از کاردستی تقلبی مدرسه تا امتحان دادن دانشگاه به جای فرزند؛ والدین چگونه آینده  را نابود می کنند؟
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در سال های اخیر، مرز میان «همراهی آموزشی» و «جایگزینی والدین به جای فرزندان» به تدریج محو شده است. از کاردستی هایی که عملا در خانه توسط پدر و مادر ساخته می شود تا امتحان های آنلاین دانشگاهی که والدین پشت لپ تاپ می نشینند و پاسخ ها را، گاهی حتی با کمک هوش مصنوعی، وارد می کنند؛ مسیری شکل گرفته که اگرچه در ظاهر با نیت حمایت و موفقیت فرزند انجام می شود؛ اما در عمل، به انسداد رشد فکری، تضعیف مسئولیت پذیری و خاموش شدن خلاقیت کودکان و جوانان منجر شده است.

کاردستی هایی که به دانش آموزان می گویند: تو به تنهایی کافی نیستی!

در مدارس ابتدایی، پروژه های عملی و کاردستی ها با هدف تقویت خلاقیت، مهارت حل مسئله و تجربه یادگیری فعال تعریف می شوند. با این حال، رقابت نانوشته میان والدین برای ارائه «بهترین و تمیزترین کار»، باعث شده بخش قابل توجهی از این آثار عملا محصول ذهن و دست بزرگسالان باشد.

دانش آموزی که کاردستی اش بدون خطا، بی نقص و حرفه ای تحویل داده می شود، نه تنها چیزی یاد نمی گیرد؛ بلکه پیام پنهانی دریافت می کند: «تو به تنهایی کافی نیستی».

از مدرسه تا دانشگاه؛ مداخله ای که ادامه دارد

این الگو به مدرسه محدود نمی ماند. در دوران آموزش مجازی و پس از آن، گزارش هایی از امتحان دادن والدین به جای فرزندان دانشجو، به ویژه در دانشگاه هایی که امتحانات آنها به صورت آنلاین است یا دوره های غیرحضوری دارند مطرح شده است. والدینی که با توجیه «آینده فرزندم در خطر است»، وارد فضای آزمون می شوند و گاه حتی پاسخ سوالات را از ابزارهای هوش مصنوعی می گیرند.

در چنین شرایطی، مدرک تحصیلی به تدریج از معنا تهی می شود و دانشجو بدون طی مسیر یادگیری، به مرحله ای بالاتر هل داده می شود؛ مرحله ای که آمادگی ذهنی و مهارتی لازم برای آن را ندارد.

نقش هوش مصنوعی؛ ابزار یا میانبر مخرب

هوش مصنوعی می تواند ابزار یادگیری قدرتمندی باشد؛ اما وقتی به منبع تولید پاسخ های آماده برای والدین تبدیل می شود، عملا نقش «تقلب ساختاریافته» را بازی می کند. استفاده ناآگاهانه و بدون چارچوب از این فناوری، نه تنها یادگیری فرزند را مختل می کند؛ بلکه او را به مصرف کننده پاسخ های فوری، بدون تحلیل و تفکر انتقادی، تبدیل می کند.

چه چیزی از دست می رود؟

این مداخلات افراطی، چند آسیب جدی به همراه دارد. تضعیف خلاقیت؛ کودک یا دانشجویی که فرصت آزمون و خطا ندارد، خلاقیتش رشد نمی کند. وابستگی ذهنی؛ فرزند یاد می گیرد برای هر مسئله ای، به والدین یا ابزار بیرونی تکیه کند. کاهش اعتماد به نفس؛ پیام نانوشته این رفتارها این است که «تو از پس این کار برنمی آیی». شکاف مهارتی؛ مدرک تحصیلی بالا می رود؛ اما مهارت واقعی ثابت می ماند یا حتی عقب می نشیند. عادی سازی تقلب؛ وقتی تقلب در خانه آغاز می شود، در جامعه هم بازتولید خواهد شد.

چرا والدین چنین می کنند؟

ترس از آینده، فشار نظام آموزشی نمره محور، رقابت اجتماعی و نگاه نتیجه گرا، از مهم ترین دلایل این رفتارهاست. بسیاری از والدین نگران عقب ماندن فرزندشان هستند؛ ولی نمی بینند که این «جلو انداختن مصنوعی»، در بلندمدت به عقب ماندگی واقعی منجر می شود.

آموزش عالی بدون ناظر؛ امتحان های مجازی، بی راستی آزمایی و جولان تقلب با هوش مصنوعی

در کنار این روند نگران کننده، آموزش عالی ایران هنوز ساز و کار مشخص، شفاف و کارآمدی برای ارزیابی اصالت امتحانات مجازی و صحت سنجی پاسخ ها ندارد؛ در اغلب دانشگاه ها، نه ابزار تشخیص استفاده از هوش مصنوعی فعال است و نه نظارت موثری بر هویت فرد پاسخ‌دهنده وجود دارد، به طوری که عملا مشخص نیست دانشجو پشت آزمون نشسته یا والدین او و پاسخ ها حاصل یادگیری است یا خروجی یک ابزار هوشمند، خلأیی که اعتبار آموزش دانشگاهی را با چالش جدی مواجه کرده است.

بازگشت به نقش درست

نقش والدین، تسهیلگر یادگیری است نه جایگزین یادگیرنده. حمایت، راهنمایی، ایجاد فضا و انگیزه، موثرتر از انجام مستقیم کارهاست. در مواجهه با هوش مصنوعی هم، آموزش سواد استفاده از این ابزار اهمیت دارد؛ نه تبدیل آن به ماشین پاسخ سازی.

در نهایت، کودکی که اجازه اشتباه ندارد، بزرگسالی خلاق نخواهد شد و جامعه ای که تقلب را از خانه آغاز می کند، هزینه آن را در بازار کار، دانشگاه و حتی اعتماد اجتماعی خواهد پرداخت.

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات