گزارش رکنا به مناسبت روز ملی خلیج فارس
خلیج فارس؛ دریایی که بوی نفت و باروت گرفته است / ۲۱ میلیارد لیتر نفت؛ بمب ساعتی اکولوژیکی در آبهای جنوب/مرگ خاموش لاکپشتها و دلفینها زیر لکههای سیاه
رکنا، در روزی که نام خلیج فارس با غرور ملی گره خورده، این پهنه نیمهبسته و کمعمق زیر سایه جنگ، نفت و سالها فرسایش محیطزیستی ایستاده است. از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵، درگیریها هزاران کشتی و دهها نفتکش حامل میلیاردها لیتر نفت را در قلب این دریا محبوس کرد؛ شرایطی که به گفته دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، «یک بمب ساعتی اکولوژیکی» است. دریایی که تجدید آبش دو تا پنج سال زمان میبرد، اکنون با تهدیدی روبهروست که میتواند از فاجعه نفتی ۱۹۹۱ نیز فراتر رود؛ فاجعهای آهسته، اما ماندگار.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، باد گرم از روی آبهای کمعمق میوزد. موجها آرام به ساحل میخورند، اما زیر این آرامش ظاهری، دریایی نفس میکشد که سالهاست زخم میخورد. خلیج فارس برای ایرانیان تنها یک پهنه آبی نیست؛ حافظه تاریخی، هویت جغرافیایی و بخشی از روح یک سرزمین است. اما در روز ملی خلیج فارس، این دریا بیش از هر زمان دیگری زیر سایه بحرانهای محیطزیستی و تنشهای نظامی قرار گرفته است.
در تازهترین بحران، جنگی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت، لایه تازهای از تهدید را بر پیکر این اکوسیستم شکننده تحمیل کرد. تهدیدی که کارشناسان آن را «فاجعهای در انتظار وقوع» مینامند.
بمب ساعتی اکولوژیکی در قلب خلیج فارس
دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، از خطری سخن میگوید که کمتر دیده میشود اما ابعاد آن میتواند ویرانگر باشد.
او به رکنا میگوید:
«شاید فوریترین و فاجعهبارترین تهدید در منطقه درگیری، وجود مقدار عظیمی نفت محبوس در کشتیهاست. تخمین زده میشود حدود دوهزار کشتی، از جمله نزدیک به ۸۵ نفتکش بزرگ، در خلیج فارس گرفتار بودهاند. این کشتیها مجموعاً حدود ۲۱ میلیارد لیتر نفت حمل میکنند. چنین حجمی از نفت در شرایط جنگی عملاً یک بمب ساعتی اکولوژیکی است.»
به گفته او، اگر حتی بخشی از این نفت وارد آب شود، پیامدها تنها به افزایش کربن در جو محدود نخواهد بود.
زارع هشدار میدهد:
«نفت سنگین وقتی وارد دریا میشود، مستقیماً حیات دریایی را نابود میکند. این نفت سطح آب را میپوشاند، به جنگلهای حرا میچسبد، بستر دریا را خفه میکند و زنجیره غذایی را برای سالها مسموم نگه میدارد.»
دریایی که خود را دیر درمان میکند
خلیج فارس از نظر جغرافیایی یکی از آسیبپذیرترین دریاهای جهان است. این پهنه آبی نیمهبسته و کمعمق است و تبادل آب آن با اقیانوس از طریق تنگه هرمز بسیار محدود انجام میشود.
دکتر زارع در توضیح این ویژگی میگوید:
«تجدید کامل آب در خلیج فارس بین دو تا پنج سال طول میکشد. به همین دلیل هر آلودگی که وارد آن شود برای مدت طولانی در سیستم باقی میماند. در واقع این دریا ظرفیت خودپاکسازی بسیار محدودی دارد.»
این ویژگی باعث میشود حتی یک حادثه بزرگ نفتی اثراتی چند دههای بر جای بگذارد.
تنگه هرمز؛ کریدور حیاتی حیات دریایی
در دل این جغرافیای شکننده، تنگه هرمز به عنوان یکی از پیچیدهترین زیستبومهای منطقه شناخته میشود. آبهای این تنگه زیستگاه گونههای متعددی از دلفینها، لاکپشتهای دریایی و ماهیان کمیاب است.
زارع میگوید:
«لاکپشتهای دریایی و دلفینها حیواناتی هستند که برای تنفس باید مرتب به سطح آب بیایند. وقتی سطح آب با لکههای نفتی پوشیده شود، آنها مستقیماً در معرض آلودگی قرار میگیرند. مطالعات نشان داده است که نشت نفت میتواند به طور مستقیم موجب مرگ لاکپشتهای دریایی شود.»
به گفته او، این آسیبها تنها مرگ چند گونه نیست، بلکه اختلال در کل زنجیره غذایی دریایی است.
حرا؛ جنگلی که زیر نفت خفه میشود
در میان حساسترین زیستبومهای خلیج فارس، جنگلهای حرا جایگاه ویژهای دارند. ذخیرهگاه زیستکره حرا که بزرگترین جنگل حرا در این دریا به شمار میرود، نقش حیاتی در تثبیت سواحل، تولید اکسیژن و پناه دادن به هزاران گونه جانوری دارد.
اما اکنون این زیستبوم نیز در معرض تهدیدی جدی قرار گرفته است.
دکتر زارع میگوید:
«در حال حاضر نشت مداوم از برخی کشتیهای آسیبدیده، جنگلهای حرا را تهدید میکند. نفت وقتی وارد این اکوسیستم میشود، ریشههای تنفسی درختان را میپوشاند و درخت عملاً خفه میشود.»
او تاکید میکند که نابودی حرا به معنای از بین رفتن یکی از مهمترین سپرهای طبیعی سواحل خلیج فارس است.
خاطره تلخ ۱۹۹۱؛ فاجعهای که هنوز تمام نشده
خلیج فارس پیش از این نیز طعم فاجعه نفتی را چشیده است. در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، میلیونها بشکه نفت وارد آبهای منطقه شد و یکی از بزرگترین فجایع زیستمحیطی دریایی جهان رقم خورد.
زارع میگوید:
«پیامدهای آن نشت نفتی هنوز هم در برخی مناطق دیده میشود. برخی رسوبات آلوده و آسیب به زیستگاهها حتی پس از چند دهه به طور کامل ترمیم نشدهاند.»
او معتقد است بحران فعلی میتواند حتی گستردهتر باشد.
«اگر شرایط کنونی به یک نشت گسترده نفت منجر شود، ممکن است با فاجعهای روبهرو شویم که از نظر مقیاس و ماندگاری حتی از حادثه ۱۹۹۱ هم فراتر رود.»
فاجعهای که آهسته رخ میدهد
شاید بزرگترین خطر خلیج فارس این باشد که فاجعه در آن ناگهانی دیده نمیشود. این یک بحران آهسته است؛ لکههای نفتی که آرام پخش میشوند، زیستگاههایی که تدریجاً نابود میشوند و گونههایی که بیصدا از بین میروند.
زارع میگوید:
«آسیب به اکوسیستم خلیج فارس یک فاجعه آهسته است. حتی اگر بمبارانها همین امروز متوقف شوند، روند تخریب محیط زیست ادامه خواهد داشت. اثرات چنین آلودگیهایی ممکن است سالها و حتی دههها باقی بماند.»
دریایی که هنوز امید به نجات دارد
با همه تهدیدهای انفجاری و نشتهای نفتی، دانشمندان هنوز روزنهای از امکان احیا را در خلیج فارس میبینند. نجات این پهنه آبی تنها زمانی ممکن است که حفاظت از آن به یک تعهد منطقهای و بینالمللی تبدیل شود، نه شعاری در مناسبتهای ملی. این دریا دیگر تنها گذرگاه نفت و انرژی یا صحنه رقابتهای ژئوپولیتیک نیست؛ خلیج فارس شاهرگ حیات جنوب ایران و زیستگاه هزاران گونه جانوری است که نظام زیستی و معیشتی میلیونها انسان به دوام آن وابسته است.
در روز ملی خلیج فارس، زیر موجهای آرام و ظاهراً بیخطر، واقعیتی تلخ جریان دارد؛ واقعیتی که اگر مهار نشود، به مرگ خاموش یکی از مهمترین اکوسیستمهای کره زمین خواهد انجامید. خلیج فارس امروز در نقطهای ایستاده که میان حیات و سقوط تنها تصمیمی جهانی و مسئولیتی علمی میتواند مرز بکشد. این دریا زخمی است، اما هنوز نفس میکشد.
ارسال نظر