رازهای ناگفته «خفاش شب» پس از ۳۰ سال در رکنا / قسمت اول
«خفاش شب» چگونه دستگیر شد؟ ناگفته های کارآگاهان و خبرنگاران برای نخستین بار
حوادث رکنا: نزدیک به سه دهه از دستگیری «خفاش شب» می گذرد، اما این پرونده هنوز یکی از پیچیده ترین و تاثیرگذارترین پرونده های جنایی تاریخ ایران است. خبرگزاری رکنا در مجموعه ای ۸ قسمتی، برای نخستین بار جمعی از افرادی را که در متن این پرونده حضور داشته اند، دور یک میز نشانده است؛ از کارآگاهان پلیس آگاهی و خبرنگاران وقت گرفته تا نویسنده ای که سال ها درباره این پرونده تحقیق کرده است. در قسمت نخست، روایت از همان روزی آغاز می شود که خبر دستگیری متهم، پلیس، خبرنگاران و افکار عمومی را درگیر یکی از مهم ترین پرونده های جنایی دهه ۷۰ کرد.
حوادث رکنا: مجموعه اختصاصی «پرونده خفاش شب» از امشب در خبرگزاری رکنا آغاز می شود؛ مجموعه ای در ۸ قسمت که با حضور افرادی که در سال ۱۳۷۶ در متن این پرونده قرار داشتند، ابعاد مختلف یکی از مهم ترین پرونده های جنایی ایران را بازخوانی می کند.
در ابتدای این میزگرد، مسعود ابراهیمی، مدیرعامل خبرگزاری رکنا و خبرنگار وقت حوادث روزنامه ایران، با اشاره به هدف تولید این مجموعه می گوید: «پرونده خفاش شب یکی از پرونده هایی بود که در سال ۱۳۷۶ فضای تهران را تحت تاثیر قرار داد و نگرانی گسترده ای در میان مردم ایجاد کرد. بسیاری از مردم درباره این پرونده مطالبی شنیده اند، اما هنوز ناگفته های فراوانی درباره روند کشف، دستگیری و رسیدگی به آن وجود دارد.
به همین دلیل، به پیشنهاد خانم مهراوه فردوسی - نویسنده ، روزنامهنگار و نویسندهکتابهای خیابان گاندی ، ساعت پنج عصر و من دو بال دارم از نشر چشمه - که در حال تحقیق درباره این پرونده بود، تصمیم گرفتیم دورهمی صمیمانه ای با افرادی که در متن این پرونده حضور داشتند برگزار کنیم؛ دورهمی ای که در آن دکتر داود صفائی، خبرنگار وقت روزنامه ایران که به شیوه روزنامه نگاری تحقیقی ماجرای خفاش شب را دنبال کرده است ، سرهنگ بازنشسته کارآگاه خسرو فرج زاده، رئیس وقت پلیس آگاهی غرب تهران، سرهنگ بازنشسته کارآگاه داوود ابوالقاسمی، معاون وقت پلیس آگاهی غرب تهران، خانم مهراوه فردوسی و بنده، درباره زوایای مختلف این پرونده گفت و گو کردیم.
امیدوارم این مجموعه ۸ قسمتی بتواند بخشی از واقعیت های کمتر شنیده شده این پرونده را برای مخاطبان روشن کند.»
در ادامه، دکتر داود صفائی از نخستین ساعات انتشار خبر دستگیری متهم می گوید: «یکی از همکارانم با من تماس گرفت و گفت هر چه زودتر خودت را به غرب تهران برسان؛ خبر بسیار مهمی شده و احتمال دارد عامل این پرونده دستگیر شده باشد. وقتی رسیدم، فضای پلیس آگاهی کاملا متفاوت بود. مشخص بود اتفاق مهمی افتاده است و همه منتظر حضور سردار ابوالفتحی، فرمانده وقت انتظامی تهران بودند.
بعد از این همه سال شاید همه جزئیات را به خاطر نداشته باشم، اما شلوغی آن روز و حساسیت پرونده را هرگز فراموش نمی کنم. همه خبرنگاران تلاش می کردند اولین عکس متهم را به دست بیاورند، اما پلیس اجازه انتشار تصویر او را نمی داد و گرفتن همان عکس اولیه برای رسانه ها کار بسیار دشواری بود.»
سپس سرهنگ بازنشسته کارآگاه داوود ابوالقاسمی، معاون وقت پلیس آگاهی غرب تهران، از نحوه دستگیری متهم پرده برمی دارد و می گوید:
«دستگیری او تا حد زیادی حاصل هوشیاری یکی از افسران پلیس به نام مرحوم احمدی بود که اهل همان محل بود و به رفتارهای این فرد مشکوک شد. هم زمان نیروهای بسیج نیز او را مورد بررسی قرار داده بودند، اما چون مدرکی در اختیار نداشتند، رهایش کرده بودند.
مرحوم احمدی دوباره به او مشکوک شد و با استعلام خودرویی که در اختیارش بود مشخص شد خودرو سرقتی است. متهم ابتدا به اتهام سرقت خودرو بازداشت شد، اما بررسی مدارکی که پیش تر در پارک پیدا شده بود، نشان داد این فرد همان مظنون اصلی پرونده قتل های سریالی است.
وقتی هویت واقعی او مشخص شد، متوجه شدیم قبلا نیز با هویت های جعلی از جمله "مراد نادری" بازداشت شده بود. آن زمان امکانات تشخیص هویت مانند امروز وجود نداشت و او با معرفی نام های مختلف، سابقه واقعی خود را پنهان می کرد.»
این تنها آغاز روایت یکی از پیچیده ترین پرونده های جنایی ایران است؛ روایتی که در قسمت های آینده، ناگفته های بیشتری از روند تحقیقات پلیسی، پوشش رسانه ای، رسیدگی قضایی و ابعاد روان شناسی این پرونده را از زبان شاهدان و دست اندرکاران آن خواهید شنید.
ارسال نظر