بنیانگذار روزنامه «اعتماد»: بانکها باید برای حفظ خبرنگاران به موسسات مطبوعاتی وام ویژه بدهند / تعدیل خبرنگاران، آغاز بحرانی بزرگ در آینده رسانه
بهروز بهزادی، پیشکسوت روزنامهنگاری و بنیانگذار روزنامه «اعتماد»، با ابراز نگرانی از موج تعدیل نیرو در تحریریهها میگوید سرمایه اصلی هر رسانه نه ساختمان و تجهیزات، بلکه خبرنگاران آن هستند. او تأکید میکند در شرایطی که جنگ، محدودیت اینترنت و گرانی کاغذ همزمان بر مطبوعات فشار میآورند، بسیاری از رسانههای خصوصی ناچار به خداحافظی با خبرنگاران شدهاند و ادامه این روند، به بحرانی جدی در آینده مطبوعات ایران منجر خواهد شد. بهزادی راه نجات را در حمایت فوری دولت و متقاعد کردن بانکها برای اعطای وامهای حمایتی به موسسات مطبوعاتی برای حفظ خبرنگاران میداند.
به گزارش رکنا، بنیانگذار روزنامه «اعتماد» با تأکید بر اینکه خبرنگاران سرمایه اصلی هر رسانهاند، اظهار کرد: «وقتی موج خداحافظی با خبرنگاران آغاز میشود، در آینده با بحرانی جدی مواجه خواهیم شد. دولت باید شرایطی ایجاد کند تا با اعطای وامهای حمایتی به موسسات مطبوعاتی، امکان حفظ خبرنگاران فراهم شود.»
بر اساس گزارش خبرنگار رسانه و مطبوعات ایرنا، نام بهروز بهزادی برای هر فردی که در حوزه روزنامهنگاری قدم گذاشته باشد آشناست. او از چهرههای تأثیرگذار مطبوعات و از بنیانگذاران روزنامهنگاری نوین در ایران است؛ روزنامهنگاری که بخش زیادی از فعالان امروز رسانه، مستقیم یا غیرمستقیم شاگرد او بودهاند.
بهزادی که تجربه فراز و فرودهای فراوانی را در مسیر حرفهای خود پشت سر گذاشته و همواره بر انتقال دانش و تجربه به نسلهای جدید پافشاری کرده است، اکنون نگرانی تازهای دارد؛ نگرانی از آینده رسانهها در ایران. اگر در سالهای گذشته مهاجرت روزنامهنگاران ریشه در مسائل سیاسی داشت، او معتقد است امروز ممکن است موج تازهای بر اساس فشار اقتصادی شکل بگیرد. گفتوگوی پیشرو بخش نخست مصاحبه با اوست.
تعدیل خبرنگاران، آغاز بحرانی بزرگ در آینده رسانه
بهزادی با اشاره به فضای جنگی حاکم بر کشور میگوید: «شرایط امروز سرعت فعالیت رسانهها را کاهش داده است. همانطور که در روزهای بمباران هوایی امکان کار عادی برای خبرنگاران نبود، امروز نیز نوشتن و تحلیل تحت تأثیر مقتضیات دوره جنگ قرار دارد. در چنین وضعیتی خبرنگار باید مراقب باشد، زیرا هر نوشته میتواند برداشتهای متفاوت ایجاد کند.»
او خبرنگاران را «سربازان جبهه رسانه» مینامد و معتقد است همانطور که سرباز در میدان عمل حضور دارد، خبرنگار نیز هنگامی که درباره جنگ مینویسد، در خط مقدم قرار دارد.
اینترنت محدود؛ رسانههای کاغذی بیپناهتر از همیشه
مشکلات رسانهها تنها به چالشهای امنیتی و محدودیتهای جنگی محدود نمیشود. بهزادی تأکید میکند که رسانههای داخلی همچنان به کاغذ وابستهاند و افزایش قیمت یا کمبود آن، توان انتشار را کاهش داده است. او میگوید: «در حالیکه رسانهها ناچار به انتشار محتوای خود در اینترنت شدهاند، دسترسی بخش بزرگی از مخاطبان به نسخههای آنلاین قطع یا محدود است. این امر اثرگذاری رسانهها را به شدت کاهش داده است.»
او تجربه تماسهای اخیر با همکاران خارج از کشور را روایت میکند؛ همکارانی که اعلام کردهاند تنها به تعداد بسیار محدودی از سایتهای داخلی دسترسی دارند و امکان مطالعه روزنامهها برایشان وجود ندارد.
روایتسازی در فضای مجازی و تحلیلهای مخدوش
بهزادی در ادامه با اشاره به تحولات رسانهای در سالهای اخیر توضیح میدهد: «روزگاری چاپخانهها مسیر اصلی انتقال اطلاعات بودند؛ امروز اما مخاطب در دوراهی انتخاب میان نسخه کاغذی و اینترنتی قرار گرفته است.» او معتقد است حتی تیراژ نیز معنا و تعریف دیگری پیدا کرده است: «اگر یادداشتی در فضای مجازی ۲۰۰ هزار بار دیده شود، همان ۲۰۰ هزار نسخه تیراژ است.»
در مقابل، رسانههای رقیب به گفته او «آزاد از هرگونه الزام و محدودیت» به تولید خبر و تحلیل میپردازند؛ تحلیلی که «در موارد متعدد مخدوش و بر پایه دادههای ساختهشده» است.
پایان دوران روزنامه کاغذی و ضرورت حمایت از نیروی انسانی
بهزادی باور دارد که «عصر کاغذ رو به اتمام است»، اما تأکید میکند که فقدان زیرساختهای اینترنتی، امکان جایگزینی کامل نسخه دیجیتال را از رسانهها گرفته است. او بر ضرورت مدیریتی آشنا به روزنامهنگاری مدرن و سنتی تأکید کرده و میگوید: «ثروت اصلی هر رسانه نه دستگاهها، که نیروهای انسانی آن هستند. خبرنگاراناند که رسانه را زنده و اثرگذار نگه میدارند.»
او معتقد است کاهش تیراژ، محدودیت اینترنت و انتشار روزنامه در چهار صفحه، باعث شده بسیاری از خبرنگاران بیکار یا کمکار شوند؛ موضوعی که رسانههای خصوصی را به سمت تعدیل نیرو سوق داده است: «این بزرگترین خسارت امروز مطبوعات است. اگر این روند ادامه پیدا کند، آینده رسانه با بحران جدی روبهرو خواهد شد.»
ضرورت حمایت دولت و نقش بانکها در عبور از بحران
بهزادی با اشاره به شرایط اقتصادی ناشی از محاصره نفتی و کاهش ورود ارز به کشور میگوید: «میدانم دست دولت بسته است، اما نمیتوان فقط نظارهگر شد.» او پیشنهاد میدهد جلساتی با حضور چهرههای باتجربه مطبوعات تشکیل شود تا طرحی برای حمایت از خبرنگاران و رسانهها تهیه و به دولت ارائه شود.
او میافزاید: «مهمترین اقدام امروز، حمایت بانکی از مدیران مسئول است. الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، باید بانکها را متقاعد کند به موسسات مطبوعاتی وامهای ویژه بدهند تا دوره سخت فعلی پشت سر گذاشته شود. پس از پایان این دوره، امکان بازپرداخت وامها وجود خواهد داشت.»
بهزادی از تجربه شخصیاش در مهاجرت شاگردانش میگوید؛ شاگردانی که تعدادشان به گفته او «بیش از ۴۵ نفر» است و اکنون در رسانههای خارج از کشور مشغول کار حرفهایاند. به باور او، موج جدید مهاجرت بر پایه فشار اقتصادی، ضربهای سنگینتر از گذشته خواهد داشت.
در بخش دیگری از گفتوگو، بهزادی به مسئله امنیت خبرنگاران و محدودیتهای میدانی آنها اشاره میکند و توضیح میدهد: «کار خبرنگار از بیرون شبیه کار جاسوسی است؛ عکس میگیرد، اسناد جمع میکند و سوال میپرسد. اما خبرنگار نه جاسوس است و نه نیت جاسوسی دارد.»
او خاطرهای از روزنامه «اعتماد» نقل میکند؛ روزی که آتشسوزی در نزدیکی دفتر روزنامه رخ داده بود و مأموران آتشنشانی حتی اجازه عکاسی نمیدادند. او این رفتار را ناشی از «نبود آموزش لازم» میداند و میگوید: «اگر فردی کارت شناسایی معتبر، قلم یا دوربین دارد، باید به او اعتماد کرد.»
ارسال نظر