شصت روز قطع اینترنت و مردمی که بخشی مجاز به دیدن و شنیدن شده‌اند و دیگران نه! / وقتی اینترنت از حق عمومی به کالای فروشی تبدیل شد
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  چشم‌انداز ارتباطی ایران در پایان فروردین ۱۴۰۵ به منظره‌ای مه‌آلود تبدیل شده است. دو ماه سکوت دیجیتال که خطوط ارتباطی را به رشته‌هایی بی‌جان تبدیل کرده و میلیون‌ها کاربر را از جهان جدا نگه داشته است. گوشی‌هایی که هیچ پیامی از بیرون دریافت نمی‌کنند، کسب‌وکارهایی که پشت در بسته پلتفرم‌ها مانده‌اند و روزمرگی‌ای که به کندترین حالت ممکن رسیده است.

در آینده نزدیک، تداوم این وضعیت زیرساختی، جامعه را به دو نیمه تقسیم می‌کند، نیمه‌ای که توان خرید دسترسی دارد و نیمه‌ای که از جهان حذف می‌شود. در چنین شکافی، اقتصاد دیجیتال ایران به مرحله‌ای می‌رسد که بازگشت آن به شرایط پیشین، حتی با رفع کامل محدودیت‌ها، ماه‌ها زمان و میلیاردها تومان سرمایه‌گذاری می‌طلبد.

مسیر وقایع از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد؛ روزی که جنگ آغاز شد .روزی که نخستین موج قطعی، نه یک اختلال، که توقف کامل ارتباطات بود. این خاموشی، در حالی ادامه یافت که بسیاری از کسب‌وکارها، گردشگری، تجارت، بانکداری دیجیتال و صنایع خلاق عملاً از کار افتادند. اقتصاد ایران که پیش از جنگ نیز خیلی آرام نبود ، با این ضربه ناگهانی، وارد مرحله‌ای از جمود سیستمی شد.

ادامه این روند، به سوی آینده‌ای می‌رود که در آن حوزه اقتصاد دیجیتال ،که ۷۰ درصد اشتغال‌زایی جدید در سال‌های اخیر بر پایه آن بنا شده ، با سرعت بیشتری دچار فروپاشی می‌شود. 

در میانه خاموشی کامل، پدیده‌ای تازه به نام «اینترنت پُرو» پدیدار شد؛ بستری که حق دسترسی را از یک مفهوم شهروندی به کالایی فروشی تبدیل کرد. این کالایی‌سازی، به آینده‌ای ره می‌گشاید که در آن دسترسی به جهان، معادل برخورداری اقتصادی می‌شود و شکاف طبقاتی به شکاف دیجیتالی تبدیل خواهد شد؛ شکافی که پیامد آن، مهاجرت دیجیتال بخش بزرگی از قشر متوسط، افت کیفیت آموزش، کاهش سرمایه اجتماعی و زوال اعتماد عمومی است. وقتی دسترسی تبدیل به امتیاز می‌شود، عدالت اجتماعی جای خود را به رقابت بر سر بقا می‌دهد.

از همان روزهای نخست، «اینترنت پُرو» عمومی نبود. گروهی محدود پیامک دسترسی دریافت کردند و شهروندان دیگر در پشت دیوارهای بسته باقی ماندند. پس از آتش‌بس در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، بازار دسترسی رو به گسترش رفت اما با ساختاری طبقه‌بندی‌شده، بسته‌های مخصوص تلگرام، مخصوص اینستاگرام، مخصوص چند پلتفرم محدود، و نسخه‌های گران‌تر برای دسترسی بیشتر.

جامعه، در نتیجه این تقسیم‌بندی، به طبقات ارتباطی تبدیل شد.  وقتی بخشی از جامعه امکان دیدن و شنیدن دارد و بخش دیگر نه، ساختار سیاسی و اجتماعی نیز دچار شکاف شناختی می‌شود؛ شکافی که در اقتصاد، خود را با ناتوانی در رقابت، تعطیلی کسب‌وکارهای کوچک و سقوط درآمدهای خانوار نشان می‌دهد.

میلیون‌ها شهروند امروز توان خرید بسته‌های پُرو را ندارند. کارگر، معلم، کارمند و حتی بسیاری از صاحبان مشاغل آزاد در وضعیتی قرار گرفته‌اند که دسترسی به اینترنت به یک هزینه غیرممکن تبدیل شده. نتیجه مستقیم این وضعیت، فروکش شدید فعالیت‌های اقتصادی است.

نمونه روشن آن، ثبت ۳۲۰ هزار درخواست کار تنها در یک روز در جاب‌ویژن است؛ خبری که در رسانه های مختلف منتشر شده و رقمی که نشانه‌ای واضح از سیل بیکاری و فروپاشی بازار کار در فضای دیجیتال است.

ادامه این روند، آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن بیکاری ، خروج نیروهای متخصص، سقوط درآمد خانوار و تشدید فقر دیجیتال به واقعیتی پایدار تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، حتی با بازگشت اینترنت، فرصت‌های ازدست‌رفته به این سادگی بازسازی نخواهد شد.

در حالی‌که چهره‌های ارشد دولت بر رفع تبعیض تأکید می‌کنند، واقعیت میدان چیز دیگری است. آنها می گویند که نباید اینترنت طبقاتی باشد و دسترسی باید  عمومی باشد اما اینترنت فروشی شده و برخی حق استفاده دارند و برخی دیگر نه.

در پایان این دو ماه خاموشی، جامعه در برابر مجموعه‌ای از نیازهای واقعی قرار گرفته است. حق دسترسی به اینترنت، امروز نه تنها یک مطالبه، بلکه شرط زنده ماندن در اقتصاد مدرن است؛ حقی که حذف شدنش بحران‌های تازه‌ای را شکل می‌دهد، نابرابری آموزشی، فرسایش اقتصادی، بی‌اعتمادی گسترده، انزوای اجتماعی و کاهش توان رقابتی کشور.

آینده ایران، بیش از هر دوره‌ای، به کیفیت دسترسی مردم به ارتباطات گره خورده است. بازگرداندن اینترنت، تنها باز کردن یک مسیر تکنولوژیک نیست؛ احیای امکان تنفس اجتماعی و اقتصادی است. جامعه اکنون هزینه انسداد طولانی‌مدت را با بیکاری، رکود، محرومیت و فرسودگی روانی پرداخته و زمان آن رسیده که حق بنیادین ارتباط دوباره به آنان بازگردانده شود.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات