یادداشتی بر فیلم سینمایی غبار میمون به کارگردانی آرش معیریان؛
«غبار میمون» یک روایت سیاسی ناکام
حمیدرضا کاظمی پور، منتقد سینما
آرش معیریان در جدیدترین تجربه سینمایی خود به سراغ یک روایت سیاسی رفته است که مضمون آن پیرامون نوعی ماده مخدر در بریتانیا است که ام آی سیکس آن را در میان دانشمندان علوم شناختی در دنیا توزیع می کند و....
غبار میمون اگرچه تلاش کرده است تا با یک دکوپاژ نسبتا خوب و طراحی حرکت و زاویه دوربین مناسب به یک اثر خوش ساخت و یک تریلر مهیج تبدیل شود اما در همین اندازه نیز توقف کرده است و فیلم به یک پکیج کامل از بازی های بد، روایت گیج کننده، دوبله فاجعه آمیز و اثری آشفته بدل شود.
فیلمنامه به شدت درگیر توضیح طرحواره خود میشود، بیآنکه فرصت یا مهارت لازم برای داستانگویی مؤثر را داشته باشد. روایت به جای آنکه از دل شخصیتها و موقعیتها پیش برود، با تکیه بر انبوهی دیالوگ توضیحی و مکالمات طولانی درباره "پروژه"، مخاطب را سردرگم و خسته میکند. نتیجه، یک "گیجکنندگی روایی" است: مخاطب یا از پیچیدگیهای غیرضروری خسته میشود، یا از سطحی بودن توجیهات داستانی سرخورده.
یکی از نقاط قابل توجه فیلم، تلاش برای خلق ظاهری حرفهای است. طراحی صحنه، لباس و به ویژه دکوپاژ و حرکت دوربین نشان میدهد که کارگردان دید بصری منسجمی دارد و میخواهد فضایی مدرن و تحت کنترل را القا کند اما همه اینها انگار برای هیچ است و با هیچ تلاشی فیلم جان نمی گیرد.
بی شک یکی از بزرگترین آسیب های اصلی در غبار میمون را می توان بازی های بسیار بد ، تصنعی و تک بعدی بازیگران فیلم دانست که در حد تیپ های کلیشه ای نیز نتوانسته اند از خود فروغی نشان دهند که در کنار آن کیفیت دوبله به یکی از بزرگترین موانع همذاتپنداری تبدیل شده است.
عدم هماهنگی صدا با تصویر بازیگران، بیحسی در بیان احساسات و گاه حتی ناهماهنگی محتوای دیالوگ با حرکت لبها، به شدت به ساختار فیلم ضربه وارد کرده و حرفهای بودن ظاهری فیلم را زیر سوال میبرد.
فیلم البته به لحاظ ریتم و تدوین از یک هماهنگی نسبی برخوردار است و شاید تنها چیزی که اثر را از یک سقوط مطلق و خستگی ملال آور نجات می دهد همان ضرباهنگ فیلم باشد.
غبار میمون اگرچه تلاش میکند به نقد قدرتهای استعماری و روشهای نوین سلطه بپردازد؛ اما این نقد هرگز از سطح شعار و توطئهپردازی کلیشهای فراتر نمیرود.
"غبار میمون" یک تجربه ضعیف از ارش معیریان است که اگرچه به مدد حرکت و زاویه دوربین یا دکوپاژ توانسته بود لحظاتی را خلق کند؛ اما در باقی ماجرا هیچتوفیقی بدست نیاورده است.
ارسال نظر