رکنا گزارش می دهد
شماره گذاری ۱۱ میلیون خودرو فقط در یکسال بدون بستر سازی کافی!/ وقتی شهرها و محیط زیست قربانی رشد بدون مدیریت میشوند
رکنا، از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا امروز بیش از ۱۱ میلیون خودرو در کشور شماره گذاری شده است، آماری که نشان دهنده رشد مالکیت خودروست اما همزمان زنگ خطری برای شهرها و محیط زیست به صدا درآورده است. استان یزد با ۷۳.۲ درصد خانوارهای دارای خودرو پیشتاز است و لرستان با تنها ۳۹.۸ درصد در انتهای جدول قرار دارد؛ شکافی که نشان میدهد افزایش خودرو بدون توسعه همزمان جادهها، پارکینگها و حملونقل عمومی، شهرها را به میدانهایی از ترافیک، آلودگی و فشار روانی تبدیل کرده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در یک صبح سرد بهمن، خیابانهای تهران شبیه به یک رودخانه متراکم از آهن و دود شده بود. خودروها در صفهای طولانی، کمکم به هم فشار میآوردند و صدای بوق ممتد، سکوت صبحگاهی را در هم میشکست. رانندگانی که دقیقهها در ترافیک میایستادند، با صورتهای خسته و نگاههای پراضطراب، آرام آرام انرژی خود را از دست میدادند. در همین حین، چند متر آنطرفتر، کودکانی که به مدرسه میرفتند، با لباسهای گرم زمستانی، میان دود و ترافیک حرکت میکردند، نفسهایشان با آلودگی هوا سنگین شده بود و هیچ صدایی جز همهمه موتور و بوق به گوش نمیرسید.
این تصویر فقط یک روز معمولی از زندگی شهری نیست؛ این واقعیت سال ۱۴۰۴ است، سالی که تا همین امروز بیش از ۱۱ میلیون خودرو شمارهگذاری شده و خیابانها، پارکینگها و جادهها هنوز از پذیرش این حجم اضافه ناتواناند.
هر خودرو، علاوه بر فضای فیزیکی که اشغال میکند، سهمی از آلودگی هوا و فشار بر زیرساختهای شهری دارد. وقتی این حجم خودرو بدون هماهنگی با شهرسازی و جادهسازی وارد خیابانها میشود، شهر تبدیل به میدان نبردی میشود که انسان، طبیعت و روان جامعه همزمان در معرض آسیب قرار دارند. ترافیک، دود، استرس و خستگی جمع میشوند و در نهایت شهری شکل میگیرد که نه زندگی در آن آرام است، نه انسان میتواند آزادانه حرکت کند و نه محیط زیست نفس بکشد.
آمار هشداردهنده مالکیت خودرو؛ وقتی رشد بدون مدیریت سلامت جامعه را تهدید میکند
به گزارش رکنا، از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا امروز بیش از ۱۱ میلیون خودرو در کشور شمارهگذاری شده است؛ آماری که رئیس پلیس راهور فراجا امروز اعلام کرد و در نگاه نخست نشاندهنده افزایش قدرت خرید خانوارها و رشد اقتصادی است، اما در حقیقت زنگ خطری است که هشدار میدهد شهرهای ما در آستانه فروپاشی زیرساختی، محیط زیستی و اجتماعی قرار دارند.
استان یزد با ۷۳.۲ درصد خانوارهای دارای خودرو پیشتاز است و فاصلهای چشمگیر با استانهایی مانند لرستان دارد که تنها ۳۹.۸ درصد خانوارها به خودرو دسترسی دارند. این تفاوت نمایانگر شکافهای توسعهای و تبعات آینده افزایش بیرویه خودروها است. نکته اساسی آن است که توسعه تعداد خودرو بدون هماهنگی با جادهها، شهرسازی و محیط زیست، نه تنها رفاه بلکه سلامت جامعه را نیز تهدید میکند.
هر خودروی جدید به طور مستقیم نیازمند حداقل ۲۵ تا ۳۰ متر مربع جاده، مسیر عبور و فضای پارکینگ است. وقتی این زیرساختها فراهم نشود، خیابانها به صحنهای از هرج و مرج تبدیل میشوند: تراکم ترافیک بالا، توقفهای مکرر، تصادفات پی در پی و افزایش مصرف سوخت. در استانهایی مانند تهران و اصفهان، این روند نه تنها باعث افزایش ساعات انتظار رانندگان میشود، بلکه فشار روانی و عصبی شدیدی بر شهروندان وارد میکند. مطالعات نشان میدهد ساعات طولانی ترافیک مستقیم با افزایش اضطراب، بیخوابی و حتی پرخاشگری اجتماعی مرتبط است.
اگر از همین امروز برنامهریزی جدی صورت نگیرد، بسیاری از شهرها به «شهرهای بدون آرامش» تبدیل خواهند شد؛ شهری که مردم آن حتی در مسیر خانه تا محل کار تحت استرس دائمی زندگی میکنند.
بحران به جادهها و شهرسازی محدود نمیشود. محیط زیست بیشترین قربانی رشد بیرویه خودروهاست. افزایش خودرو مساوی با افزایش سوخت فسیلی مصرفی و انتشار دیاکسید کربن و ذرات معلق است. شهرهایی مانند تهران، کرج و اصفهان هر ساله با موجهای شدید آلودگی هوا مواجهاند که نه تنها کیفیت زندگی را کاهش میدهد، بلکه آمار بیماریهای تنفسی و قلبی را بالا میبرد.
وقتی به این مسائل اجتماعی افزوده میشود، فشار مضاعف بر بیمارستانها، سیستم حملونقل عمومی و حتی اقتصاد شهری وارد میشود. شهروندانی که در چنین محیطی زندگی میکنند، با اضطراب، کاهش توان جسمانی و فرسودگی روانی مواجه میشوند.
پیامدهای بیتوجهی به این روند فراتر از مشکلات روانی و جسمی است؛ آسیب به انسجام اجتماعی و فرهنگ شهری نیز ملموس است. فضاهای عمومی کمتر میشوند، پارکها و مسیرهای پیادهروی از دسترس خارج میشوند و مردم مجبور میشوند ساعات طولانی در خودروها سپری کنند. تعاملات اجتماعی کاهش مییابد و جامعه به سمت انزوای جمعی حرکت میکند. هر روز که مدیریت شهری با افزایش خودرو مقابله نمیکند، فاصله بین شهروند و شهر افزایش مییابد؛ کیفیت زندگی کاهش مییابد و بحران اجتماعی به یک بحران روانی و زیست محیطی تبدیل میشود.
بیتوجهی به برنامهریزی شهری و توسعه حملونقل پاک در نهایت هزینهای سنگین بر دوش جامعه خواهد گذاشت. شهرها ممکن است از کارایی بیفتند، جادهها دچار فرسودگی سریع شوند و محیط زیست به وضعیتی برسد که جبران آن دههها طول بکشد. اما شاید بدترین بخش، آسیب به سلامت روانی مردم است؛ اضطراب، استرس و خستگی مفرط میتواند نسلی را که امروز در ترافیک و آلودگی نفس میکشد، به جامعهای با انرژی کم، پرخاشگر و بیمار تبدیل کند.
این واقعیتها دیگر هشدار نیست؛ تصویری واقعی از بحرانی است که آرام آرام شکل میگیرد و هر روز گستردهتر میشود. اگر رشد خودرو بدون سیاستهای همزمان در جادهسازی، شهرسازی و حملونقل عمومی مدیریت شود، شهرهایمان به تلهای بدل خواهند شد که انسان و محیط زیست را به یک اندازه قربانی میکند.
شهرهایی که امروز در آنها خیابانها زیر فشار میلیونها خودرو خم شدهاند، اگر راهکاری عاجل اندیشیده نشود، فرداها تبدیل به زندانهایی خواهند شد که انسان و طبیعت هر دو قربانی آن خواهند شد. ترافیک بیپایان تنها معضل فیزیکی نیست؛ فشار روانی، اضطراب، کاهش تعاملات اجتماعی و بیماریهای مرتبط با آلودگی، همانند سایهای سنگین بر زندگی روزمره سایه میاندازد.
هر لحظه تأخیر در جادهسازی، شهرسازی و توسعه حملونقل عمومی، هزینهای است که جامعه باید بپردازد؛ هزینهای که با کاهش کیفیت زندگی، فرسودگی زیرساختها و آسیب محیط زیست محاسبه میشود.
اگر نخواهیم این بحران را جدی بگیریم، نسلهای آینده نه تنها با خیابانهای شلوغ و آلودگی هوا مواجه خواهند شد، بلکه با نسلی خسته، پراضطراب و دچار بیماریهای روانی و جسمی روبهرو خواهند بود؛ نسلی که از شهری که قرار بود خانه و زندگی باشد، تنها یک تله ساخته شده از آهن، دود و استرس به یاد خواهد داشت. اکنون زمان تصمیمگیری است؛ زمان توسعه همزمان زیرساختها، حملونقل پاک و برنامهریزی شهری است، پیش از آنکه این بحران غیرقابل بازگشت شود.
ارسال نظر