یک سرنوشت واقعی
از زبان من ؛ سعید : عاشق همسرم بودم اما وارد روابط متعدد شدم؛ مهناز هم واکنشی مشابه نشان داد + نظر کارشناس مذهبی
رکنا: سعید، مردی که خود روایت زندگیاش را برای نگارش یک قصه واقعی در اختیار یک نویسنده قرار داده، میگوید اکنون پس از سالها تجربههای مختلف، به آرامش ذهنی و قلبی رسیده و احساس قدرتی را تجربه میکند که پیشتر در زندگی خود نداشته است.
به گزارش رکنا، ماجرای زندگی او از زمانی آغاز میشود که بهدلیل یک پرونده تصادف به کلانتری مراجعه میکند و در آنجا با روحانی مستقر در کلانتری آشنا میشود. پس از چند روز، با مراجعه مجدد و دریافت مشاوره مذهبی، به او اعتماد کرده و تصمیم میگیرد خاطرات زندگیاش را برای ثبت و روایت در اختیار او قرار دهد؛ بهگونهای که حتی درخواست میکند این داستان برای کمک به افرادی با شرایط مشابه نوشته شود.
سعید در روایت زندگی خود از دوران کودکی میگوید؛ زمانی که به گفته خودش مورد محبت بیش از حد والدین قرار میگرفت و اطرافیان او را کودکی لوس توصیف میکردند. او همچنین اشاره میکند که محبت والدینش نسبت به او بیشتر از خواهرش بوده است.
او درباره فضای فکری خانوادهاش توضیح میدهد و میگوید پایبندی پدر و مادرش به اعتقادات مذهبی گاهی دچار تناقض بوده و در برخی موارد با وجود آگاهی از مغایرت رفتارشان با آموزههای دینی، همچنان آن را ادامه میدادند.
سعید ادامه میدهد که دوران نوجوانیاش با شیطنت سپری شد و در دوران دانشگاه تحت تأثیر افکار روشنفکری غربی قرار گرفت و مطالعه کتابهای خاص باعث تغییر نگاه او نسبت به دین شد. به گفته خودش، در این دوران نگاه انتقادی شدیدی نسبت به مسائل دینی پیدا کرده بود.
او همچنین از روابط گسترده اجتماعی خود در دانشگاه میگوید و اینکه ارتباطاتش با دختران بدون چارچوب خاصی بوده و در جمعهای دوستانه نیز به گفته خودش از برخی رفتارهای پرریسک از جمله مصرف تفننی مواد مخدر استفاده میکرده است.
پس از پایان تحصیلات، به دلیل روابط عمومی بالا در یکی از ادارات مشغول به کار میشود و با دختری به نام مهناز ازدواج میکند. اما به گفته او، با وجود ازدواج، همچنان رفتارهای گذشتهاش ادامه داشته و روابط اجتماعی بدون مرز او با اطرافیان، موجب بروز تنش در زندگی مشترکش میشود.
سعید میگوید همسرش مدتی این شرایط را تحمل کرده اما در نهایت اعتراض خود را بیان میکند. با این حال، او به دلیل اعتمادبهنفس بالا و محبوبیت اجتماعی، این انتقادات را نادیده میگیرد. به گفته خودش، در ادامه احساس میکند رابطه عاطفی همسرش با او کاهش یافته و زندگی مشترکشان دچار فاصله میشود.
او در ادامه از دورهای از زندگی خود میگوید که در ظاهر همه چیز طبیعی و حتی موفق به نظر میرسید، اما در درون دچار آشفتگی و ناآرامی بوده است؛ بهطوری که حتی داشتن زندگی ظاهراً موفق نیز نتوانسته برایش آرامش ایجاد کند.
سعید در ادامه روایت خود بیان میکند که در گفتوگو با یکی از دوستان قدیمیاش، از این ناآرامی درونی صحبت کرده و او پیشنهاد میدهد برای تغییر حال روحی، مدتی مسیر زندگی خود را تغییر دهد و به سمت پایبندی به اعتقادات حرکت کند، بدون آنکه این تغییر به شکل نمایشی یا افراطی باشد.
او میگوید ابتدا در پذیرش این پیشنهاد تردید داشته، اما در نهایت تصمیم میگیرد این مسیر جدید را بدون جلب توجه اطرافیان امتحان کند.
سعید اکنون میگوید مدتی است مصرف مواد مخدر را کنار گذاشته، در رفتار خود با دیگران بهویژه بانوان تغییر ایجاد کرده و حتی برای اقامه نماز به مساجد خارج از شهر مراجعه میکند تا ناشناس باشد.
او در پایان تأکید میکند که شاید باور این تغییر برای دیگران سخت باشد، اما اکنون احساس آرامش، قدرت ذهنی و ثبات درونی دارد؛ احساسی که به گفته خودش در گذشته هرگز تجربه نکرده بود. وی امیدوار است این مسیر جدید را بهطور جدی و همیشگی ادامه دهد.
نظر کارشناس مذهبی:
از عوامل انحراف نوجوانان و جوانان، بی توجهی والدین در تربیت مذهبی آنان است، یا مشاهده تعارض در رفتار والدین، چنانکه به ظاهر مذهبی و اهل عبادتند ولی دروغ می گویند و یا به دیگران خیانت می کنند و ...، این امر موجب دلزدگی نوجوان و جوان از مذهب می شود. این سخن که گفته می شود نوجوانان و جوانان دین گریز هستند، صحیح نیست، باید گفت آنان دیندار گریز هستند، افرادی که به ظاهر دیندار ولی در عمل یا جایی که به نفعشان نیست، مخالفت صریح با دستورات اسلام دارند یا دستورات دینی را در شرایط مختلف به سود خود تفسیر می کنند.
اما دین صحیح، به انسان حالت آرامش، اطمینان و اعتماد به خود، اعتماد به خدا و اعتماد به آینده را می بخشد.آرامش و اطمینانی که در تعالیم دین و آیات قرآن آمده است، غیر از حالت تخدیر و خواب آلودگی است.اهمیت دین صحیح این است که حالت تخدیر به کسی نمی دهد، بلکه تخدیر روحی و فکری را از انسان هایی که تحت تاثیر عوامل گوناگون دچار آن حالت شده اند به کلی می زداید و آنها را هوشیار و به خود می آورد.
نویسنده: سرهنگ دوم "سعیده جمالزاده" - معاون فرهنگی اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرستان "فسا"- استان فارس
-
فیلم / زیباترین لحظه برای قاتلی که دو دختر کوچولو داشت / متهم توانست دخترانش را در آغوش بکشد و سایه سرشان بماند