کدخبر: 416829 6897

حوادث رکنا: پسر 22 ساله بخاطر کنجکاوی دختر فراری را به خانه خود آورد اما زمانی که فکرش را نمی کرد دچار ماجرای عجیبی شد.

به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، بهروز، جوان ۲۲ ساله ای که به اتهام مخفی کردن یک دختر جوان دستگیر شده است به بازپرس پرونده گفت: پس از مرگ پدرم برای تامین مخارج زندگی مجبور شدم در یک مانتوفروشی کار کنم.
وی ادامه داد: روزی در فروشگاه تنها بودم که مهتاب همراه دختر دیگری وارد مغازه شد بوی زننده ادکلن او که فضای فروشگاه را پر کرده بود آزارم می داد او در حالی که حجاب نامناسبی هم داشت به سمت مانتوهای آستین کوتاه رفت.
متهم 22 ساله افزود: به او گفتم این مانتوی قرمز خیلی مناسب آرایش های زیبای شماست! او با شنیدن این جمله لبخندی زد وقتی از بوی ادکلنش تعریف کردم بدین ترتیب من و مهتاب با یکدیگر آشنا شدیم تا این که چند روز بعد او با من تماس گرفت و گفت خانواده اش در تهران ساکن هستند و می خواهد فردا به تهران باز گردد.
بهروز ادامه داد: از من خواست تا اجازه دهم شب را کنار من باشد. من که به خاطر یک کنجکاوی ساده، درگیر این ماجرا شده بودم نتوانستم به او «نه» بگویم. آن روز بعدازظهر او را به خانه بردم و طوری که مادرم متوجه نشود به اتاقم رفت. 
متهم با بیان اینکه هنوز یک ساعت از حضور مهتاب نگذشته بود گفت: کارآگاهان آگاهی او را در خانه ما و در حالی دستگیر کردند که با وضعیت بسیار نامناسب و زننده ای کنار من دراز کشیده بود، مادرم وقتی او را دید و متوجه ماجرا شد نقش بر زمین شد که خوشبختانه ماموران اورژانس گفتند فقط یک استرس آنی بوده است.
بهروز در پایان مدعی شد: من قصد ازدواج با او را نداشتم و نمی دانستم او یک دختر فراری است من فقط می خواستم از سر کنجکاوی شبی را در کنار یک دختر تجربه کنم.
بنابراین گزارش بازپرس پس از شنیدن اظهارات متهم با صدور قرار مناسب وی را به اتهام رابطه نامشروع راهی بازداشتگاه کرد. اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

آیا این خبر مفید بود؟

به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، بهروز، جوان ۲۲ ساله ای که به اتهام مخفی کردن یک دختر جوان دستگیر شده است به بازپرس پرونده گفت: پس از مرگ پدرم برای تامین مخارج زندگی مجبور شدم در یک مانتوفروشی کار کنم.
وی ادامه داد: روزی در فروشگاه تنها بودم که مهتاب همراه دختر دیگری وارد مغازه شد بوی زننده ادکلن او که فضای فروشگاه را پر کرده بود آزارم می داد او در حالی که حجاب نامناسبی هم داشت به سمت مانتوهای آستین کوتاه رفت.
متهم 22 ساله افزود: به او گفتم این مانتوی قرمز خیلی مناسب آرایش های زیبای شماست! او با شنیدن این جمله لبخندی زد وقتی از بوی ادکلنش تعریف کردم بدین ترتیب من و مهتاب با یکدیگر آشنا شدیم تا این که چند روز بعد او با من تماس گرفت و گفت خانواده اش در تهران ساکن هستند و می خواهد فردا به تهران باز گردد.
بهروز ادامه داد: از من خواست تا اجازه دهم شب را کنار من باشد. من که به خاطر یک کنجکاوی ساده، درگیر این ماجرا شده بودم نتوانستم به او «نه» بگویم. آن روز بعدازظهر او را به خانه بردم و طوری که مادرم متوجه نشود به اتاقم رفت. 
متهم با بیان اینکه هنوز یک ساعت از حضور مهتاب نگذشته بود گفت: کارآگاهان آگاهی او را در خانه ما و در حالی دستگیر کردند که با وضعیت بسیار نامناسب و زننده ای کنار من دراز کشیده بود، مادرم وقتی او را دید و متوجه ماجرا شد نقش بر زمین شد که خوشبختانه ماموران اورژانس گفتند فقط یک استرس آنی بوده است.
بهروز در پایان مدعی شد: من قصد ازدواج با او را نداشتم و نمی دانستم او یک دختر فراری است من فقط می خواستم از سر کنجکاوی شبی را در کنار یک دختر تجربه کنم.
بنابراین گزارش بازپرس پس از شنیدن اظهارات متهم با صدور قرار مناسب وی را به اتهام رابطه نامشروع راهی بازداشتگاه کرد. اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند

دیگر رسانه ها