عشق پنهانی که پسر جوان را تا زورگیری کشاند
رکنا: دلم لرزیده بود. عاشق کرشمه و غمزه ی نگاهش را شدم. تعقیبش کردم. شماره تلفنش را گرفتم.
به گزارش رکنا، مدتی در فضای مجازی ارتباط داشتیم. چند بار هم قرار ملاقات گذاشتیم .خواستگاری اش رفتیم. خانواده مخالف بودند.گفتم من فقط همین دختر را می خواهم. با برادر بزرگم دست به یقه شدم و ...
خانواده ام اصلا کوتاه نیامدند. قرار گذاشتیم اگر ۱۰ سال هم طول بکشد به عشق مان نارو نزنیم.
بعد از این ماجراها تازه فهمیدم چندماه با پسر یکی از اقوام شان عقد بوده و طلاق گرفته است. در این مورد گفتم دیگر نمی خواهم چیزی بشنوم.
با وجود مخالفت شدید خانواده به رابطه مخفیانه ام ادامه دادم. چندین بار به بهانه مختلف مثل ارایشگاه، تولد و کوفت وزهرمار مبالغ زیادی از من پول گرفت.
برادرم و همسرش با توجه به این شرایط برای ازدواج پا پیش گذاشتند.
در یک کافی شاپ قرار گذاشتیم. به صورت برادرم نگاه نکردم. همسرش از حالت های نفس کشیدن و نوع رفتارش بی پروا پرسید به چه موادی اعتیاد دارید؟
از کوره در رفتم، با برادرم و همسرش سر صدا کردم. عهد بسته بودم دیگر به خانواده ام فکر نکنم. در عوض با برادر این دخترمی رفتم و در اولین زورگیری دستگیر شدیم. تازه برادرش معرفت به خرج داد و واقعیت را گفت. خواهرش به مواد مخدر صنعتی اعتیاد دارد، دنیا روی سرم خراب شد.
برادر بزرگم و همسرش آمدند.بعد مرگ پدر ، حکم بزرگتری، گردن من داشت جلوی خانواده و همسر و فرزندانش دستم را بلند کردم و احترامش را زیر پا گذاشتم.
آرام گفتم : داداش . گفت جان داداش .دیگر نفهمیدم چه شد.افتادم و از حال رفتم.
غلامرضا تدینی راد
-
فیلم فرار ترامپ با کامیون حمل غذا از ترس ترور!
ارسال نظر