از زبان یک دختر نابغه: رتبه دو رقمی کنکور بودم، اما یک «بله» به خواستگارم همه آرزوهایم را نابود کرد
تبلیغات

به گزارش رکنا،همزمان با اعلام نتایج کنکور، زندگی من در دو مسیر کاملاً متفاوت قرار گرفت. از یک سو با رتبه دو رقمی در رشته ریاضی، رویای ورود به دانشگاه و مهندس شدن را در سر داشتم و از سوی دیگر، خواستگاری که ناگهان وارد زندگی‌ام شد.

آن روزها فقط ۱۸ سال داشتم. از خوشحالی قبولی در کنکور، آن‌قدر هیجان‌زده بودم که بدون فکر کافی به خواستگارم جواب مثبت دادم؛ تصمیمی که پدر و مادرم با آن مخالف بودند. آن زمان تصور می‌کردم عشق برای خوشبختی کافی است، اما امروز می‌دانم اگر کمی بیشتر صبر می‌کردم، شاید سرنوشتم کاملاً متفاوت بود.

چند ماه پس از ازدواج، وقتی برای ثبت‌نام دانشگاه آماده می‌شدم، همسرم اجازه ادامه تحصیل نداد. همان روز بود که رؤیای دانشگاه را برای همیشه کنار گذاشتم. دیگر هم راهی برای بازگشت به خانه پدر و مادرم نداشتم، چون به خاطر این ازدواج از خانواده فاصله گرفته بودم.

مدت کوتاهی بعد باردار شدم و در همان روزها فهمیدم همسرم به مواد مخدر اعتیاد دارد. هر بار اعتراض می‌کردم، پاسخ من فقط خشونت و کتک بود. پسرم در روزهایی به دنیا آمد که من از نظر روحی کاملاً شکسته بودم.

اعتیاد همسرم هر روز بیشتر می‌شد و دوستانش را هم به خانه می‌آورد. بدترین روز زندگی‌ام زمانی بود که دیدم پسر شش ساله‌ام را کنار بساط مواد نشانده است. همان لحظه تصمیم گرفتم دیگر در آن خانه نمانم.

در این سال‌ها خودم هم به دلیل شرایط سخت زندگی و تأثیر مواد، گرفتار اعتیاد شدم. دیگر نه از آن دختر ممتاز خبری بود و نه از رؤیای مهندس شدن. فقط مادری بودم که می‌ترسید آینده فرزندش هم مانند زندگی خودش نابود شود.

بعد از هفت سال، با کمک خواهرانم به خانه پدر و مادرم برگشتم. وقتی مادرم در را باز کرد، ابتدا مرا نشناخت. آن‌قدر تغییر کرده بودم که باورش نمی‌شد همان دخترش باشم. وقتی مرا شناخت، از شدت ناراحتی روی زمین افتاد.

لحظه‌ای که پدرم وارد خانه شد، خودم را به آغوشش رساندم و فقط یک جمله را بارها تکرار کردم: «اشتباه کردم... کاش حرفت را گوش می‌کردم... کمکم کن.»

امروز برای درمان اعتیاد و بازسازی زندگی‌ام به مرکز مشاوره مراجعه کرده‌ام. مواد را کنار گذاشته‌ام و هنوز آرزو دارم دوباره درس بخوانم و آینده‌ای بسازم که سال‌ها پیش با یک تصمیم عجولانه از دست دادم.

فهیمه محمدیان، کارشناس ارشد روانشناسی

قدرت انتخاب در مقاطع حساس زندگی، به‌ویژه در موضوع ازدواج، اهمیت زیادی دارد؛ اما این قدرت زمانی مفید است که تصمیم بر پایه شناخت، آرامش و اطلاعات کافی گرفته شود. بسیاری از افراد تحت تأثیر هیجان، احساسات، ترس یا عجله، تصمیم‌هایی می‌گیرند که بعدها مسیر زندگی‌شان را تغییر می‌دهد و باعث پشیمانی می‌شود.

فهیمه محمدیان می‌گوید: قبل از هر تصمیم مهم باید از افراد آگاه و باتجربه کمک گرفت و با شناخت کافی از طرف مقابل و شرایط زندگی، انتخاب کرد. عجله، کمبود اطلاعات، اعتمادبه‌نفس پایین، شک و تردید و تصمیم‌گیری صرفاً احساسی، از مهم‌ترین عواملی هستند که احتمال انتخاب نادرست را افزایش می‌دهند. به گفته او، مشورت با افراد متخصص و خانواده می‌تواند از بسیاری از آسیب‌ها و پشیمانی‌های بعدی جلوگیری کند.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1230127
  • فیلم/ روایت رضا کیانیان از بازداشت در ساواک؛ از شوک الکتریکی تا شکنجه های سنگین

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات