هورمون عشق همیشه آرامش نمی آورد/خاطرات تلخ کودکی چگونه روابط عاشقانه را تحت تاثیر قرار می دهند؟
رکنا: برای بعضی افراد، عاشق شدن به معنای آرامش نیست. یک پیام بی پاسخ، چند ساعت دوری یا تغییر لحن شریک عاطفی کافی است تا ترس از طرد شدن در آنها بیدار شود. آنها ممکن است بارها اطمینان بخواهند، از سرد شدن رابطه بترسند یا کوچک ترین نشانه فاصله را به معنای پایان عشق بدانند.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا،پژوهش های روانشناسی و علوم اعصاب نشان می دهند پیوندهای عاطفی، تجربه های اولیه زندگی و سازوکارهای زیستی بدن با یکدیگر ارتباط دارند. اما آیا اکسی توسین، هورمونی که به هورمون عشق معروف شده، می تواند خاطرات تلخ کودکی را تشدید کند؟
اکسی توسین دقیقا چه کاری انجام می دهد؟
اکسی توسین ماده ای پیام رسان است که در مغز ساخته می شود و در فرایندهایی مانند زایمان، شیردهی و برخی جنبه های پیوند اجتماعی نقش دارد. به همین دلیل، در رسانه ها اغلب از آن با عنوان هورمون عشق یاد می شود.
با این حال، نقش اکسی توسین به ایجاد احساس محبت یا اعتماد محدود نیست. اثر آن به شرایط، ویژگی های فرد و موقعیت اجتماعی بستگی دارد. در بعضی شرایط ممکن است توجه به نشانه های اجتماعی یا احساس نزدیکی را افزایش دهد، اما نمی توان گفت که همیشه اعتماد را بیشتر می کند یا هر فردی را مهربان تر می سازد بنابراین، توضیح روابط پیچیده انسانی با یک هورمون، تصویری بیش از اندازه ساده از مغز ارائه می دهد.
چرا بعضی افراد در رابطه مدام از طرد شدن می ترسند؟
دلبستگی اضطرابی به الگویی از رابطه گفته می شود که در آن فرد ممکن است نسبت به نشانه های فاصله، بی توجهی یا احتمال از دست دادن شریک عاطفی حساسیت بیشتری داشته باشد. چنین فردی گاهی برای اطمینان از ادامه رابطه به تماس، پیام یا ابراز محبت مکرر نیاز پیدا می کند.
تجربه های کودکی می توانند در شکل گیری انتظارات افراد از روابط نقش داشته باشند. برای مثال، مراقبت عاطفی غیرقابل پیش بینی، بی توجهی مکرر یا تجربه جدایی ممکن است در برخی افراد احساس ناامنی را تقویت کند. با این حال، دلبستگی اضطرابی فقط از کودکی ناشی نمی شود و تجربه های بعدی زندگی، ویژگی های فردی و کیفیت رابطه فعلی نیز اهمیت دارند.
آیا خاطرات تلخ کودکی در مغز باقی می مانند؟
تجربه های عاطفی مهم می توانند بر شیوه تفسیر موقعیت های جدید اثر بگذارند. فردی که بارها طرد شدن را تجربه کرده است، ممکن است در بزرگسالی نیز نشانه های مبهم را تهدیدآمیزتر تفسیر کند؛ مثلا دیر جواب دادن یک پیام را نشانه بی علاقگی بداند، در حالی که دلایل دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد.
این به معنای آن نیست که گذشته، آینده روابط را تعیین می کند. افراد می توانند با شناخت الگوهای خود، تجربه روابط امن و دریافت کمک تخصصی، شیوه واکنش به نگرانی های عاطفی را تغییر دهند.
آیا اکسی توسین می تواند خاطرات منفی را تقویت کند؟
پژوهش های مربوط به اکسی توسین و رفتار اجتماعی تصویری پیچیده تر از تصور رایج هورمون عشق ارائه می دهند. این ماده ممکن است در برخی شرایط توجه به نشانه های اجتماعی و برجسته شدن تجربه های مرتبط با روابط را تغییر دهد اما اثر آن در همه افراد و موقعیت ها یکسان نیست.
از این یافته ها نمی توان نتیجه گرفت اکسی توسین بطور مستقیم خاطرات تلخ کودکی را تقویت می کند یا علت اصلی دلبستگی اضطرابی است. برای رسیدن به چنین نتیجه ای، شواهد مستقیم و متناسب با همان ادعا لازم است.
نگاه روانشناختی
در روابط عاطفی، گذشته می تواند بر برداشت امروز ما از رفتار دیگران سایه بیندازد. فردی که از طرد شدن می ترسد، ممکن است پیش از آنکه شواهد کافی داشته باشد، فاصله کوتاه شریکش را نشانه پایان رابطه بداند. در این شرایط، تشخیص تفاوت میان اتفاق واقعی و تفسیری که ذهن از آن می سازد، اهمیت دارد برای مثال وقتی پیام شریک عاطفی دیر پاسخ داده می شود، می توان از خود پرسید: چه چیزی را با قطعیت می دانم و چه چیزی را حدس می زنم؟ آیا شواهد دیگری برای برداشت من وجود دارد؟ آیا تجربه های قبلی باعث شده اند این موقعیت را خطرناک تر از آنچه هست ببینم؟
هدف، سرکوب احساسات یا نادیده گرفتن نشانه های واقعی بی توجهی نیست؛ بلکه ایجاد فرصتی برای واکنش سنجیده تر است. اگر ترس از طرد شدن به شکل مداوم رابطه را مختل می کند، روان درمانی می تواند به شناخت الگوهای دلبستگی و تقویت احساس امنیت کمک کند.
اکسی توسین نه هورمون تضمین کننده عشق است و نه توضیح کامل رفتارهای عاطفی انسان. روابط ما از ترکیب تجربه های گذشته، شرایط امروز، ویژگی های فردی و فرایندهای زیستی تاثیر می گیرند.
اگر فردی در رابطه مدام از طرد شدن می ترسد، لازم نیست خود را به گذشته محکوم بداند. شناخت الگوهای تکرارشونده و یادگیری شیوه های سالم ارتباط می تواند به او کمک کند میان خاطرات قدیمی و واقعیت رابطه امروز تفاوت بگذارد.
-
هالووین مارولی داونی جونیور و پدرو پاسکال!
ارسال نظر