«ساقی لب تشنگان»؛ مرثیه ای جانسوز برای علمدار کربلا با نوای سید مجید بنی فاطمه
نماهنگ «ساقی لب تشنگان» با صدای سید مجید بنی فاطمه به مناسبت تاسوعای حسینی منتشر شده است. این اثر با محوریت مصائب حضرت ابالفضل العباس (ع) و وداع جانسوز امام حسین (ع) با برادرش، فضایی عاطفی و تاثیرگذار را برای مخاطبان ترسیم می کند.
تاسوعا در فرهنگ عاشورایی یادآور رشادت، وفاداری و ایثار حضرت ابالفضل العباس (ع) است؛ شخصیتی که در کربلا به عنوان علمدار سپاه امام حسین (ع) و پناهگاه اهل حرم شناخته می شد. نماهنگ «ساقی لب تشنگان» با نوای سید مجید بنی فاطمه نیز با الهام از همین مفاهیم، به روایت لحظات تلخ شهادت علمدار کربلا می پردازد.
در متن این اثر، شنونده با صحنه هایی از تنهایی امام حسین (ع) پس از شهادت حضرت عباس (ع) روبه رو می شود. اشاره به افتادن علم، پاره شدن مشک آب و شکسته شدن ستون خیمه ها، از مهم ترین مضامینی است که در این نوحه به تصویر کشیده شده است.
بخش هایی از اثر نیز به نگرانی امام حسین (ع) درباره سرنوشت اهل بیت (ع) و کودکان حرم پس از شهادت حضرت عباس (ع) می پردازد. این مضامین با لحنی سوزناک و احساسی اجرا شده و فضایی عمیق از اندوه و دلدادگی را برای مخاطب ایجاد می کند.
سید مجید بنی فاطمه از مداحان شناخته شده کشور است که آثار او در مناسبت های مذهبی با استقبال گسترده عزاداران اهل بیت (ع) همراه می شود. سبک خاص اجرا و توجه به مضامین عاطفی و روایی از ویژگی های آثار این مداح به شمار می رود.
«ساقی لب تشنگان» را می توان یکی از مرثیه های تاثیرگذار ویژه تاسوعای حسینی دانست؛ اثری که با یادآوری رشادت ها و مظلومیت حضرت ابالفضل العباس (ع)، بار دیگر ارادت و محبت عاشقان اهل بیت (ع) را نسبت به علمدار کربلا زنده می کند.
علم افتاده اینجا
مشک حرم اینجا
دلم افتاده اینجا
دست قلم اینجا
و بان انکسار فی جبینی
دارن میخندن به حسین میبینی
من کمرم اونجا شکست که گفتی
والله انقطعتمو یمینی
از زندگی سیر شدم خیلی ویلی ویلی
کنار تو پیر شدم خیلی ویلی ویلی
ای ساقی لب تشنه گان
ای جان جانانم
سقای طفلانم
داغت شکسته پشت من
ای راحت جانم
سقای طفلانم
نتونستی که پاشی
دوباره سقا شی
خیالم با تو راحت بود
کاشکی میشد پاشی
حرمت خیمه ها شکسته میشه
سر تو روی نیزه بسته میشه
نذاری دخترم بره اسارت
خیلی کوچیکه زود ...
کنار دست تو زمین خوردم مردم مردم
وقتی تو رو به جا نیاوردم مردم مردم
برخیز و ای جان برادر کن علم داری
بنما مرا یاری
بی تو غریب و بی معین در این بیابانم
سقای طفلانم
تو رو میذارم میرم
از دنیا دلگیرم
تو رو میذارم میرم
میرم و میمیرم
امنیت خیمه خدا نگه دار
خاطره هامو با تو خاک میکنم
ام البنین کجاست ببینه بی تو
با آستینم اشکمو پاک میکنم
اگه سکینه تو رو از من خواست عباس عباس
باید بگم حسین دیگه تنهاست عباس عباس
بی تو یقین دارم که فردا زینبه نالان
بر ناقه عریان
گردد سوار از راه کینه با یتیمانم
سقای طفلانم
دست و علم و مشک سه حرف عشق است
افسوس که این هر سه جدا افتاده
منبع:کاشوب
-
فیلم / آتش گرفتن لباس عروس و داماد در پشت صحنه فیلم عروسی شان / با کپسول آتش نشانی خاموششان کردند