اختصاصی رکنا؛
جزئیات قتل راننده پژو 207 سفید رنگ در تهران / در اینستاگرام دعوت به قتلگاه شد + فیلم گفتگو
رکنا: یک چشمدرچشم شدن چندثانیهای در خیابان، پیامی در اینستاگرام برای «حل اختلاف» و قرار ملاقاتی که قرار بود به یک سوءتفاهم پایان دهد؛ اما چند ساعت بعد، پسر 32 سالهای مقابل چشمان شاهدان با ضربات قمه و چاقو به قتل رسید. برادر مقتول در گفتوگو با خبرنگار رکنا، جزئیات تازهای از این جنایت را روایت کرده است.
به گزارش اختصاصی رکنا، چند روز پس از انتشار خبر قتل جوانی در محله مشیریه تهران؛ قتلی که در بررسیهای اولیه از درگیری میان 2 موتورسوار حکایت داشت، حالا گفتوگوی اختصاصی خبرنگار رکنا با برادر مقتول، ابعاد تازهای از این جنایت را آشکار میکند.
آنطور که خانواده مقتول روایت میکنند، ماجرا نه از یک درگیری قدیمی، بلکه از یک چشمدرچشم شدن ساده در خیابان آغاز شده است؛ جایی که 2 موتورسیکلت با 6 سرنشین کنار خودروی پژو 207 سفیدرنگ متعلق به علی وحیدی توقف میکنند و دقایقی بعد، با برقراری ارتباط از طریق اینستاگرام و دعوت به یک قرار برای حل اختلاف، او را حوالی ساعت 3 بامداد روز 25 تیرماه به محل قرار میکشانند؛ قراری که به گفته خانواده، در نهایت به قتلگاه این جوان تبدیل میشود.
در ادامه، جزئیات این جنایت را از زبان برادر علی وحیدی میخوانید.
در ابتدا بگویید ماجرای قتل برادرتان از کجا آغاز شد؟
برادر مقتول: برادرم، علی وحیدی، متولد 1373 بود. شب حادثه با یک دستگاه پژو 207 سفیدرنگ در حال تردد بود که 2 موتورسیکلت سهترک و بدون پلاک با مجموع 6 سرنشین به خودروی او نزدیک شدند. بین آنها فقط یک چشم در چشم شدن و مشاجره ای کوتاه رخ داد و هیچ درگیری جدی همان لحظه اتفاق نیفتاد.
پس درگیری اصلی همانجا رخ نداد؟
نه. بعد از آن ماجرا، یکی از همان افراد از طریق اینستاگرام با یکی از دوستان برادرم ارتباط برقرار کرد. بعد هم تماس گرفت و گفت بیایید یک جا دور هم جمع شویم تا سوءتفاهم و اختلاف را حل کنیم. آنها محل قرار را مشخص کردند و گفتند بیایید موضوع را تمام کنیم.
این قرار چه زمانی برگزار شد؟
حوالی ساعت 3 بامداد روز 25 تیرماه بود. برادرم تصور میکرد قرار است فقط صحبت کنند و اختلاف تمام شود، اما از همان ابتدا قصدشان چیز دیگری بود.
در محل قرار چه اتفاقی افتاد؟
شاهدان و نگهبان پارکی که آنجا حضور داشت، همه این صحنه را دیدهاند. نگهبان به ما گفت برادرم مابین آنها نشسته بود و داشت با آنها صحبت میکرد که ناگهان چند نفر با چاقو و قمه به او و دوستش حمله کردند. اصلاً فرصتی برای دفاع از خودش پیدا نکرد.
آیا فرد دیگری هم در این درگیری آسیب دید؟
بله، یکی از دوستان برادرم هم مورد حمله قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد، اما خوشبختانه زنده ماند.
آیا او عاملان را میشناخت؟
بله. او همه آنها را میشناخت و اسامیشان را در اختیار پلیس قرار داده است. همین موضوع در روند شناسایی متهمان هم مؤثر بود.
درباره موتورسیکلتها هم اطلاعاتی در اختیار پلیس قرار گرفته است؟
بله. حتی کلانتری هم تأیید کرده که آن شب2موتورسیکلت بدون پلاک در این ماجرا نقش داشتند. به ما گفتند حدود نیم ساعت قبل از حادثه هم مأموران به این موتورها مشکوک شده بودند و آنها را تعقیب کرده بودند، اما موفق به متوقف کردنشان نشده بودند.
برادرتان پس از انتقال به بیمارستان جان باخت یا همان محل حادثه؟
شدت ضربات آنقدر زیاد بود که رگهای اصلی بدنش آسیب دید و دچار خونریزی شدید شد. به ما گفتند برادرم همان لحظات اولیه جانش را از دست داده بود و دیگر کاری از دست کسی برنمیآمد.