خبر ویژه :

پرونده کدخبر: 415443 ارسال پرینت 6304

رکنا: حالا که دستگیر شده ام و در خلوت بازداشتگاه به گذشته‌ام فکر می کنم تازه می فهمم که راه را به خطا رفته و چه اشتباهات بزرگی را مرتکب شده ام حالا که طناب دار را مقابل چشمانم می بینم به این نتیجه می رسم که لذت های زودگذر و خودنمایی های پوشالی ارزش آن را نداشت که امروز حتی به طناب دار فکر کنم.

جوان 30 ساله معروف به «دم اسبی» که در پی یک ارتباط شیطانی دست به جنایتی هولناک زده و شوهر زن جوانی را با یک دسیسه شوم به قتل Murder رسانده است درباره سرگذشت خود گفت: من فقط یک خواهر کوچک تر از خودم دارم که حدود شش سال قبل ازدواج کرده است. پدر و مادرم که در شهرک مهرگان زندگی می کردند اختلافات زیادی با یکدیگر داشتند و در واقع پدرم مقصر اصلی این اختلافات بود.چرا که هزینه های زندگی را نمی پرداخت و مدام در خانه ما نزاع و درگیری حرف اول را می زد. من هم که علاقه ای به درس و مدرسه نداشتم در مقطع راهنمایی ترک تحصیل کردم و در یک کارگاه آهنگری مشغول کار شدم ولی دو سال بعد به دلیل این که چشم هایم به جوشکاری حساس بود از آن جا بیرون آمدم و شغل های دیگری را تجربه کردم تا این که بالاخره به کار در آشپزخانه رستوران مشغول شدم. 
حدود یک سال و نیم بعد و با ترغیب پسرعمه ام که در کیش کار می کرد هوایی شدم و به جزیره کیش رفتم می گفتند آن جا پول بیشتری می دهند ولی آن جا هم نتوانستم سرمایه‌ای پس انداز کنم در واقع هرچه کار می کردم خرج تفریح و خورد و خوراک و لباسم می شد. 
دوست داشتم لباس های متنوعی بپوشم و دوران مجردی خوبی داشته باشم تا فردا که متاهل شدم حسرت روزهای مجردی را نخورم به همین دلیل به مصرف مواد مخدر Drugs و مشروبات الکلی هم روی آوردم. 
خلاصه یک سال نیز در یکی از رستوران های کیش کار کردم و بعد به بهانه مرخصی به مشهد بازگشتم و دیگر سرکار نرفتم. در همین روزها بود که مادرم طلاق گرفت و یک سال بعد با مرد دیگری ازدواج کرد و من هم با دختری از بستگان شوهر مادرم ازدواج کردم. اما زندگی من با آن دختر فقط شش ماه طول کشید.
آن روزها من در کمپ ترک اعتیاد بودم که همسرم از من طلاق گرفت و به دنبال زندگی خودش رفت از آن روز به بعد دیگر با زنان خیابانی ارتباط داشتم و درآمدم را صرف همین لذت های کاذب می کردم تا این که مدتی بعد با زن جوانی در خیابان آشنا شدم و اوقات بیکاری ام را با او می گذراندم به دلیل این که جا و مکانی نداشتم شب ها را در کارگاه ریخته گری یکی از دوستانم می خوابیدم و در همان جا نیز کار می کردم.
روزی وقتی با آن زن به یکی از پارک های محل زندگی‌مان رفته بودیم با زن دیگری که از دوستان زن همراهم بود آشنا شدم. خیلی زود شماره تلفن بین ما رد و بدل شد و من ارتباطم را با آن زن متاهل ادامه دادم. 
او با همسرش اختلاف داشت و آن قدر مرا وسوسه کرد تا تسلیم افکار شیطانی شدم و برای ازدواج با او همسرش را که یک مرد قصاب بود به قتل رساندم. ولی حالا می فهمم که چقدر در گمراهی سیر می کردم حالا هم مانده‌ام.

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

داماد در کیف نوعروس وسایل مراقبت از حاملگی پیدا کرد ! / ملیکا به پسر دیگر هم بود!

دردسر زن موقت برای پورنگ در مشهد

سرنوشت شوم زن زیبا در خوشگذرانی ثروتمندانه + عکس

وقتی شوهرم رفت، زنگ خانه به صدا در آمد / روح مرد اعدامی در کرج خون به پا کرد

زن جوان به اشتباه وارد خانه همسایه شد / جوان 26 ساله به شوک رفت ! + فیلم و عکس

ماجرای عقد فرزندان آیت‌الله طالقانی با دو خواهر یک خانواده در بیابان + عکس

نقشه شوم برای مردی که دنبال کثافتکاری با چند زن بود !

کودک یکساله داخل پراید جزغاله شد / راننده با این خودرو بنزین قاچاق می کرد + عکس

فیلم جنجالی پرستو صالحی در مقبره کوروش + عکس

آخرین خبر از دستگیر شده های تئاتر شهر تهران / فیلمی که پرونده شد + فیلم

خواب بودم که نامادری بیشرمانه کنارم خزید / پسر 14 ساله شوکه شد + عکس

تن فروشی خیابانی رکسانا برای انتقام از نامزد خائن!

تجاوز پسر جوان به زن 68 ساله همسایه / این زن هیچ شکایتی نکرد!

اعتراف رقیه به فیلمبرداری غیر اخلاقی از اعضای شورای شهر بابل درتاریکخانه / آخرین خبر از پرونده



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند