در گفت و گوی رکنا با علی بیتاللهی بیان شد
فیلم یک فاجعه / تهدید راهآهن تهران ـ مشهد و خطوط فشار قوی برق / ورامین سالانه ۱۷ سانتیمتر پایین میرود/ فرونشست در منطقه ۱۸ تهران سه برابر شد + صوت
اجتماعی رکنا، فرونشست زمین در دشت ورامین دیگر تنها یک بحران زیستمحیطی نیست؛ به گفته علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، مساحت پهنه فرونشستی ورامین طی یک سال اخیر نسبت به دو سال قبل ۲۰ درصد افزایش یافته و نرخ فرونشست در این منطقه به ۱۷ سانتیمتر در سال رسیده است. افت سطح آب زیرزمینی از حدود ۴۰ متر به بیش از ۱۲۰ متر، ایجاد شکافهای گسترده، تهدید راهآهن تهران ـ مشهد و خطوط فشار قوی برق و کاهش شدید توان کشاورزی، ابعاد این بحران را به یک مسئله ملی تبدیل کرده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، دشت ورامین در حال فرو رفتن است؛ بحرانی که از دل کاهش منابع آب زیرزمینی، برداشت بیرویه و تغییر مسیر تغذیه طبیعی آبخوانها شکل گرفته است.
علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، میگوید سطح آب زیرزمینی این منطقه از حدود ۴۰ متر به بیش از ۱۲۰ متر رسیده، مساحت پهنه فرونشست در یک سال ۲۰ درصد افزایش یافته و نرخ فرونشست به ۱۷ سانتیمتر در سال رسیده است؛ رخدادی که اکنون کشاورزی، زیرساختهای حیاتی و حتی مناطق جنوبی تهران را تهدید میکند.
فرونشست ورامین زیرساختهای حیاتی را تهدید میکند؛ زمین سالانه ۱۷ سانتیمتر پایین میرود
در ادامه متن کامل گفت و گو با رئیس بخش زلزله شناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه ، مسکن و شهرسازی را می توانید بخوانید.
فیلمی در صفحه فضای مجازی شما منتشر شده که درباره فرونشست زمین در منطقه معینآباد ورامین است. با توجه به اهمیت این موضوع، میخواستم توضیحات دقیقتری درباره وضعیت فرونشست در این منطقه داشته باشم. این پدیده در سالهای اخیر چه میزان گسترش پیدا کرده و نرخ فرونشست در دشت ورامین به چه عددی رسیده است؟
همچنین با توجه به اینکه در فیلم منتشرشده، آثار فرونشست در یک مزرعه کشاورزی مشاهده میشود، آیا ابعاد و پیامدهای این پدیده در اراضی کشاورزی با مناطق شهری و زیرساختی تفاوت دارد؟ لطفاً درباره ابعاد زمینشناسی، محیطزیستی و اجتماعی این بحران توضیح بفرمایید.
علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا گفت:
یکی از مشکلاتی که پس از تمرکز جمعیت بسیار بالا در شهر تهران اتفاق افتاده، این است که مسیر جریان آبهایی که از سمت شمال به سوی دشت ورامین روان بودند، مسدود شدهاند. احداث سدها و انسداد مسیرهایی مانند مسیر جاجرود باعث شده است دشت ورامین حالت تغذیه طبیعی سفره آب زیرزمینی خود را از دست بدهد و فقط از نظر تغذیه به بارندگیهای موضعی وابسته شود؛ بارندگیهایی که متأسفانه به دلیل شرایط اقلیمی، میزان آنها نیز بسیار کاهش پیدا کرده است.
سطح آب زیرزمینی از حدود ۴۰ متر، امروز در برخی نقاط به بیش از ۱۲۰ متر رسیده است
وی افزود: از طرف دیگر، برداشت از آبهای زیرزمینی همچنان ادامه دارد و حتی نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است. سطح آب زیرزمینی از حدود ۴۰ متر، امروز در برخی نقاط به بیش از ۱۲۰ متر رسیده است؛ یعنی چیزی حدود ۸۰ متر افت سطح آب زیرزمینی داریم. این روند، روندی مستمر و بدون توقف است و سال به سال نیز ادامه پیدا کرده و شدیدتر میشود.
با پایین رفتن سطح آب زیرزمینی، طبیعتاً گستره پهنه فرونشست که از قبل برای ما شناخته شده بود، توسعه پیدا میکند.
اگر بخواهیم یک مثال بزنیم، مانند یک پرده است؛ وقتی مقدار کمی آن را میکشید، انحنای ایجادشده کم است، اما وقتی کشش را ادامه میدهید، کل سطح پرده کشیده میشود، تغییر شکل میدهد، حالت صاف خود را از دست میدهد و به یک شکل منحنی درمیآید.
بیت اللهی با گفتن از اینکه پدیده فرونشست زمین نیز مشابه همین اتفاق است. وقتی از پایین، سطح آب زیرزمینی پایین میرود، سطح زمین نیز به تبع آن به سمت پایین کشیده میشود. طبیعتاً در قسمتهای مرکزی، این نرخ بیشتر است و در بخشهای کناری، به تدریج کاهش پیدا میکند ادامه داد:
اما نسبت به گذشته، توسعه این پدیده بیشتر شده است. در بررسیهایی که اخیراً انجام دادهام، مشخص شد مساحت پهنه فرونشستی ورامین در سال اخیر نسبت به دو سال قبل حدود ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. نرخ فرونشست زمین در این منطقه به ۱۷ سانتیمتر در سال رسیده است.
این موضوع از نظر ماهیت، یعنی اینکه آبخوان منطقه را در حال زوال نشان میدهد، بسیار بسیار خطرناک، بحرانزا و حائز اهمیت است.
از سوی دیگر، این پدیده در سطح زمین باعث ایجاد شکافهای عجیب، گسترده و منحصربهفرد در سطح جهان شده است؛ شکافهایی که هم زیرساختهایی مانند راهآهن تهران ـ مشهد را تهدید میکنند و هم خطوط انتقال نیروی جنوب، یعنی سه خط فشار قوی برق را تحت تأثیر قرار میدهند.
زمین زیر پای کشاورزان ناگهان خالی می شود
تاکید داشت : این شکافها میتوانند موجب فروریزش شوند و مهمتر از همه، زندگی و معیشت کشاورزان منطقه را تحت تأثیر قرار دادهاند.خودم شاهد بودم زمانی که کشاورزان مشغول آبیاری هستند، حتی زمین زیر پایشان خالی میشود و ناگهان به داخل فرو میروند؛ یا آب وارد شکافها شده و دیگر به سمت دیگر مزرعه نمیرسد.
علی بیت الهی بیان داشت : من در معینآباد، هنگام مصاحبه با همین کشاورزان، از زبان آنها شنیدم که میگفتند:
«قبلاً که این مشکلات وجود نداشت، سالانه حدود ۲۷ بار سیفیجات برداشت میکردیم، اما الان بیشتر از سه یا چهار بار نمیتوانیم برداشت داشته باشیم.»
بسیاری از مردم اصیل روستاهای منطقه، این کار را رها کردهاند و به حاشیه شهرها آمدهاند و متأسفانه افراد دیگری از سایر کشورها اکنون در آن مناطق ساکن شدهاند. این موضوع واقعاً از نظر اجتماعی نیز مشکلات گستردهای ایجاد کرده است.
تهدید راهآهن تهران ـ مشهد و خطوط فشار قوی برق
وی با تاکید بر اینکه این پدیده همچنان در حال توسعه است و واقعاً به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است. افزود:
یکی از نقاط حساس فرونشست در استان تهران، پس از منطقه جنوبغرب تهران که به سمت دشت شهریار گسترش پیدا میکند، همین منطقه ورامین است؛ منطقهای بسیار گسترده که حتی میتواند مناطق شهری جنوب تهران را نیز تحت تأثیر قرار دهد و نیازمند توجه جدی است.
از چند منظر باید به این موضوع توجه کرد؛ نخست اینکه دشت ورامین یک دشت منحصربهفرد است. زمانی کل نیازهای سبزیجات و بخش قابل توجهی از مواد غذایی تهران وابسته به همین دشت ورامین بود.
از طرف دیگر، مسیر ریلی بسیار مهم تهران ـ مشهد و همچنین سه خط فشار قوی برق که شبکه سراسری برق به آنها وابسته است، از این منطقه عبور میکنند.
بنابراین این منطقه نیازمند توجه جدی است.
ابر بحران فرونشست در فراموشی دستگاه های اجرایی قرار دارد
در ایران معمولاً بسیاری از بحرانها زمانی مورد توجه جدی مسئولان قرار میگیرند که به تهران، پایتخت یا استان تهران برسند. اکنون مسئله فرونشست نیز به مناطق مختلف استان تهران رسیده و حتی زیرساختهای حیاتی این استان را تهدید میکند، اما همچنان به نظر میرسد با کمتوجهی مواجه است. علت این کمتوجهی چیست و چرا با وجود هشدارهای کارشناسی، اقدام مؤثری برای مقابله با این بحران انجام نشده است؟
علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، چنین گفت:
متأسفانه موضوع فرونشست گاهی در سطح استانداری و سایر دستگاههای اجرایی نیز دستخوش فراموشی میشود. ما نیازمند ضوابط مشخص و اجرایی هستیم، چون تاکنون همه چیز در حد حرف باقی مانده و عملاً اقدام خاص و مؤثری اتفاق نیفتاده است.
اگر اقدامی انجام شده بود، اگر تصمیم یا برنامه معناداری اجرا شده بود، قطعاً اثرات آن را باید در همین شاخصهای فرونشست زمین مشاهده میکردیم. اما متأسفانه برخی مسائل دیگر باعث میشود این پدیده فراموش شود و هر از چند گاهی بهصورت مقطعی درباره آن صحبت شود.
در کشور مسائل مختلف و متعددی وجود دارد و همین موضوع باعث میشود برخی بحرانها به گوشهای رانده شده و مغفول بمانند.این در حالی است که پدیده فرونشست، موضوعی است که خود آقای رئیسجمهور نیز چندین بار درباره آن صحبت کردهاند، اما میبینیم که دوباره به حاشیه رفته و مغفول مانده است.ما هنوز هیچ خروجی مشخص و هیچ ساختاری برای اقدام مؤثر در این زمینه مشاهده نکردهایم.
فرمایش شما کاملاً درست است. حتی در خود شهر تهران، در منطقه ۱۸، سال گذشته به دلیل نگرانی از تأمین آب شرب، چاههای آب حفر شدند یا برخی چاهها تغییر کاربری پیدا کردند و به آب شور رسیدند.
فرونشست در منطقه ۱۸ تهران سه برابر شد؛ چاههای آب، زمین را به خطر انداختند
وی در این خصوص چنین توضیح داد:
در منطقه ۱۸ نیز پمپاژ از این چاهها باعث شد نرخ فرونشست زمین در این منطقه شهری تهران حدود سه برابر مقدار قبلی شود.ما در این منطقه پیشتر عدد فرونشست حدود ۸ سانتیمتر را داشتیم، اما اکنون بهصورت لکهای نقاطی وجود دارد که نرخ فرونشست در آنها به بیش از ۲۰ سانتیمتر رسیده است و این موضوع بسیار نگرانکننده است.
علی بیت اللهی با بیان اینکه من بهعنوان یک کارشناس متخصص که روندهای آینده را بررسی میکنم، وقتی پنج سال آینده را پیشبینی میکنم، احساس میکنم ممکن است آسیبهای جدی به زیرساختها وارد شود تشریح کرد:
خود پدیده فرونشست، بهتنهایی یک آسیب جدی است؛ زیرا آبخوانهای ما را از بین میبرد، دشتهای ما را نابود میکند و یک خسارت برگشتناپذیر به منابع طبیعی وارد میسازد.واقعاً نیازمند یک نگاه چندمنظوره و چنددستگاهی هستیم.
با اشاره به وضعیت استقرار جمعیتی کشور تاکید داشت :
وقتی در یک منطقه اجازه میدهیم جمعیتی بیش از ظرفیت زیستمحیطی آن منطقه تجمع پیدا کند، این جمعیت نیاز آبی دارد. وزارت نیرو، چه خواسته و چه ناخواسته، مجبور میشود این آب را تأمین کند.سدهای متعدد احداث میشود، اما باز هم کافی نیست. چاههای فراوان حفر میکنیم؛ بهگونهای که بیش از ۵۰ درصد آب شرب ما در برخی مناطق از طریق چاهها تأمین میشود.اهی در برخی فصول، همین منابع نیز پاسخگوی نیازها نیستند و دوباره به سراغ منابع جدید میرویم و این روند در مناطق شهری ادامه پیدا میکند.
در پایان بیان داشت :
در نهایت، مجموعه این اقدامات به یک تخریب گسترده زیستمحیطی، توسعه ناپایدار و مشکلات عدیدهای منجر میشود که همه به یکدیگر متصل هستند.یعنی جمعیت زیاد، نیاز آبی فراوان، حفر چاه، تأمین آب و احداث سد، همه این عوامل دستبهدست هم میدهند و طبیعت نیز در نهایت پاسخ خود را نشان میدهد.واقعاً نیاز است یک اقدام چندوجهی در سطح ملی انجام شود. این وظیفه ماست و از شما هم تشکر میکنم که این موضوع را مطرح میکنید؛ شاید مورد توجه قرار بگیرد.