تایید حکم قصاص در پرونده قتل هولناک انباری
حوادث رکنا: پرونده زن میانسالی که به همراه یک مرد، شوهر خواهر خود را به قتل رسانده و جسدش را در انباری خانه پنهان کرده بودند، به دادسرای امور جنایی تهران ارجاع شد.
به گزارش رکنا، ظهر روز شنبه، شانزدهم دی ماه سال ۱۴۰۲ بود که تیم جنایی پلیس به دنبال تماس تلفنی یک مرد که خبر از قتل برادرش می داد، راهی یک خانه قدیمی و سه طبقه در مرکز تهران شدند.
جسد در داخل انباری کشف شد و بررسی های اولیه نشان می داد که مقتول بر اثر خفگی جان خود را از دست داده است. تحقیقات بعدی حاکی از آن بود که قتل در محل دیگری رخ داده و سپس جسد به این انباری منتقل شده است. از زمان وقوع مرگ، مدت زیادی می گذشت و همین موضوع باعث شده بود که برادر مقتول متوجه بوی تعفن شود و پس از باز کردن در انباری، با جسد او مواجه گردد.
بررسی های کارآگاهان نشان می داد که عاملان جنایت با مقتول آشنایی داشته اند و خود او نیز در را به رویشان باز کرده است. همچنین تصاویر دوربین های مداربسته نشان می داد که در روز وقوع جنایت، یک مرد و یک زن وارد خانه شده اند و لحظاتی بعد، با حالتی هراسان از خانه خارج شده اند.
تحقیقات برای یافتن آن زن و مرد ناشناس ادامه یافت. زمانی که تصاویر آن ها به خانواده مقتول نشان داده شد، آن ها بلافاصله زن میانسال را شناسایی کردند. او کسی نبود جز خواهرزن مقتول. با دستگیری این زن، مرد همدست او نیز شناسایی و دستگیر شد.
اعترافات متهم مرد
مرد میانسال که راننده تاکسی اینترنتی بود، با اعتراف به قتل، در خصوص جنایتی که مرتکب شده بود، به پلیس گفت: «من راننده تاکسی اینترنتی هستم. چند مدتی قبل با خواهرزن مقتول آشنا شدم و قرار شد با یکدیگر ازدواج کنیم.»
متهم ادامه داد: «یک روز او به من گفت که بعد از فوت خواهرش، چند بار برای مصرف مواد مخدر به خانه شوهر خواهرش رفته است. اما یک روز که به آن خانه رفته بود، شوهر خواهرش برای او مزاحمت ایجاد کرده بود. همین موضوع باعث شد که من کینه او را به دل بگیرم.»
وی مدعی شد: «روز حادثه، وقتی برای جمع کردن وسایل آن زن میانسال به خانه مقتول رفتیم، او شروع به فحاشی کرد. من در یک لحظه عصبانی شدم و با دستانم او را خفه کردم. پس از ارتکاب جنایت، جسد را به انباری منتقل کردم و در ادامه، اموالش را نیز به سرقت بردیم.»
تأیید اظهارات توسط زن متهم و بازسازی صحنه جرم
با اعتراف مرد میانسال، زن متهم نیز اظهارات او را تأیید کرد و هر دو نفر به بازسازی صحنه جنایت پرداختند.
صدور حکم و تأیید در دیوان عالی
متهمان پس از تکمیل تحقیقات، برای صدور حکم در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفتند. با توجه به درخواست اولیای دم و با استناد به مدارک موجود در پرونده، دادگاه حکم داد که مرد میانسال به قصاص محکوم شود و همدست او (زن میانسال) به حبس تعزیری محکوم گردد.
پس از تأیید این حکم در دیوان عالی کشور، پرونده برای اجرای حکم به دادسرای امور جنایی پایتخت منتقل شد.
سوالات متداول درباره این پرونده قضایی:
۱ [حقوقی]: در این پرونده، مرد میانسال (قاتل مستقیم) به قصاص محکوم شده است. اما زن میانسال (خواهرزن مقتول) چه نقشی داشته و چرا او به قصاص محکوم نشده است؟ بر اساس اظهارات متهمان و مدارک موجود، به نظر می رسد که نقش زن میانسال «معاونت در قتل» بوده است، نه «شرکت در قتل». مطابق ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی، معاونت در جرم شامل اقداماتی مانند تحریک، ترغیب، تهیه وسیله، ارائه نقشه، راهنمایی و هرگونه کمکی است که بدون آن جرم تحقق نمی یافت، اما معاون نقش مستقیم در اجرای قتل ندارد. در این پرونده، اگر زن میانسال صرفاً مرد را تحریک کرده، کینه را در دل او زنده نگه داشته، یا با او به محل برده است، اما خود در لحظه خفه کردن مقتول حضور نداشته یا مشارکت فیزیکی نداشته باشد، عنوان «معاونت» برای او صادق است. مجازات معاونت در قتل عمدی، حبس تعزیری درجه ۳ یا ۴ (۶ تا ۱۵ سال) است، نه قصاص. اما اگر ثابت شود که زن میانسال در لحظه خفه کردن، دست مقتول را گرفته یا مانع فرار او شده است، آن گاه «شریک در قتل» محسوب می شود و او نیز مستحق قصاص خواهد بود. به نظر می رسد دادگاه نقش او را معاونت تشخیص داده است.
۲ [حقوقی]: متهم مرد در اعترافات خود گفته است که «در یک لحظه عصبانی شدم و او را خفه کردم». آیا این «عصبانیت لحظه ای» می تواند به عنوان یک جهت تخفیف مجازات (مثلاً تبدیل قصاص به دیه) تلقی شود؟ خیر، عصبانیت لحظه ای به تنهایی نمی تواند قصاص را ساقط کند، اما ممکن است به عنوان یک «جهت تخفیف» در مجازات های تعزیری (حبس) مؤثر باشد. در قتل عمدی که قصاص حق اولیای دم است، وجود «خشم و غضب» صرفاً زمانی می تواند مؤثر باشد که به «جنون موقت» یا «از دست دادن کامل کنترل اراده» منجر شود. مطابق ماده ۱۴۹ قانون مجازات اسلامی، اگر کسی در حالتی باشد که فاقد اراده و آگاهی است (مثل جنون یا بیهوشی کامل)، مسئولیت کیفری ندارد. اما صرف «عصبانی بودن» به معنای از دست دادن کامل اراده نیست. در این پرونده، متهم خود اعتراف کرده که نقشه قبلی داشته (کینه به دل گرفتن، رفتن به خانه مقتول برای جمع کردن وسایل) و در لحظه، عصبانی شده است. این «عصبانی شدن» یک رفتار قابل پیش بینی و طبیعی در درگیری های انسانی است، اما نه به اندازه ای که او را از مسئولیت کیفری مبرا کند. دادگاه ممکن است این موضوع را در تعیین حبس زن میانسال (به عنوان یک جهت تخفیف) لحاظ کند، اما در قصاص مرد قاتل، تأثیری نخواهد داشت مگر این که اولیای دم خودشان بگذرند.
۳ [کارشناسی]: از نظر پزشکی قانونی و جرم شناسی، چه عواملی باعث شد که جسد برای مدت طولانی در انباری کشف نشود و بوی تعفن چه مدتی پس از مرگ قابل استشمام می شود؟ این پرسش از جنبه [کارشناسی پزشکی قانونی] قابل بررسی است. پس از مرگ، فرآیند تجزیه بدن (پوسیدگی) آغاز می شود. در شرایط عادی (دمای اتاق و رطوبت معمولی)، بوی تعفن ناشی از گازهای تولید شده توسط باکتری ها (مانند پوترسین و کاداورین) معمولاً پس از ۲۴ تا ۷۲ ساعت اول قابل استشمام می شود. اما در این پرونده، جسد در انباری پنهان شده بود. انباری معمولاً مکان بسته، بدون تهویه مناسب و خنک تر از سایر نقاط خانه است. این شرایط می تواند فرآیند پوسیدگی را کندتر کند (نه سریع تر). همچنین اگر جسد در کیسه پلاستیکی یا پارچه پیچیده شده باشد، انتشار بو به تأخیر می افتد. از سوی دیگر، اگر خانه چند طبقه بوده و انباری در طبقه پایین یا گوشه ای دورافتاده قرار داشته، عبور و مرور کمتری داشته و بوی تعفن دیرتر به اعضای خانواده می رسیده است. برادر مقتول پس از مدت طولانی متوجه بوی تعفن شده است. پزشکی قانونی می تواند با بررسی درجه پوسیدگی جسد و وجود لارو حشرات، زمان دقیق مرگ را تخمین بزند. اگر جسد در انباری خشک و خنک نگهداری شده باشد، ممکن است فرآیند مومیایی شدن طبیعی (desiccation) تا حدی رخ دهد و بوی تعفن نسبت به حالت عادی کمتر باشد.
۴ [حقوقی]: متهم مرد گفته است که پس از قتل، اموال مقتول را نیز سرقت کرده است. این اقدام (سرقت پس از قتل) چه تأثیری بر مجازات او دارد؟ آیا جرم جداگانه ای محسوب می شود؟ بله، سرقت اموال مقتول پس از قتل، یک جرم جداگانه محسوب می شود. در حقوق کیفری ایران، قتل و سرقت دو جرم مستقل با عناصر مادی و معنوی متفاوت هستند. اگر قاتل با انگیزه سرقت، قتل را مرتکب شده باشد، ممکن است عنوان «قتل در حین سرقت» مطرح شود که خود یک عامل مشدد است. اما در این پرونده، متهم گفته است که ابتدا قتل را انجام داده و سپس اموال را سرقت کرده است. این اقدام، به طور همزمان دو جرم را محقق می کند: قتل عمدی (که مجازات آن قصاص است) و سرقت (که مجازات آن مطابق ماده ۶۵۶ قانون مجازات اسلامی تعزیرات بسته به نوع سرقت، حبس ۱ تا ۱۰ سال و جزای نقدی است). دادگاه برای هر کدام مجازات جداگانه تعیین می کند. با توجه به این که سرقت همراه با ورود به عنف و در شب (چون حادثه در دی ماه بوده و احتمالاً شب زود تاریک می شده) یا با آزار نباشد، مجازات حبس ۱ تا ۵ سال دارد. این مجازات به مجازات قصاص اضافه می شود (یعنی قاتل ابتدا قصاص می شود و اموال نیز از او بازپس گرفته می شود). همچنین اولیای دم می توانند برای سرقت اموال نیز شکایت جداگانه مطرح کنند.
۵ [کارشناسی]: از نظر روان شناسی جنایی، چه عواملی باعث می شود که یک فرد (زن میانسال) به جای طلاق یا گفت و گو، به فکر حذف فیزیکی شوهر خواهرش بیفتد و چه تفاوتی بین «انگیزه انتقام» و «انگیزه پنهان کردن اعتیاد» وجود دارد؟ این پرسش از جنبه [کارشناسی روان شناسی جنایی] قابل بررسی است. به نظر می رسد ترکیبی از عوامل در این پرونده نقش داشته است:
عامل اول: ترومای قبلی و احساس شرم - زن میانسال به متهم مرد گفته است که مقتول برای او مزاحمت ایجاد کرده است. اگر این مزاحمت ماهیت جنسی داشته باشد، ممکن است آن زن دچار «شرم و خشم فروخورده» شده باشد. به جای شکایت قانونی (که نیاز به اثبات و مواجهه اجتماعی دارد)، به دنبال انتقام شخصی برآمده است.
عامل دوم: مخفی کردن مصرف مواد مخدر - زن میانسال اعتراف کرده است که برای مصرف مواد به خانه مقتول می رفته است. اگر مقتول از این موضوع اطلاع داشته و تهدید به افشاگری کرده باشد، زن میانسال ممکن است برای پنهان کردن اعتیاد خود (و حفظ آبرو در خانواده و جامعه) دست به حذف فیزیکی او زده باشد. این انگیزه با «انگیزه انتقام» تفاوت دارد: در انتقام، فرد خواهان تحقیر یا آزار طرف مقابل است. در پنهان کردن اعتیاد، فرد صرفاً می خواهد مانع افشاگری شود.
عامل سوم: نقش کاتالیزور مرد قاتل - مرد میانسال (راننده تاکسی اینترنتی) که قصد ازدواج با زن را داشته است، انگیزه شخصی (کینه به دل گرفتن از مقتول به خاطر مزاحمت برای نامزدش) و همچنین احتمالاً انگیزه مالی (دسترسی به اموال مقتول) داشته است. بدون حضور و تحریک این مرد، احتمالاً زن میانسال به تنهایی دست به قتل نمی زد. این نشان دهنده «الگوی جرم دونفره» است که در آن یک نفر (زن) جرقه اولیه (شفاهی) و نفر دیگر (مرد) عمل فیزیکی را انجام می دهد.
ارسال نظر