یائسگی می توانند قابل ارزیابی و درمان باشند. مشکلات روانشناختی یا رابطه ای نیز ممکن است به مداخله متفاوتی نیاز داشته باشند. به همین دلیل ارزیابی سلامت جنسی در این دوره بهتر است چند بعدی باشد: بدن، وضعیت روانی، کیفیت رابطه و باورهای فرد هم زمان دیده شوند.
نقش شریک زندگی را نمی توان حذف کرد
هرچند مطالعه تازه بر آموزش زنان تمرکز داشته است، سلامت جنسی در بسیاری از موارد در بستر یک رابطه شکل می گیرد. اگر شریک زندگی تغییرات یائسگی را نشناسد، ممکن است درد یا کاهش تمایل موقت زن را به شکل شخصی تفسیر کند.
از سوی دیگر فشار برای رابطه در شرایطی که زن درد یا ناراحتی دارد می تواند اضطراب و اجتناب را بیشتر کند. گفت و گو درباره تغییر شکل صمیمیت، زمان بیشتر برای برانگیختگی، ناراحتی های جسمانی و نیازهای جدید می تواند بخشی از سازگاری زوج با این مرحله از زندگی باشد.
یک مطالعه نمی تواند نسخه واحدی برای همه زنان بدهد
نتایج این کارآزمایی امیدوار کننده است، اما باید در محدوده همان جمعیت و طراحی پژوهش تفسیر شود. باورهای جنسی به شدت تحت تاثیر فرهنگ، مذهب، آموزش، ساختار خانواده و شرایط اجتماعی هستند. برنامه ای که در یک جامعه موثر است ممکن است برای استفاده در جامعه دیگری به تغییر محتوای آموزشی و زبان ارتباطی نیاز داشته باشد. همچنین مشکلات جنسی دلایل متعددی دارند. آموزش ممکن است باورهای نادرست و پریشانی را کاهش دهد، اما جای ارزیابی پزشکی، روان شناختی یا زوج درمانی را در مواردی که به آن ها نیاز است نمی گیرد.
مهمترین تغییر، شکستن یک تصور قدیمی است
اهمیت مطالعه تازه فقط در چند نمره پرسشنامه نیست. این پژوهش تصور رایجی را به چالش می کشد که بر اساس آن مشکلات جنسی پس از یائسگی بخش ثابتی از افزایش سن هستند و کاری درباره آن ها نمی توان انجام داد. بخشی از تغییرات این دوره زیستی هستند، اما تجربه زن از آن ها تحت تاثیر اطلاعات، باورها، رابطه و دسترسی به مراقبت نیز قرار دارد.
یائسگی می تواند شکل زندگی جنسی را تغییر دهد، اما لزوما نقطه پایان آن نیست. گاهی اولین مداخله موثر حتی دارو یا درمان پیچیده نیست؛ ممکن است از دانستن اینکه چه اتفاقی در بدن افتاده و صحبت کردن بدون شرم درباره آن شروع شود.
-
فال قهوه امروز 6 مهر ماه
ارسال نظر