خبر ویژه :

رک پلاس گوناگون کدخبر: 397123 ارسال پرینت 115

رکنا: «یک روحانی متفاوت» بهترین تعبیر از محمدعلی ‌آهنگران، فرزند مداح معروف دهه شصت است. روحانی جوانی که تا پیش از انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری به‌عنوان کارشناس در وزارت نفت مشغول به کار بود، اما با شروع تب‌وتاب انتخابات به نفع نامزد پیروز یعنی حسن‌ روحانی وارد میدان سیاست شد؛ ورودی که برای آهنگران با حاشیه‌های مختلفی همراه شد. فعالیت پررنگ انتخاباتی آهنگران در آن دوران باعث شد تا حتی پس از انتخابات نیز در تیررس اتهامات و شایعات قرار بگیرد. اقامت و تابعیت کانادایی، انتصاب به‌ عنوان معاون وزارت نفت و... ازجمله شایعات و اتهامات مطرح‌شده در فضای مجازی درباره این روحانی جوان است.محمد علی آهنگران به این شایعات پاسخ داده.آن‌چه در ادامه می‌آید، «محمدعلی ‌آهنگران» است.

«یک روحانی متفاوت» بهترین تعبیر از محمدعلی ‌آهنگران، فرزند مداح معروف دهه شصت است. روحانی جوانی که تا پیش از انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری به‌عنوان کارشناس در وزارت نفت مشغول به کار بود، اما با شروع تب‌وتاب انتخابات به نفع نامزد پیروز یعنی حسن‌ روحانی وارد میدان سیاست شد؛ ورودی که برای آهنگران با حاشیه‌های مختلفی همراه شد. فعالیت پررنگ انتخاباتی آهنگران در آن دوران باعث شد تا حتی پس از انتخابات نیز در تیررس اتهامات و شایعات قرار بگیرد. اقامت و تابعیت کانادایی، انتصاب به‌ عنوان معاون وزارت نفت و... ازجمله شایعات و اتهامات مطرح‌شده در فضای مجازی درباره این روحانی جوان است.محمد علی آهنگران در گفت‌وگو با به این شایعات پاسخ داده.آن‌چه در ادامه می‌آید، «محمدعلی ‌آهنگران» است.

مدتی در وزارت نفت مشغول بودید؛ با دلخوری از این وزارتخانه خارج شدید؟
نه حقیقتا. من پیش از سال ٩١ یعنی در دولت آقای احمدی‌نژاد در وزارت نفت به واسطه تخصصم فعالیت داشته‌ام. پدرم هم در ورود من به وزارت نفت هیچ نقش و دخالتی نداشت. اصلا زمانی که من وارد این وزارتخانه شدم، پدرم اطلاع نداشت. اما بعد از انتخابات ‌سال ٩٦ فردی به من زنگ زد و گفت: شما الان در معاونت چه کار می‌کنید؟ من هم فکر کردم از بچه‌های پرسنلی هستند به سوالاتشان پاسخ دادم؛ یک دفعه سوالی کرد در مورد ژن خوب. گفتم: اگر الان می‌خواهی مصاحبه کنی وقت بگیر، گفت‌وگو می‌کنیم. بعد از چند ساعت نوشتند: آقازاده آهنگران ژن خوب دارد و معاون حقوقی پارلمانی وزارت نفت شده است. این شایعات همزمان با اعتراضات دانشجویان دانشگاه وزارت نفت پیرامون مسأله استخدامیشان مطرح شد. نهایتا من برای اینکه هم به شأن وزارتخانه لطمه نخورد و هم وزیر به خاطر من زیر ضرب نرود و احساس تبعیضی هم به وجود نیاید با این عنوان که فردی به خاطر انتخابات پست گرفته، استعفا کردم. 
یعنی به عقیده خودتان تبعیضی صورت گرفته بود؟
نه؛ تبعیضی نبود از من دعوت به کار شده بود. علت دعوت به کار را هم باید از مدیری پرسید که از من دعوت به کار کرده بود؛ اما من نمی‌خواستم آن احساس تبعیضی که در ذهن یک عده شکل گرفته، به واسطه من تشدید شود. بگویند فلانی به خاطر اینکه حامی روحانی و اصلاح‌طلب بوده یا فرزند فلانی است، به چنین فرصتی دست یافته است. من دردم همیشه این بوده که فرزند خصال خویشتن باشم و هر مسئولیتی را که به عهده ‌می‌گیرم، صرف نظر از قاعده نسبی و حزبی باشد.
اما پدر در میان مردم چهره محبوبی است.
بله؛ پدرم با من اختلاف دیدگاه دارد؛ پدرم وابسته به دوره‌ای طلایی در تاریخ است، زمانی که مردم نسبت به مسئولان کشور اعتماد داشتند، و همه با هم مهربان‌تر بودیم. صرف نظر از اینکه صادق آهنگران پدر و دوست صمیمی من است، یک سرمایه فرهنگی برای انقلاب است. من به اینکه پسر صادق آهنگران هستم، افتخار می‌کنم و انکار هم نمی‌کنم که این رابطه در بعضی اوقات به واسطه علاقه‌ای که مردم به صادق آهنگران دارند، باعث شده برای من منافعی داشته باشد؛ مثلا کسی دوست داشته خدمتی بکند، اما من و پدرم هیچ‌گاه به دنبال کسب منفعت نبودیم.
الان دقیقا به چه کاری مشغولید؟
یک دفتر مشاوره حقوقی دارم و کار حقوقی انجام می‌دهم.
پرونده‌های خاص سیاسی- اجتماعی هم قبول می‌کنید؟
عموما من دنبال پرونده‌های خاص نیستم،؛ چون علاقه‌ای ندارم.
انتقادی هم در این زمینه وارد است که طلبگی را کمتر در زندگی محمدعلی آهنگران می‌بینیم؟
من از‌سال ٧٤ با عشق طلبه شدم، روحانیت را به واسطه معنویت انتخاب کردم؛ در عین حال رشته حقوق را که رشته مورد علاقه من هم است و ارتباط تنگاتنگی با اصول فقه دارد، دنبال کردم. من ترکیب این دو را می‌پسندم اما جامعه من را یک روحانی، یک طلبه می‌شناسد؛ من یک آخوندم به معنی عام.
پس این انتقاد را رد می‌کنید؟
بله؛ من سعی کردم در فعالیت‌های اجتماعی که بنا به وظیفه تبلیغی به عهده دارم، از حوزه دین حرف بزنم. اگر مطلبی می‌نویسم یا سخنرانی می‌کنم، از خاستگاه روحانیت و طلبگی باشد؛ فعالیتم در کرمانشاه هم در همین راستا بود. من در کرمانشاه سعی کردم مهمترین وظیفه‌ای که بر عهده یک طلبه است یعنی خدمت به مردم را دنبال کنم. شما در زندگی امام موسی صدر توجه کنید وجوه اجتماعی و خدمت به مردم یکی از مهمترین وجوهات زندگی این بزرگوار است؛ این‌ همان کاری است که یک طلبه باید انجام دهد. البته من امام‌جماعت مسجد هم بودم و حتی اجازه سلب وجوهات شرعی از مردم را هم دارم، در طول روز هم به ده‌ها سوال شرعی در دایرکت اینستا پاسخ می‌دهم، اما جارکشیدن را دوست ندارم.
روش متفاوتی در تبلیغ مسائل دینی دنبال می‌کنید؟
به هر حال این روشی است که من به‌ عنوان یک چهره جدید اجتماعی می‌خواهم از طلبه و روحانی ارایه بدهم؛ آفت کار ما در طلبگی جدایی از مردم است، من این انتقاد را به صنف طلبگی دارم.
پس از پیروزی آقای روحانی، انتظاری از او نداشتید؟
اصلا؛ سه چهار روز بعد از انتخابات یک مطلب در صفحات اجتماعی‌ام گذاشتم و خطاب به آقای روحانی گفتم، من از تو حکمی نمی‌گیرم و کار دولتی را هم نخواهم پذیرفت؛ چون می‌خواهم تو را نقد کنم و همین کار را هم کردم. من با شجاعت برای نقد دولت روحانی پرچم برداشتم، چرا؟ چون روحانی را دوست دارم، آدم وقتی کسی را دوست دارد، نقد می‌کند؛ اگر دوستش نداشتم دشمنی می‌کردم، من با روحانی دشمنی نکردم.
به آینده کشور امیدوار هستید؟
من به هوش و استعداد بچه‌های ایران اعتقاد دارم، اگر چه منکر گلایه‌هایشان نیستم و به آنها حق می‌دهم.
با توجه به دریافت کمک‌های مردمی در زلزله کرمانشاه، تاکنون نهادی تقاضای بررسی اطلاعات مالی شما را داشته است؟
خیر؛ کسی از من اطلاعاتی نخواسته اما آمادگی ارایه اطلاعات را به هر نهاد و هر فردی دارم. به ‌طور کلی در این حادثه Incident تلخ بیش از سیصد‌میلیون تومان مردم به حسابم واریز کردند که در فضای مجازی نحوه هزینه‌کرد ان را توضیح دادم ا
در مسأله و چالش استان خوزستان هم فعال هستید؟
بله؛ اما در قصه خوزستان حساب معرفی نکردم. به نظرم مشکل خوزستان با جمع‌آوری پول و خرید آب معدنی حل نمی‌شود؛ در این مورد باید از دولت مطالبه کرد.
در مورد عملکرد هلال‌احمر در زلزله کرمانشاه چه نظری دارید؟
من همکاری با هلال‌احمر نداشتم البته جزو مخالفان این موضوع هم بودم که به هلال‌احمر اعتماد نکنیم. ‌اتفاقا عقیده داشتم که می‌بایست به جمعیت هلال‌احمر اعتماد کرد؛ حقیقتا هم هلال‌احمر در این زلزله کارهای بزرگی انجام داد. من در این اتفاق تلخ سعی کردم به‌عنوان یک چهره اجتماعی که مخاطب دارد، وظیفه خودم را انجام بدهم؛ این موضوع هم به نظرم منافاتی با فعالیت‌های هلال‌احمر نداشته است.
در مورد این چند کلمه و این چند اسم احساساتتان را کوتاه بیان کنید.
شیخ مفید؟
یک رویای عجیب برای من در طلبگی.
علامه طباطبایی؟
عشق طلبگی من.
صادق آهنگران؟
یک تکیه‌گاه قابل اعتماد و یک رفیق.
اهواز؟
شهری که درد دارد.
جنگ؟
اتفاقی که امیدوارم هیچ وقت دامن این کشور را نگیرد.
ایران؟
مادر، وطن، همه زندگی و هویت ما.
ممکن است یک روز آهنگران خودش وارد عرصه هنر Art شود؟
بله. من درحال حاضر هم وارد شدم؛ اما خودم را در معرض قضاوت Judgment نگذاشتم، دو نمایشنامه نوشتم و گاهی اوقات هم زمزمه آهنگ دارم، یک مدت آواز دستگاه ایرانی را نیز کار می‌کردم. در مورد تولید اثر دغدغه دارم و ذهنم مشغول است، دوست‌دارم یک روز با عنوان تهیه کنندگی وارد عرصه هنر شوم.

نه سلبریتی نه سرندیپیتی!

بعضی از منتقدان در معرفی شما از واژه «آخوند سلبریتی» استفاده می‌کنند، با این واژه موافق هستید؟
من از این واژه سلبریتی خوشم نمیاد. سلبریتی واژه فارسی نیست من با کلمات غیرفارسی مسأله دارم. این واژه یک مفهوم غربی است که عمدتا ناظر بر چهره هنری و سینمایی است. من این عنوان را حداقل برای یک طلبه مناسب نمی‌بینم. خودم را هم نه سلبریتی می‌دانم نه سرندیپیتی‎! من یک چهره اجتماعی‌ام، چهره‌‌ای که بیش از هم‌لباسانش دیده می‌شود.
در مورد علت این دیده شدن، حرف بزنیم.
شاید به خاطرپدرم، شاید هم به خاطر شر و شور سیاسی‌ام.
اما از پدر پر حاشیه‌ترید.
بله. به خاطر فضای مجازی است.
در فضای مجازی بیشتر به دغدغه‌های جوانان می‌پردازید؟
یک روحانی باید زبان نسلی باشد که به آن تعلق دارد. من یکی از آسیب‌هایی که در بین روحانیون می‌بینم همین عدم ارتباط با جوانان و نوجوانان است. ما باید با نسل دهه ٧٠ و ٨٠ ارتباط برقرار کنیم. اگر از فوتبال خوشحال شده‌‌اند آنها را همراهی کنیم. روحانیت باید برگردد به متن زندگی مردم.
محمد علی آهنگران از قدرت فاصله گرفته؟
بله. من با این‌که فرصت شرکت در مجلس و شورای شهر را داشتم و زمینه حضورم هم فراهم بود حاضر نشدم، چون رویکردم از ابتدای فعالیت‌های اجتماعی این نبوده که در لیست و حزب بروم. به نظرم اشتباه است که آخوند رنگ حزبی بگیرد.
در جذب دهه هفتادی‌ها و هشتادی‌ها موفق بوده‌اید؟
اینستاگرام Instagram الگوریتمی دارد که می‌گوید میانگین سنی مخاطبان کاربر چند‌سال است؛‌ دنبال‌کنندگان من بین ١٨ تا ٢٨‌سال هستند. من باید زبان،‌چشم و گوش اینها باشم. من اگر طلبه و روحانی هستم باید دعوت به اخلاق کنم، مسائل شرعی را بیان کنم‌، اما باید اقتضائات این نسل را مدنظر قرار دهیم، اعتقادم این است که شبکه‌های اجتماعی یک منبر است.
به فضای مجازی اهمیت زیادی می‌دهید؟
فضای‌مجازی یک منبر است که هم تدریس می‌کنی و هم می‌آموزی.
در فضای مجازی به موضوعات دینی هم می‌پردازید؟
دین یعنی زندگی، هیچ موضوعی خارج از دین نیست. دین آمده به زندگی ما رنگ بدهد. اتفاقا طلبه کسی است که به سالن ورزش Sport می‌رود، طلبه باید تئاتر ببیند؛ من به هنر توجه دارم چرا؟ چون قرار است در موضعی قرار بگیرم که پرسش‌های جامعه را پاسخ بدهم. من اگر وارد سالن تئاتر نشوم اگر نمایشنامه نخوانم، اجازه ندارم در مورد فرهنگ این کشور اظهارنظر کنم. یک طلبه باید در متن زندگی مردم باشد، اگر در جامعه حرف از ورزش است باید بیاید بگوید ورزش دستور دین است.
بازخوردهای مثبتی از فعالیت در فضای مجازی داشته‌اید؟
ببینید منبر یک جای یک طرفه است؛ یعنی یک روحانی می‌رود بالای منبر١٠ و ١٥دقیقه صحبت می‌کند و بعد می‌رود. نه پرسشی، نه پاسخی و نه دیالوگی. اما در فضای مجازی مخاطب امکان قضاوت دارد، در کامنت و در صفحه شخصی یک روحانی، می‌تواند او را قضاوت کند. ما در فضای مجازی خودمان را در معرض قضاوت‌ها قرار می‌دهیم، باید بپذیریم هرکس ما و روحانیت را قضاوت کند. اگر کسی گفت: شما آقای آهنگران، آخوند انگلیسی هستید، به جای دعوا با کرامت و اخلاق با او برخورد کنیم. ما باید سنگ صبور مردم باشیم. باید بدانیم جامعه هم درددل خود را می‌گوید و هم اعتراض‌هایش را. مردم به روحانیون اعتراض می‌کنند چون زمینه اعتراض را مساعد می‌بینند، اگر از روحانی می‌ترسیدند که اعتراض نمی‌کردند.
در فضای مجازی متهم به تجمل‌گرایی هستید...
تجمل از نظر من یعنی تظاهر به بهتر بودن، یعنی اسراف. مرتب بودن، منظم بودن و خوش‌بو و خوش‌رو بودن نه‌تنها نقطه ضعف نیست بلکه نقطه قوت است. نسل دهه٧٠فرم برایش مهم است، نظم و ترتیب برایش مهم است. زهد فروشی نمی‌کنم، زندگی زاهدانه اگر به معنی عدم دلبستگی به دنیا باشد، خیلی مطلوب است اما این‌که ما از لذات دنیا استفاده نکنیم، مسافرت نرویم، لباس بد بپوشیم و فقط به آخرت و روز قیامت فکر کنیم، این زندگی زاهدانه نیست. دنیا پلی است به سمت آخرت اگر این پل Bridge را تخریب کنیم، نمی‌توانیم از آن عبور کنیم.
عنوان شده بود قیمت ‌ساعت محمدعلی‌آهنگران ٣٠٠‌میلیون است...
نه. ساعت من ٣٠٠‌میلیون تومان نیست. یکی از صفحات مجازی مدعی شده بود ساعت من لوکس است و ٢٥٠‌میلیون تومان قیمتش.
در فضای مجازی، شایعه‌ای درمورد تابعیت کانادایی شما هم مطرح شده.
من اصلا کانادا نرفتم، تمایلی هم به زندگی وتابعیت در خارج از کشور ندارم. دوست دارم بین رفقا در تهران زندگی کنم.

زندگی خصوصی «محمدعلی»
وضعیت مالیتان خوب است؟
راضیم، الحمدلله. کار و یا سهام دولتی هم ندارم. بدون رانت احساس بی‌نیازی می‌کنم؛ البته ممکن است کسی بگوید این میزان حقوقی که شما می‌گیرید کم است اما من راضی‌ام.
خودروی شخصی؟
مگان دارم.
دفتر و منزل اجاره‌ای است؟
بله، هم در منزل و هم در شرکت مستاجریم.
چه سالی ازدواج کردید؟
‌سال ٨٢.
یک دختر هم دارید.
بله، مریم کلاس پنجم می‌رود.
در کارهای خانه مشارکت می‌کنید؟
این سوال را باید از همسرم بپرسید. مشارکت اگر به معنی ظرف شستن و جارو کردن باشد خیر؛ اما سعی می‌کنم فضای با نشاطی را در خانه داشته باشیم. با دخترم ایکس‌باکس بازی می‌کنم.
آشپزی؟
نه، اصلا از آشپزی خا‌طره تلخی دارم.
خب تعریف کنید.
همین را بگویم که ضرر کردم و مجبور شدم دیگ را هم بیرون بیندازم.
دستپخت خانم؟
خیلی خوب. مادرِ پُرکاری است.
شاغل‌اند؟
نه.
ازدواجتان سنتی بود؟
بله، من مثل جوانان دیگر که علاقه‌مند به ازدواج هستند با پدر و مادرم موضوع را مطرح کردم،‌ سال ٨١ بود.
عاشق شدید؟
نه من عاشق کسی نبودم؛ خاطرخواه و دلداده هم نبودم. گفتم می‌خواهم ازدواج کنم، پدر و مادرم گفتند: با کی؟ گفتم هرکسی که شما و من بپسندیم. چون معتقدم عروس باید مورد پسند پدر و مادر هم باشد. دوست داشتم عروس وقتی وارد خانه پدر می‌شود با پدر و مادرم بخندند و دوست باشند. در انتخاب گزینه با پدرم و مادرم هم اشتراک داشتیم.
با دخترخاله‌تان‌ ازدواج کردید؟
بله. از زندگی مشترکم راضی‌ام، معتقدم که عشق و علاقه مهم است اما در زندگی بخشش، همکاری و تحمل هم چیزی کم از عشق ندارد. عشق هم باید نتیجه‌اش بخشش باشد و هم یاد بگیریم ببخشیم.
فوتبالی هم هستید؟
والا اطلاعات من از فوتبال در حد همان سوباسو اوزارا است. به قول یکی از رفقا من همان قدر از فوتبال می‌دانم که چارلز دیکنز از فقه جعفری اطلاعات دارد.
پرسپولیسی یا استقلالی؟
معمولا جو را می‌سنجم اگر جو استقلالی بود آبی ‌می‌شوم و اگر پرسپولیسی قرمز
یعنی سمت باد...
بله. در این زمینه اقرار می‌کنم حزب بادم،
موسیقی هم گوش می‌کنید؟
موسیقی بی‌کلام خیلی دوست دارم، پیانو ساز مورد علاقه من است. برای هنر این سوی آب و آن سوی آب هم قایل نیستم، اثری که به من حس معنوی بدهد و خاطره یا حس خوب را برایم بازسازی کند، می‌پسندم. با کیوان ساکت و استاد کلهر هم خیلی دوست هستیم.
از خواننده‌های سنتی ...
از خوانندگان داخل علیرضاقربانی، سالارعقیلی، محمدمعتمدی، همایون‌شجریان، شهرام ناظری و استاد شجریان را دوست دارم.
پاپ...
مهدی یراحی، روزبه بمانی و ابراهیم‌زاده.
بهترین فیلم ایرانی؟
به تئاتر بیشتر علاقه دارم و بیشتر تمرکزم در سینما Cinema در ایامجشنواره است. اما مادر حاتمی را یک اثر فوق‌العاده می‌دانم. سینمای حاتمی، سینمای جذابی است. روزواقعه، سگ‌کشی، اجاره‌نشین‌ها و دلشدگان. به‌طورکلی فیلم‌های حاتمی، کیارستمی، بیضایی و مهرجویی را دوست دارم.
سریال‌های خارجی را هم دنبال می‌کنید؟
بازی تاج و تخت.
و تئاتر ...
هفته‌ای دوبار تئاتر می‌بینم. کابوس حضرت اشرف را خیلی دوست داشتم، چون در مورد زندگی سیاستمدار مورد علاقه من احمد قوام‌السلطنه بود.

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

پشت پرده ماجرای مائده رقصنده اینستاگرامی از زبان آقای وزیر

راننده دربستی تهران طلاهای جا مانده مسافر را به زخم های زندگی اش زد! + عکس

شوک جدید در پرونده ناظم منحرف دبیرستان معین / مدیر از ماجرا با خبر بود!

مسجدی مشهور که خواندن نماز جمعه در آن ممنوع شد! + عکس

جزییات تجاوز وقیحانه ناپدری به دختر 10 ساله اش / مادر دستور داد + عکس

وحید مرادی را همه دنیا می شناخت! / ادعاهای عجیب یک شرورتهرانی+ تصویر

تجاوز 8 ماهه به دختری دانشجو! / این دختر زندانی بود + عکس

این جسد خالکوبی شده در جوی آب را می شناسید؟!

این 3 مرد مخوف با تهدید قطع اعضای بدن دزدی می کردند + عکس

زینت مرد غریبه رابه خانه برده بود که مادرشوهرش مچ گیری کرد+عکس صحنه درگیری

جسد زنانه داخل کارتن ترانه بود شوهر داشت و آخرین بار خانه مرد متاهلی بود!

ناظم منحرف دبیرستان پسرانه معین اعدام نمی شود! / شاید ۱۰ سال زندان!

دختر 15 ساله فقط می خواست دستمال بفروشد که مزاحمت های مردانه ویرانش کرد!

دزد خیابانی به خانه سهیلا رفت تا شب را با هم باشند / دوستش پنهانی چه کرد؟! + فیلم گفتگو

 



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند