میانکاله؛ نهال می‌کاریم، تخریب تحویل می‌گیریم / وقتی نهال‌کاری به نمایش تبدیل می‌شود
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  دو سال پیش، گروهی از شهروندان و دوستداران محیط‌زیست برای نهال‌ کاری راهی ساحل میانکاله شدند. یکی از آنان می‌گوید چند نهال کاشت، نشانه‌گذاری کرد و امیدوار بود بخشی کوچک، اما واقعی، در ترمیم این زیست‌بوم ارزشمند داشته باشد. سال بعد، از بابل تا میانکاله رفت تا دست‌کم به همان نهال‌هایی که با دستان خودش کاشته بود آب بدهد، اما با صحنه‌ای تلخ روبه‌رو شد؛ نهال‌ها قلع‌وقمع شده بودند.

این روایت، فقط گلایه یک شهروند نیست. تصویری روشن از یک آسیب جدی در مدیریت احیای زیست‌ بوم‌هاست؛ جایی که کاشت نهال انجام می‌شود، اما حفاظت، پایش، مسئولیت‌ پذیری و ضمانت اجرای قانون، جایگاهی جدی در برنامه ندارد.

نهال‌کاری بدون حفاظت، احیای اکوسیستم نیست

نهال‌کاری در مناطق حساسی مانند میانکاله اگر با برنامه علمی، انتخاب گونه مناسب، مراقبت پس از کاشت، حفاظت فیزیکی و نظارت مستمر همراه نباشد، بیشتر شبیه یک اقدام نمادین است تا پروژه احیای طبیعت. در چنین وضعیتی، نهال‌ها پس از مراسم کاشت رها می‌شوند و در برابر چرای دام، تخریب انسانی، تردد غیرمجاز، خشکی، شوری خاک، باد، آفات یا بی‌توجهی نهادی تاب نمی‌آورند.

میانکاله یک زیست‌بوم معمولی نیست. این پهنه، بخشی از ذخیره‌گاه زیست‌کره و از مناطق مهم تالابی و ساحلی ایران است. هرگونه مداخله در آن، از نهال‌کاری تا گردشگری و بهره‌برداری، باید بر پایه ارزیابی اکولوژیک انجام شود. کاشت نهال در چنین منطقه‌ای اگر بدون شناخت دقیق از وضعیت خاک، آب، گونه‌های بومی، روندهای طبیعی و فشارهای انسانی باشد، حتی می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

تخریب نهال‌ها فقط نابودی چند درخت نیست

زمانی که نهال‌های کاشته‌شده توسط شهروندان از بین می‌رود، خسارت فقط از دست رفتن چند گیاه جوان نیست. در این اتفاق، چند سرمایه همزمان نابود می‌شود؛ سرمایه طبیعی، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و انگیزه داوطلبانه مردم.

شهروندی که با هزینه شخصی، زمان، علاقه و امید وارد یک برنامه محیط‌زیستی می‌شود، انتظار دارد تلاش او به حال طبیعت مفید باشد. وقتی سال بعد می‌بیند هیچ اثری از آن نهال‌ها باقی نمانده و هیچ نهادی نیز پاسخ‌گو نیست، احساس می‌کند مشارکت او جدی گرفته نشده است. تکرار این تجربه، جامعه را از کنشگری محیط‌زیستی دور می‌کند و این برای کشوری که با بحران آب، فرسایش خاک، نابودی تالاب‌ها و کاهش پوشش گیاهی روبه‌روست، خسارتی سنگین است.

حلقه مفقوده؛ پایش و ضمانت اجرا

در بسیاری از طرح‌های نهال‌کاری، نقطه شروع پررنگ است اما ادامه مسیر مبهم می‌ماند. مراسم کاشت برگزار می‌شود، عکس‌ها منتشر می‌شود، آمار تعداد نهال‌ها اعلام می‌شود، اما مشخص نیست چه نهادی مسئول زنده‌مانی نهال‌هاست، چه کسی باید مراقبت کند، چه کسی تخریب را گزارش دهد و با متخلفان چگونه برخورد می‌شود.

احیای اکوسیستم با عدد نهال کاشته‌شده سنجیده نمی‌شود، بلکه با درصد زنده‌مانی، پایداری پوشش گیاهی، کاهش فشار تخریب و بازگشت کارکردهای طبیعی زیست‌بوم ارزیابی می‌شود. اگر هزار نهال کاشته شود اما پس از یک سال بخش عمده آن از بین برود، آن طرح را نمی‌توان موفق دانست. موفقیت زمانی معنا دارد که نهال‌ها به مرحله استقرار برسند و بتوانند بخشی از شبکه طبیعی منطقه شوند.

تخریب بی‌هزینه، چرخه تخریب را تکرار می‌کند

وقتی متخلفان برای تخریب پوشش گیاهی، قطع نهال‌ها یا آسیب به عرصه‌های طبیعی هزینه خاصی نمی‌پردازند، تخریب به رفتاری کم‌ریسک تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، داوطلبان می‌کارند، طبیعت امید می‌گیرد، اما گروهی دیگر بدون نگرانی از پیگرد، آن تلاش را نابود می‌کنند.

در مدیریت محیط‌زیست، قانون زمانی اثرگذار است که اجرا شود. وجود ممنوعیت‌های قانونی به‌تنهایی کافی نیست. باید سامانه گزارش تخلف، گشت منظم، شناسایی عوامل تخریب، جریمه بازدارنده، پیگیری قضایی و الزام به جبران خسارت وجود داشته باشد. در غیر این صورت، نهال‌کاری به چرخه‌ای فرساینده تبدیل می‌شود؛ کاشت، تخریب، سکوت و دوباره کاشت.

حفاظت مؤثر مهم‌تر از کاشت نمادین است

تجربه میانکاله نشان می‌دهد اولویت امروز، فقط افزایش تعداد برنامه‌های نهال‌کاری نیست. اولویت اصلی، طراحی نظام حفاظت پس از کاشت است. نهال، موجود زنده است و تا سال‌ها نیاز به مراقبت دارد. اگر قرار است مردم به مشارکت دعوت شوند، باید اطمینان داشته باشند که تلاش آنان در یک برنامه واقعی و مسئولانه قرار گرفته است.

برای مناطق حساسی مانند میانکاله، هر طرح نهال‌کاری باید چند شرط حداقلی داشته باشد؛ انتخاب گونه‌های بومی و سازگار، تعیین مسئول نگهداری، نصب حفاظ در نقاط آسیب‌پذیر، محدودسازی تردد مخرب، مدیریت چرای دام، آبیاری هدفمند در دوره استقرار، ثبت مختصات نهال‌ها، پایش فصلی و انتشار عمومی گزارش عملکرد.

نقش مردم باید از کاشت فراتر برود

مشارکت مردمی نباید فقط به روز کاشت محدود شود. شهروندان، سمن‌ها، گروه‌های محلی، خبرنگاران و داوطلبان می‌توانند بخشی از شبکه پایش باشند؛ البته به شرط آنکه ساختار رسمی برای دریافت، ثبت و پیگیری گزارش‌های آنان وجود داشته باشد. اگر شهروندی پس از مشاهده تخریب نداند به کجا مراجعه کند یا اطمینان نداشته باشد گزارش او پیگیری می‌شود، مشارکت عمومی به مرور از بین می‌رود.

در مناطق طبیعی، مردم محلی نیز باید در قلب برنامه حفاظت قرار گیرند. هیچ طرح احیایی بدون همراهی جوامع محلی پایدار نمی‌ماند. آموزش، گفت‌وگو، ایجاد منافع مشروع، تعریف نقش نگهبانان محلی و مشارکت روستاها و بهره‌برداران قانونی می‌تواند فشار بر عرصه‌های طبیعی را کاهش دهد.

پیشنهادهای اجرایی برای میانکاله

برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاق‌هایی، لازم است مدیریت طرح‌های نهال‌کاری در میانکاله از حالت مناسبتی خارج شود و به برنامه‌ای پیوسته و قابل ارزیابی تبدیل شود. نخستین گام، شناسنامه‌دار کردن عرصه‌های نهال‌کاری است. هر قطعه‌ای که در آن نهال کاشته می‌شود باید مختصات، گونه، تاریخ کاشت، تعداد نهال، نهاد مسئول، برنامه مراقبت و زمان‌های پایش مشخص داشته باشد.

گام دوم، تعیین مسئول مستقیم حفاظت است. نمی‌توان عرصه‌ای را کاشت و سپس مسئولیت نگهداری را میان چند دستگاه پراکنده کرد. دستگاه متولی باید مشخص، پاسخ‌گو و قابل ارزیابی باشد.

گام سوم، برخورد جدی با تخریب است. اگر نهال‌ها توسط افراد، دام، ماشین‌آلات یا هر عامل انسانی از بین رفته‌اند، باید موضوع بررسی و نتیجه آن اعلام شود. اعلام عمومی برخورد قانونی با تخریب‌گران، اثر بازدارنده دارد و به شهروندان نشان می‌دهد مشارکت آنان بی‌پناه نیست.

گام چهارم، انتشار گزارش زنده‌مانی نهال‌هاست. دستگاه‌های مسئول باید به جای اعلام صرف تعداد نهال کاشته‌شده، درصد زنده‌مانی را پس از شش ماه، یک سال و دو سال منتشر کنند. این شاخص، معیار واقعی موفقیت است.

گام پنجم، استفاده از ظرفیت خبرنگاران و فعالان محیط‌زیست برای مطالبه‌گری مستمر است. رسانه‌ها می‌توانند از طرح‌های نمایشی عبور کنند و درباره سرنوشت نهال‌ها، بودجه‌های هزینه‌شده، نهادهای مسئول و نتیجه واقعی پروژه‌ها گزارش دهند.

پاسخ روشن به شهروند 

پاسخ به شهروندی که نهال کاشته و سال بعد با نابودی آن روبه‌رو شده، نباید صرفاً ابراز تأسف باشد. پاسخ واقعی، اصلاح سازوکار است. باید به او گفته شود که حق دارد ناراحت باشد، زیرا تلاش او بخشی از سرمایه اجتماعی حفاظت از طبیعت بوده و این سرمایه نباید بی‌نتیجه رها شود.

پیام اصلی این تجربه روشن است: نهال‌کاری بدون حفاظت، پایش و ضمانت اجرای قانون، احیای اکوسیستم نیست؛ اقدامی نمایشی است. وقتی متخلفان هزینه‌ای برای تخریب نمی‌پردازند، سرمایه اجتماعی داوطلبان و سرمایه طبیعی کشور همزمان نابود می‌شود. در چنین شرایطی، حفاظت مؤثر مهم‌تر از کاشت نمادین نهال است.

میانکاله به عکس یادگاری با نهال نیاز ندارد؛ به برنامه علمی، مراقبت دائمی، اجرای قانون و پاسخ‌گویی نهادی نیاز دارد. طبیعت با مراسم احیا نمی‌شود، با مسئولیت‌پذیری زنده می‌ماند.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات