ضرورت اجتماعی گرافیک
تبلیغات

فشارهای معیشتی، محدودیت‌های فرهنگی و نبود چشم‌انداز روشن، فضایی سنگین ایجاد کرده که اغلب به کاهش انرژی جمعی و گسترش احساس بی‌تفاوتی منجر می‌شود. در چنین شرایطی، هنرهای تجسمی و به‌ویژه گرافیک و دیزاین می‌توانند به‌عنوان ابزاری کارآمد برای بازآفرینی نشاط و پویایی جامعه عمل کنند. اهمیت این حوزه در آن است که برخلاف بسیاری از شاخه‌های هنری، به زندگی روزمره مردم پیوند مستقیم دارد. گرافیک در بسته‌بندی کالاها، تبلیغات محیطی، طراحی محصولات و حتی منظر شهری حضوری دائمی دارد و همین حضور همه‌جانبه، آن را به زبانی اجتماعی و روانی بدل کرده که می‌تواند کیفیت زیست شهری را ارتقا دهد.

با وجود چنین ظرفیتی، بهره‌برداری از گرافیک در ایران امروز هنوز به‌درستی صورت نمی‌گیرد. کافی است نگاهی به سیمای شهرها بیندازیم؛ بیلبوردهای شلوغ و بی‌نظم، تابلوهای تبلیغاتی پراکنده و رنگ‌آمیزی ناهماهنگ، چهره شهرها را به صحنه‌ای از آشفتگی بصری بدل کرده است. در حالی‌که در بسیاری از شهرهای پیشرفته، طراحی شهری بر اساس اصول هماهنگی بصری و هویت فرهنگی سامان می‌یابد، در ایران چنین مدیریت یکپارچه‌ای کمتر دیده می‌شود. نتیجه این وضعیت، فرسودگی روانی شهروندانی است که روزانه در معرض این آشفتگی قرار دارند و به‌جای نشاط و انرژی، احساس خستگی و دل‌زدگی دریافت می‌کنند.

تبلیغات محیطی، که می‌تواند فرصتی برای ترکیب ارزش‌های فرهنگی و اقتصادی باشد، در عمل بیشتر به مسابقه‌ای برای جلب سریع توجه بدل شده است. در حالت ایده‌آل، بیلبوردها و سازه‌های تبلیغاتی باید علاوه بر معرفی کالا، پیام‌هایی فرهنگی، آموزشی یا اجتماعی را نیز منتقل کنند و در ایجاد هویتی مثبت برای شهر نقش داشته باشند. اما در عمل، این سازه‌ها اغلب با انبوه تصاویر و شعارهای تکراری ذهن مردم را خسته می‌کنند. نبود نگاه فرهنگی به تبلیغات محیطی، چهره شهر را به فضایی بازاری و غیرهنری بدل کرده است. در حالی که می‌توانستند با گزینش پیام‌های الهام‌بخش یا حتی طراحی‌های هنری، حس تعلق و شادی را تقویت کنند.

مسئله طراحی بسته‌بندی محصولات نیز نمونه دیگری از این کاستی‌هاست. در بسیاری از کشورها، بسته‌بندی بخشی از هویت ملی محسوب می‌شود و حتی به ابزار دیپلماسی فرهنگی تبدیل شده است. ژاپن و کره جنوبی با نوآوری در دیزاین و توجه به جزئیات، موفق شده‌اند تصویری مدرن و قابل اعتماد از تولیدات خود بسازند. در ایران، اگرچه طراحان جوان و خلاق بسیاری در حال فعالیت‌اند و آثار ارزشمندی خلق کرده‌اند، اما همچنان بخش بزرگی از تولیدات با طراحی‌های کلیشه‌ای و بی‌کیفیت عرضه می‌شوند. این وضعیت نه‌تنها توان رقابت محصولات ایرانی در بازار جهانی را تضعیف می‌کند، بلکه در بازار داخلی نیز به معنای نادیده گرفتن شأن مصرف‌کننده است. محصولی که با طراحی سطحی ارائه می‌شود، پیام بی‌اهمیتی به مخاطب می‌دهد، حتی اگر کیفیت درونی آن بالا باشد.

مروری بر تاریخ گرافیک در ایران نشان می‌دهد که این حوزه اغلب تحت تأثیر سیاست و اقتصاد قرار داشته و کمتر مجال بروز مستقل یافته است. از پوسترهای هنری و سینمایی دهه ۴۰ و ۵۰ تا تبلیغات تجاری دهه‌های اخیر، همواره نگاه ابزاری بر گرافیک غلبه داشته است. تلاش‌هایی مانند دیوارنگاری‌های شهری، پوسترهای فرهنگی یا جشنواره‌های هنری توانسته‌اند لحظاتی از خلاقیت و امید را به فضاهای عمومی تزریق کنند، اما این تجربه‌ها پراکنده بوده و به یک نظام پایدار منجر نشده است. در بسیاری موارد نیز این فعالیت‌ها صرفاً به پروژه‌های نمادین محدود شده و نتوانسته‌اند تأثیر ماندگار در سیمای شهر یا زندگی روزمره مردم بر جای گذارند.

اهمیت گرافیک در ایجاد نشاط اجتماعی ریشه در خصلت بصری انسان دارد. تصاویر، رنگ‌ها و فرم‌ها تأثیری مستقیم و ناخودآگاه بر روان می‌گذارند. همان‌طور که آشفتگی بصری می‌تواند اضطراب و افسردگی ایجاد کند، هماهنگی رنگ‌ها و طراحی زیبا می‌تواند احساس امید، آرامش و انگیزه جمعی را تقویت کند. به بیان دیگر، هر پوستر، بسته‌بندی یا بیلبورد حامل نوعی پیام روانی است که بر رفتار اجتماعی اثر می‌گذارد و می‌تواند انرژی جمعی را بازتولید کند یا برعکس، آن را تخریب نماید.

برای بهره‌گیری درست از این ظرفیت، چند اقدام کلیدی ضروری است. نخست، ایجاد مدیریت یکپارچه دیزاین شهری که بتواند هماهنگی بصری را به شهرها بازگرداند. دوم، حمایت ساختاری از طراحان گرافیک و ایجاد بسترهای مناسب برای خلاقیت حرفه‌ای آنان. سوم، توجه جدی به طراحی بسته‌بندی محصولات داخلی به‌عنوان نشانه‌ای از احترام به مخاطب و ارزش‌گذاری بر تجربه مصرف‌کننده.

چهارم، استفاده هوشمندانه از تبلیغات محیطی برای ترکیب پیام‌های تجاری با ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی. این اقدامات می‌توانند به تدریج سیمای شهرها را به فضایی دلپذیرتر بدل کنند و نقش هنر را در زندگی روزمره پررنگ‌تر سازند.

در نهایت باید تأکید کرد که گرافیک و دیزاین در ایران امروز نه تجملی هنری، بلکه ضرورتی اجتماعی‌اند. این حوزه می‌تواند چهره شهرها را متحول کند، خستگی بصری و روانی شهروندان را کاهش دهد و جامعه‌ای خسته را به امید و تحرک بازگرداند. تحقق این چشم‌انداز تنها زمانی ممکن خواهد بود که نگاه ما به گرافیک تغییر کند؛ از ابزاری صرف برای فروش به زبانی برای زندگی بهتر و آینده‌ای پویاتر. اگر هنرهای تجسمی، و به‌طور خاص گرافیک و دیزاین، جایگاه شایسته خود را در برنامه‌ریزی شهری و اقتصادی بیابند، آنگاه می‌توان امیدوار بود که نشاط و خلاقیت به بخشی پایدار از زندگی جمعی در ایران بدل شود.

حسین نوروزی  

  • فیلم نجات سگ گرفتار زیر ماشین

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

وبگردی