الموت در آستانه ثبت جهانی شدن / ثبت جهانی یک اثر، فقط نصب یک پلاک نیست!

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، همزمان با بررسی پرونده ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در چهل‌وهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان، بار دیگر موضوع اهمیت ثبت جهانی آثار تاریخی و تفاوت آن با مفهوم جهانی‌شدن مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است. بسیاری تصور می‌کنند قرار گرفتن نام یک اثر در فهرست میراث جهانی صرفاً یک موفقیت اداری یا افتخاری برای یک کشور است، در حالی که متخصصان میراث فرهنگی معتقدند ثبت جهانی تنها نقطه آغاز تعهدات سنگین‌تری در حوزه حفاظت، مدیریت و انتقال این میراث به نسل‌های آینده محسوب می‌شود.

هر اثر تاریخی ارزشمند، صرفاً به دلیل قدمت یا شهرت قابلیت ثبت جهانی پیدا نمی‌کند، بلکه باید از منظر علمی دارای «ارزش برجسته جهانی» باشد؛ مفهومی که فراتر از مرزهای ملی تعریف شده و نشان می‌دهد حفاظت از آن اثر تنها مسئولیت یک کشور نیست، بلکه جامعه جهانی نیز خود را در قبال آن مسئول می‌داند. در همین راستا، پرونده ثبت جهانی قلعه الموت نیز این روزها به یکی از مهم‌ترین پرونده‌های میراث فرهنگی ایران تبدیل شده است؛ پرونده‌ای که در صورت تصویب، علاوه بر افزایش اعتبار بین‌المللی این مجموعه تاریخی، مسئولیت‌های جدیدی را نیز برای ایران در زمینه حفاظت، مدیریت و توسعه پایدار این اثر به همراه خواهد داشت.

ثبت جهانی فراتر از یک تصمیم اداری است

در همین رابطه، دکتر آتوسا مومنی، مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی، در گفت‌وگو با خبرنگار رکنا اظهار کرد: هر تمدنی بخشی از میراث خود را حفظ می‌کند، اما تنها شمار اندکی از میراث‌های بشری چنان اهمیتی می‌یابند که حفاظت از آنها دیگر صرفاً مسئولیت یک ملت تلقی نمی‌شود. فلسفه کنوانسیون ۱۹۷۲ میراث جهانی، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

وی افزود: تمدن‌ها، بسیار پیش از آنکه جامعه جهانی سازوکاری حقوقی برای حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی پدید آورد، دریافته بودند که برخی آثار فقط دارایی یک حکومت، یک نسل یا حتی یک سرزمین نیستند. آنها حامل دانشی انباشته، تجربه‌ای تاریخی و صورتی از آفرینش انسانی‌اند که زوالشان، تنها از میان رفتن یک بنا یا محوطه نیست؛ بخشی از فهم بشر از خود را نیز فقیرتر می‌کند.

مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی بیان کرد: کنوانسیون ۱۹۷۲ را می‌توان مهم‌ترین صورت‌بندی حقوقی این اندیشه دانست؛ صورت‌بندی‌ای که حفاظت از میراث را از محدوده مسئولیت ملی فراتر برد و آن را در نسبت با مسئولیتی مشترک در برابر بشریت تعریف کرد. از این منظر، بزرگ‌ترین دستاورد کنوانسیون فقط پایه‌گذاری فهرست میراث جهانی نبود؛ بلکه تغییر بنیادین پرسش درباره ارزش میراث بود. از آن پس، پرسش تنها این نبود که یک اثر برای یک ملت تا چه اندازه اهمیت دارد؛ پرسش این بود که چرا جامعه جهانی باید خود را در قبال حفاظت از آن مسئول بداند.

وی تصریح کرد: پاسخ به این پرسش در مفهومی متبلور شد که امروز آن را «ارزش برجسته جهانی» (Outstanding Universal Value) می‌نامیم. این مفهوم، نه تعبیری ستایش‌آمیز برای بیان شکوه یک اثر، بلکه هسته استدلالی هر پرونده ثبت جهانی است. اثری می‌تواند برای تاریخ ملی یک کشور بی‌بدیل باشد، اما تنها زمانی در فهرست میراث جهانی جای می‌گیرد که واجد اهمیتی استثنایی و فراتر از مرزهای ملی باشد و دست‌کم یکی از معیارهای ده‌گانه میراث جهانی را احراز کند. در مورد آثار فرهنگی، این سنجش در چارچوب شش معیار فرهنگی انجام می‌شود. بااین‌حال، احراز یک یا چند معیار، به‌تنهایی پایان استدلال نیست؛ اثر باید از شرایط لازم اصالت (Authenticity) و تمامیت (Integrity) برخوردار باشد و نظام حفاظت و مدیریت آن نیز توان استمرار یا ارتقای ارزش برجسته جهانی را در گذر زمان داشته باشد.

معیارهای جهان شدن یک اثر

او خاطرنشان کرد: از همین رو، معیارها علت جهانی‌شدن یک اثر نیستند؛ ابزار اثبات آن‌اند. ارزش برجسته جهانی در پیوندی منسجم میان معیار یا معیارهای احرازشده، مؤلفه‌های حامل ارزش (Attributes)، اصالت، تمامیت و نظام مؤثر حفاظت و مدیریت صورت می‌بندد. اگر این پیوند گسسته باشد، نه شهرت اثر، نه دیرینگی آن و نه احساس تعلق ملی، نمی‌تواند جای خالی استدلال علمی را پُر کند.

مومنی ادامه داد: در این نظام، کشورها صرفاً برای افزودن نام آثار خود به یک فهرست بین‌المللی وارد فرایند نامزدی نمی‌شوند؛ باید در برابر یک نظام حرفه‌ای، بین‌الدولی و مبتنی بر ارزیابی‌های تخصصی نشان دهند که چرا حفاظت از آن اثر، از محدوده مسئولیت ملی فراتر می‌رود. تعلق ملی نقطه آغاز است، اما اقناع جامعه تخصصی و دولت‌های عضو، مقصد فرایند.

وی اظهار کرد: تمام تلاش یک پرونده ثبت جهانی، در نهایت، در «بیانیه ارزش برجسته جهانی» (Statement of Outstanding Universal Value) فشرده می‌شود. به باور من، این بیانیه صرفاً یکی از اجزای پرونده نامزدی نیست؛ فشرده‌ترین صورت استدلالی فلسفه میراث جهانی است. در این چند بند، دولت عضو باید نسبت میان معیار یا معیارهای احرازشده، مؤلفه‌های حامل ارزش، اصالت، تمامیت و الزامات حفاظت و مدیریت را چنان روشن و منسجم تبیین کند که ارزش اثر، هم قابل فهم، هم قابل اثبات و هم قابل حفاظت باشد.

مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی افزود: اهمیت این بیانیه با ثبت پایان نمی‌یابد. پس از ثبت، بیانیه ارزش برجسته جهانی به شناسنامه جهانی اثر و مبنای سنجش تصمیم‌های آینده درباره آن تبدیل می‌شود. وضعیت حفاظت، برنامه‌های مدیریتی، مداخلات عمرانی، توسعه زیرساخت‌ها، ارزیابی اثرات بر میراث و حتی الگوی گردشگری باید در نسبت با همین ارزش و مؤلفه‌های حامل آن سنجیده شوند. دستورالعمل‌های اجرایی نیز به‌صراحت بر این اصل تأکید دارند که نظام حفاظت و مدیریت باید استمرار یا ارتقای ارزش برجسته جهانی و شرایط اصالت و تمامیت را در طول زمان تضمین کند.

وی  تأکید کرد: از این منظر، ثبت جهانی یک تصمیم اداری است؛ اما جهانی‌شدن، یک فرایند تمدنی است.

ثبت جهانی استمرار فرهنگ حفاظت است

مومنی در ادامه گفت: کمیته میراث جهانی خالق ارزش جهانی یک اثر نیست؛ پس از طی فرایندی دقیق، مبتنی بر ارزیابی علمی، مستندات تطبیقی و داوری بین‌الدولی، آن ارزش را به رسمیت می‌شناسد. رأی کمیته نقطه آغاز ارزش یک اثر نیست؛ تأیید مسیری است که گاه سده‌ها پیش آغاز شده است.

وی افزود: هر اثر جهانی، در حقیقت دو تاریخ دارد: تاریخ آفرینش و تاریخ حفاظت. اگر اولی حاصل نبوغ معماران، هنرمندان، استادکاران و جوامع آفریننده باشد، دومی حاصل استمرار دانشی است که در نسل‌های پی‌درپی، ارزش آن آفرینش را شناخته، آن را حفاظت کرده، در اصالتش صیانت ورزیده و اجازه داده است مؤلفه‌های حامل ارزش آن تا امروز قابل ادراک باقی بمانند.

مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی اظهار کرد: در این معنا، بقای یک اثر هزارساله، خود دستاوردی هم‌سنگ آفرینش آن است. بنا ممکن است در یک دوره تاریخی ساخته شده باشد، اما ماندگاری آن حاصل تصمیم‌های بی‌شماری است که در طول قرن‌ها در راستای حفاظت، مرمت، مراقبت و انتقال مسئولانه اتخاذ شده‌اند. ثبت جهانی، بیش از آنکه یک لحظه تاریخی را گرامی بدارد، استمرار همین فرهنگ حفاظت را به رسمیت می‌شناسد.

وی تصریح کرد: اعتبار این نظام نیز به اعتماد جامعه جهانی به سلامت فرایندهای کارشناسی و تصمیم‌گیری آن وابسته است. فهرست میراث جهانی صرفاً مجموعه‌ای از آثار ممتاز نیست؛ سرمایه حقیقی آن، اعتماد دولت‌های عضو، متخصصان و افکار عمومی جهان به این اطمینان است که هر اثر تنها پس از عبور از فرایندی دشوار و مبتنی بر معیارهای مشترک در آن جای گرفته است. از همین رو، «اعتبار فهرست میراث جهانی» (Credibility of the World Heritage List) یکی از بنیادی‌ترین مباحث راهبردی این نظام است.

وی ادامه داد: سال‌های حضور در فرایندهای ثبت جهانی، تهیه، هدایت و پیگیری پرونده‌ها و مشارکت در نشست‌های کمیته میراث جهانی، بارها این حقیقت را برای من آشکار کرده است که مشروعیت این نظام، نه در شمار آثار ثبت‌شده، بلکه در میزان وفاداری آن به معیارها، کیفیت ارزیابی‌های تخصصی و سلامت فرایند تصمیم‌گیری نهفته است.

مسیر دشوار ثبت جهانی کاخ گلستان

مومنی خاطرنشان کرد: سی‌وهفتمین اجلاس کمیته میراث جهانی در سال ۲۰۱۳ در پنوم‌پنِ کامبوج، یکی از همان تجربه‌های ماندگار بود. در آن اجلاس، به‌عنوان نماینده رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت دفاع از پرونده ثبت جهانی کاخ گلستان را بر عهده داشتم. این حضور، نه نخستین مواجهه من با نظام میراث جهانی، بلکه یکی دیگر از موقعیت‌هایی بود که بار دیگر بلوغ یکی از معتبرترین سازوکارهای حقوقی و تخصصی حوزه فرهنگ را در عرصه بین‌المللی نشان می‌داد.

وی افزود: کاخ گلستان، پس از سال‌ها پژوهش، مستندسازی، تعیین عرصه اثر و حریم اثر، حفاظت، مرمت و تدوین برنامه مدیریت، در سال ۲۰۱۳ بر پایه معیارهای (ii)، (iii) و (iv) در فهرست میراث جهانی جای گرفت. ثبت آن، نخستین ثبت جهانی یک اثر در پایتخت ایران بود و نشان می‌داد که چگونه یک مجموعه تاریخی می‌تواند هم‌زمان گواهی بر تبادل ارزش‌های هنری و معماری، سنت فرهنگی دوره قاجار و مرحله‌ای مهم از تاریخ معماری و شهرسازی ایران باشد.

او اظهار کرد: تنها یک سال پیش از آن، در سی‌وششمین اجلاس کمیته میراث جهانی که در سن‌پترزبورگ و به میزبانی فدراسیون روسیه برگزار شد، پرونده زنجیره‌ای «کرملین‌های روسیه» نتوانست مسیر ثبت را طی کند و کمیته خواستار تقویت تحلیل تطبیقی، بازنگری در مؤلفه‌های پرونده و استحکام‌بخشی به بیانیه ارزش برجسته جهانی شد. اهمیت این تجربه نه در مقایسه میان دو پرونده، بلکه در پیامی است که برای همه دولت‌های عضو دارد: میزبانی اجلاس، وزن سیاسی کشورها یا شهرت تاریخی آثار، هیچ‌یک جایگزین کیفیت پرونده و انطباق آن با معیارهای کنوانسیون نمی‌شود.

مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی بیان کرد: همین پایبندی مستمر به معیارهاست که اعتماد جهانی به فهرست را حفظ می‌کند. در جهانی که بسیاری از نهادهای بین‌المللی همواره در معرض پرسش درباره نسبت میان ملاحظات سیاسی و معیارهای حرفه‌ای قرار دارند، یکی از سرمایه‌های ارزشمند نظام میراث جهانی، تلاش برای صیانت از اعتبار ارزیابی‌های تخصصی و استقلال فرایند تصمیم‌گیری است.

وی در ادامه گفت: در چنین افقی باید به پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته» نگریست؛ پرونده‌ای که در دستور کار چهل‌وهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی در بوسان قرار گرفته است. این پرونده، به‌عنوان اثری زنجیره‌ای، شامل قلعه‌ها و استحکامات در دره الموت است و دولت ایران آن را بر پایه معیارهای (ii)، (iii)، (v) و (vi) پیشنهاد کرده است. پیش‌نویس تصمیم کمیته، ثبت اثر را بر مبنای معیار (iii) توصیه می‌کند؛ معیاری که ناظر بر ارائه گواهی یگانه یا دست‌کم استثنایی بر یک سنت فرهنگی یا تمدنی زنده یا از میان‌رفته است.

مومنی در پایان این بخش تأکید کرد: این تمرکز بر معیار (iii) نه‌تنها تقلیل ارزش پرونده نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین درس‌های نظام میراث جهانی در همین تمرکز نهفته است؛ استحکام یک پرونده از اکثرت معیارها حاصل نمی‌شود، بلکه از دقت در صورت‌بندی دفاع‌پذیرترین بیانِ ارزش برجسته جهانی به دست می‌آید.

اهمیت ثبت جهانی الموت

مومنی در ادامه بیان کرد: در پرونده الموت، موضوع تنها شناسایی مجموعه‌ای از استحکامات کوهستانی ممتاز نیست. سخن از گواهی نادری بر سنت فرهنگی نزاریان اسماعیلی است که از اواخر سده یازدهم تا میانه سده سیزدهم میلادی در کوهستان‌های البرز بالید و در آن، سیاست، دین، اداره، دانش، دفاع و حیات اجتماعی در نظامی منسجم و به‌هم‌پیوسته سازمان یافت.

وی افزود: پیش‌نویس بیانیه ارزش برجسته جهانی، قلعه الموت را مرکز سیاسی، دینی، اداری و فکری دولت نزاری می‌داند و هفت جزء پرونده را نه به‌عنوان بناهایی منفرد، بلکه به‌مثابه شبکه‌ای هماهنگ معرفی می‌کند: قلعه الموت، قلعه لمبسر، قلعه نویزرشاه و استحکامات شمس‌کلایه، قسطین‌لار، شیرکوه و ایلان. این اجزا در نسبت فضایی، عملکردی و تاریخی با یکدیگر معنا می‌یابند و در مجموع، سامانه‌ای دفاعی و اداری را در دل جغرافیای کوهستانی پدید آورده‌اند.

مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی اظهار کرد: الموت در این خوانش، صرفاً سرزمین دژها نیست؛ صورت مادیِ سازمان‌یافتن اندیشه در جغرافیاست. کوهستان در اینجا فقط زمینه طبیعی استقرار قلعه‌ها نبوده، بلکه بخشی از منطق سیاسی، دفاعی، اقتصادی و زیستی آن نظام تاریخی به شمار می‌رفته است. انتخاب مواضع، ارتباط دیداری میان دژها، سامانه‌های ذخیره و انتقال آب، معماری صخره‌کند، تراس‌های کشاورزی، راه‌های ارتباطی و سازمان فضایی استقرارها، همه از نسبتی هوشمندانه میان قدرت، دانش، طبیعت و بقا حکایت می‌کنند.

وی تصریح کرد: ارزش الموت، از همین رو، تنها در کالبد بناها خلاصه نمی‌شود. مؤلفه‌های حامل ارزش برجسته جهانی آن، بقایای استحکامات و سازه‌های دفاعی، عناصر معماری صخره‌کند، سامانه‌های ذخیره و تأمین آب، شواهد باستان‌شناختی، تراس‌های کشاورزی و منظر کوهستانی‌ای را دربرمی‌گیرد که ساختار شبکه دفاعی را شکل داده است. آنچه باید حفاظت شود، تنها دیوارها نیست؛ منطق ارتباط میان اجزا، اشراف دیداری، پیوندهای عملکردی، بستر طبیعی و انسجام منظر نیز بخشی از ارزش اثرند.

وی ادامه داد: اصالت در چنین پرونده‌ای نیز به کهنگی مصالح فروکاسته نمی‌شود. اصالت، حلقه پیوند میان مؤلفه‌های اثر و ارزش برجسته جهانی آن است. ارزش‌ها باید از خلال صورت و طرح، مواد و مصالح، فنون، مکان و بستر، کارکردها و حتی روح و احساس مکان، به‌گونه‌ای صادقانه و معتبر قابل ادراک باشند. در الموت، بقای ساختارهای معماری، عناصر صخره‌کند، سامانه‌های مدیریت آب، موقعیت استقرار دژها و نسبت آنها با محیط کوهستانی، همچنان امکان خوانش منطق تاریخی مجموعه را فراهم می‌کند. پیش‌نویس تصمیم نیز بر حفظ صورت، طرح، مصالح، فنون، مکان، بستر و احساس فضای فرهنگی نزاری تأکید دارد.

مومنی خاطرنشان کرد: تمامیت نیز به معنای دست‌نخوردگی کامل یک مجموعه تاریخی نیست. پرسش اصلی این است که آیا همه اجزای لازم برای بیان ارزش برجسته جهانی در محدوده اثر حضور دارند و آیا مجموعه هنوز توان بازنمایی منسجم شبکه دفاعی و مرکزیت سیاسی، دینی و فرهنگی خود را حفظ کرده است. در مورد الموت، هفت جزء زنجیره‌ای به‌گونه‌ای انتخاب شده‌اند که در کنار یکدیگر، کلیت نظام تاریخی را قابل فهم سازند. ازاین‌رو، حفاظت از ارتباطات عملکردی و دیداری میان آنها و صیانت از منظر پیرامونی، به اندازه تثبیت کالبد هر قلعه اهمیت دارد.

وی در ادامه گفت: برای من، الموت تنها موضوع یک پرونده ثبت جهانی نیست. الموت، سرزمینِ ریشه‌های من و یکی از ماندگارترین قلمروهای جست‌وجوی علمی من است. سال‌ها پیش، رساله دکتری خود را به مطالعه گورستان‌های هزاره دوم و اول پیش از میلاد و دوره‌های مفرغ متأخر و آهن ۱ و ۲ این سرزمین اختصاص دادم و از خلال آن پژوهش دریافتم که تاریخ الموت تنها بر فراز دژهای آن روایت نمی‌شود؛ در ژرفای خاک، در الگوهای استقراری، در مسیرهای کهن و در پیوند دیرپای انسان با این جغرافیای دشوار نیز حضور دارد.

مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی تأکید کرد: از همین رو، آنچه امروز درباره الموت داوری می‌شود، برای من صرفاً سرنوشت یک پرونده نیست؛ سخن از سرزمینی است که لایه‌های گوناگون تاریخ ایران را در خود نگاه داشته و اکنون یکی از برجسته‌ترین فصل‌های آن در آستانه به‌رسمیت‌شناخته‌شدن در مقیاسی جهانی قرار گرفته است.

وی  اظهار کرد: اما ثبت جهانی، اگر به سرانجام برسد، پایان این مسیر نخواهد بود.

ثبت جهانی و افزایش دامنه مسئولیت حفاظت

مومنی در ادامه گفت: ثبت جهانی دامنه مسئولیت را تغییر می‌دهد، نه صرفاً عنوان یک اثر را. پیش از ثبت، حفاظت از اثر عمدتاً در چارچوب نظام حقوقی و مدیریتی ملی معنا می‌یابد؛ پس از ثبت، همان مسئولیت در برابر جامعه جهانی نیز صورتی روشن‌تر پیدا می‌کند. از آن پس، هر تصمیم مدیریتی، هر طرح توسعه، هر مداخله عمرانی و هر سیاست گردشگری باید علاوه بر قوانین ملی، در نسبت با تعهدات ناشی از کنوانسیون ۱۹۷۲ نیز سنجیده شود.

وی افزود: ثبت جهانی پایان ارزیابی نیست؛ آغاز گفت‌وگویی مستمر میان دولت عضو و نظام میراث جهانی درباره وضعیت حفاظت، اثربخشی مدیریت و استمرار ارزش برجسته جهانی است. از همین رو، پیش‌نویس تصمیم بوسان در کنار توصیه به ثبت، بر تدوین راهبرد یکپارچه حفاظت و آمادگی در برابر مخاطرات، توجه به فرسایش، رانش زمین، آسیب‌پذیری لرزه‌ای، مدیریت آب و سازگاری اقلیمی، تقویت حفاظت پیشگیرانه، مستندسازی مداخلات، تنظیم ظرفیت تحمل بازدید، تکمیل برنامه گردشگری پایدار، اصلاح بخش‌هایی از حریم‌ها و انجام ارزیابی اثرات بر میراث (Heritage Impact Assessment – HIA) پیش از اجرای طرح‌های توسعه‌ای تأکید کرده است. این موارد حاشیه ثبت نیستند؛ چارچوب حفظ اعتبار ثبت در آینده‌اند.

حفاظت از آثار ثبت جهانی فراتر از توان یک دستگاه است

مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی اظهار کرد: حفاظت از چنین اثری را نمی‌توان در محدوده مأموریت یک دستگاه تخصصی محصور کرد. استمرار ارزش برجسته جهانی الموت به تصمیم‌هایی وابسته است که در حوزه برنامه‌ریزی سرزمین، تخصیص منابع، راه و زیرساخت، مدیریت آب، محیط‌زیست، مدیریت بحران، گردشگری و توسعه محلی اتخاذ می‌شوند.

وی تصریح کرد: از همین رو، حضور و همراهی نمایندگان نهادهای مرتبط در چنین فرایندهایی می‌تواند به شکل‌گیری فهمی مشترک از پیچیدگی مسیر ثبت و گستره مسئولیت‌های پس از آن یاری رساند. آشنایی نزدیک با فرایند ارزیابی، تعهدات ناشی از ثبت و نیازهای بلندمدت حفاظت، می‌تواند زمینه تقویت همکاری بین‌سازمانی، تسهیل تصمیم‌گیری و رفع موانعی را فراهم آورد که استمرار ارزش برجسته جهانی اثر به آن وابسته است.

وی ادامه داد: ثبت جهانی، در بهترین صورت خود، باید به ارتقای کیفیت حکمرانی سرزمین بینجامد. اگر ارزش برجسته جهانی بنیان حفاظت است، حفاظت نیز باید بنیان توسعه باشد. توسعه‌ای که به تضعیف مؤلفه‌های حامل ارزش بینجامد، در حقیقت بنیان همان ظرفیتی را فرسوده می‌کند که قرار بوده منشأ رونق و اعتبار باشد.

ثبت جهانی الموت و افزایش ظرفیت گردشگری

مومنی خاطرنشان کرد: در این میان، گردشگری یکی از مهم‌ترین فرصت‌هایی است که ثبت جهانی پیش روی الموت قرار می‌دهد. این ثبت می‌تواند جایگاه منطقه را در شبکه گردشگری فرهنگی جهان ارتقا دهد، زمینه توسعه خدمات، تقویت صنایع‌دستی، افزایش فرصت‌های شغلی و رونق اقتصاد محلی را فراهم سازد. اما پایداری این دستاوردها در گرو آن است که گردشگری در چارچوب الزامات حفاظت برنامه‌ریزی شود و گردشگری در توان پذیرش این سرزمین عیارمند باشد.

وی اظهار کرد: ظرفیت تحمل بازدید (Carrying Capacity)، مدیریت بازدیدکنندگان، سامان‌دهی مسیرها، ایمنی، معرفی و تفسیر علمی اثر، حفاظت از عرصه اثر و حریم اثر و بازگشت بخشی از منافع گردشگری به پژوهش، مرمت و حفاظت، اجزای یک نظام واحدند. در چنین رویکردی، حفاظت مانع توسعه نیست؛ شرط امکان توسعه‌ای پایدار و معتبر است.

مدیرکل مرکز مطالعات منطقه‌ای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی بیان کرد: جوامع محلی نیز در این منظومه صرفاً بهره‌بردار منافع گردشگری نیستند. دانش‌های محلی، شناخت اقلیم، مهارت‌های سنتی، روایت‌های تاریخی و احساس تعلق مردم می‌تواند پشتوانه حفاظت، معرفی و پایش اثر باشد. این مشارکت، جایگزین مسئولیت قانونی و تخصصی دولت نیست؛ اما ظرفیت اجتماعی نظام حفاظت را افزایش می‌دهد و پیوند میان میراث ملموس، دانش زنده و زیست امروز مردم را تقویت می‌کند.

وی در ادامه گفت: ثبت جهانی الموت، اگر در بوسان به تصویب برسد، بی‌تردید مایه خرسندی مردم ایران و به‌ویژه مردمان فرهیخته الموت خواهد بود؛ اما ارزش حقیقی این دستاورد تنها در افزوده‌شدن نام اثری دیگر به فهرست میراث جهانی نیست. اهمیت آن در تعمیق این آگاهی است که از فردای ثبت، مأموریتی گسترده‌تر آغاز می‌شود: شناخت عمیق‌تر، حفاظت علمی‌تر، مدیریت هماهنگ‌تر، همکاری مؤثرتر میان نهادها و انتقال شایسته‌تر این میراث به نسل‌های آینده.

مومنی تأکید کرد: میراث جهانی به یک نسل تعلق ندارد. هر نسل تنها مسئول بخشی از حیات طولانی آن است. پیشینیان، این آثار را آفریدند و نسل‌های پس از آنان، با مرمت، مراقبت، شناخت و مسئولیت، امکان رسیدنشان به امروز را فراهم کردند. اکنون نوبت ماست که ثابت کنیم تنها وارث این میراث نیستیم؛ امین آینده آن نیز هستیم.

وی در پایان گفت: میراث جهانی، ثبتِ گذشته نیست؛ تضمین استمرار ارزش‌هایی است که بشریت، شایسته ماندن می‌داند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1231356
  • فیلم کمتر دیده شده از خانه رامبد جوان؛ دکوراسیونی متفاوت و چشم نواز

اخبار تاپ حوادث