قصه پرغصه حمل ونقل به قشم

جزیره قشم، با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیکی بی‌بدیل در قلب خلیج فارس و تنگه هرمز، فراتر از یک واحد جغرافیایی، یک دارایی استراتژیک برای ایران دردریای عمان واقیانوس هند است. مساحتی که از کشورهایی نظیر بحرین و سنگاپور فراتر می‌رود، پتانسیلی است که هنوزدر خواب است. با این حال، ناسازگاری وتناقض(پارادوکس) عجیبی در اینجا وجود دارد: جزیره‌ای با این وسعت و اهمیت، امروز تنها با کشتی‌های مسافربری کوچک و متوسط در ارتباط ترددی است؛ ابزاری که به هیچ عنوان نمی‌تواند پویایی اقتصادی و امنیت جابه‌جایی مورد نیاز این منطقه را تضمین کند.

تاریخ جهان نشان داده است که کشورهای توسعه‌یافته، جزایر استراتژیک خود را از طریق پل‌های عظیم یا خطوط ریلی به سرزمین اصلی متصل کرده‌اند تا از ایزوله شدن آن‌ها جلوگیری کنند. ایران نیز در این مسیر با چالش‌های مشابهی روبرو است. اگرچه در گذشته، مخالفت‌های محیط‌زیستی مبنی بر آسیب به زیست‌بوم دریایی و مرجان‌ها، پیش‌قدمِ ایجاد موانع بود، اما با انجام مطالعات علمی دقیق و اخذ مجوزهای مدیریتی، مشخص شد که می‌توان با رویکردی مهندسی و علمی، این فرآیند را بدون آسیب به طبیعت مدیریت کرد.

در دوره‌ای از تلاش‌ها، مجموعه‌های قدرتمندی همچون بنیاد مستضعان و قرارگاه خاتم‌الانبیا با تشکیل کنسرسیومی از پیمانکاران داخلی و خارجی، در پی حل چالش‌های سرمایه‌گذاری و عمرانی این پروژه عظیم بودند. اما وقوع جنگ خلیج فارس، این حرکت استراتژیک را به تأخیر انداخت.

امروز، زمان آن رسیده است که با رویکردی «پساجنگی»، این پروژه را با قدرت، سرعت و دقت فنی بیشتری پیش ببریم. ما نباید تنها به کپی‌برداری بسنده کنیم، بلکه باید با تجربه‌آموزی از کشورهای توسعه‌یافته، پروژه‌ای علمی و مدرن را رقم بزنیم. یا باید این مسیر را با قدرت ادامه داد، یا در صورت عدم پیگیری، سیاست‌گذاری‌های آتی را از این وضعیت بلاتکلیفی خارج کرده و مسیرهای جایگزین حمل‌ونقل را تدوین کرد. جزیره قشر نباید به بهانه عدم قطعیت، در تاریکیِ انزوا باقی بماند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1238424
  • مادر امیرحسین از جزئیات زندگی قاتل پسرش گفت + گفتگو