الهه هستم 18 ساله دوست پسرم مرا تباه کرد / از 14 سالگی به جای محبن مادر به پسران خیابان دل بستم تا ...
حوادث رکنا: دختر ۱۸ سالهای که در پی رابطه خیابانی کتک خورده و تحقیر شده بود، با مراجعه به کلانتری شفای مشهد خواستار حمایت قضایی و شروع دوباره زندگی شد.
به گزارش رکنا، الهه دختر ۱۸ ساله با سر و صورت زخمی و کبود روبهروی کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد نشسته و قصه تلخ زندگیاش را روایت کرد. او گفت که تنها یک سال داشته است که مادرش را به دلیل بیماری سخت از دست داده و هیچ تصویری از او در ذهن ندارد و تنها به عکس مادری که او را با عشق به آغوش کشیده نگاه میکند.
یک سال پس از مرگ مادر، پدرش دوباره ازدواج کرد. نامادریاش زن بدی نبود، اما او هرگز نتوانست او را جایگزین مادرش بداند و به همین دلیل گوشهگیر شد و یاد گرفت ساکت باشد. دختری که از محبت محروم مانده بود، نمیدانست چگونه آن را طلب کند و تنها حسرت دوستت دارم را در دل داشت.
او ادامه داد که چهار سال قبل، زمانی که ۱۴ ساله بود، عاشق پسری به نام «سروش» شد که از حرفهایش «محبت» میبارید. سروش چهار سال از او بزرگتر بود و دختر احساس کرد بالاخره کسی او را میبیند و دوستش دارد. اما پس از مدتی دریافت که این عشق خیابانی تنها هیجان است و سروش از او سوءاستفاده میکرد؛ بنابراین رابطه را پایان داد.
پس از آن، «پارسا» وارد زندگی او شد و از یک سال قبل با او وارد رابطه شد. دختر جوان فکر میکرد پارسا با دیگران فرق دارد، چرا که بیشتر برایش وقت میگذاشت و از ازدواج و آینده صحبت میکرد. اما مدتی قبل، دختر به سروش پیام داد تا مطمئن شود هنوز خواستنی است. این پیام باعث شد که پارسا او را خیانتکار بخواند و به شدت عصبانی شود. او دختر را کتک زد، تحقیر کرد و ادعا کرد زندگیاش نابود شده است. دختر با گریه و التماس گفت که اشتباه کرده، اما پارسا گوش نمیداد.
دختر گفت که از کودکی دنبال محبت بوده و هر ذره محبت برایش ارزشمند بود، اما اکنون نمیخواهد دوباره تحقیر شود و اعتراف کرد که کتک خوردن حق او نبوده و میخواهد از نو شروع کند.
گزارش اختصاصی روزنامه خراسان حاکی است که با راهنماییهای سرگرد احسان سبکبار، رئیس کلانتری شفای مشهد، پیگیری قضایی ایراد ضرب و جرح عمدی این دختر جوان در دستور کار پلیس قرار گرفت و مشاورههای روانشناختی و علمی نیز برای آگاهی او از فرجام تلخ دوستیهای خیابانی و خطرات عشقهای هیجانی آغاز شد.
بر اساس ماجراهای واقعی در زیر پوست شهر
ارسال نظر