رکنا گزارش می دهد
امنیت معیشتی بازنشستگان در خطر است / «چطور زندگی کنیم؟»؛ پرسش بیپاسخ بازنشستگان مقابل گرانی
اجتماعی رکنا، برای بسیاری از بازنشستگان، حقوق ماهانه دیگر تضمینکننده گذران زندگی نیست؛ مبلغی که پس از سالها پرداخت حق بیمه دریافت میکنند، گاهی تنها چند روز از ماه را پوشش میدهد و هزینههای خوراک، درمان و مخارج ضروری، پیش از رسیدن به نیمه ماه، بخش زیادی از درآمدشان را میبلعد. روایت بازنشستگان از فاصله عمیق میان حقوق و هزینههای زندگی، تصویری از فشار معیشتی نسلی است که سالها کار کرده اما امروز نگران تأمین نیازهای اولیه خود و خانوادهاش است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، بازنشستگی قرار بود دورهای برای آرامش باشد؛ دورهای که پس از سالها کار و تلاش، فرد بتواند بدون دغدغه هزینههای روزمره زندگی کند. اما روایت بسیاری از بازنشستگان امروز چیز دیگری است. آنها از روزهایی میگویند که حقوق ماهانهشان پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام میشود و باید برای تأمین هزینههای باقیمانده، راههای دیگری پیدا کنند.
یکی از بازنشستگان با گلایه از شرایط معیشتی خود به خبرنگار اجتماعی رکنا میگوید: «با این حقوق چطور باید زندگی کنم؟ من تنها نیستم؛ خانواده دارم، چند نفر به این درآمد وابستهاند. آیا این مبلغ واقعاً کفاف یک زندگی را میدهد؟»
او ادامه میدهد: «۳۱ سال حق بیمه پرداخت کردم، سالها کار کردم و انتظار داشتم در دوران بازنشستگی حداقل بتوانم زندگی معمولی داشته باشم، اما امروز باید برای هزینههای ابتدایی زندگی حساب و کتاب کنم.»
حقوقی که در برابر قیمتها کوچکتر میشود
بازنشستگان معتقدند مشکل فقط میزان حقوق نیست؛ مسئله اصلی، سرعت افزایش هزینههاست. آنها میگویند هر بار که افزایش حقوق اعلام میشود، موج جدید گرانیها خیلی زود اثر آن را از بین میبرد.
یکی از آنها میگوید: «حقوق من ۲۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است، اما وقتی هزینههای خانه، خوراک، دارو و قبضها را پرداخت میکنم، چیزی باقی نمیماند. با چنین شرایطی چطور میشود زندگی را مدیریت کرد؟»
او اضافه میکند: «اگر حقوق چند میلیون تومان هم افزایش پیدا کند، وقتی قیمتها چند برابر میشوند، این افزایش در زندگی واقعی دیده نمیشود.»
وقتی حقوق تا دهم ماه تمام میشود
یکی از گلایههای پرتکرار بازنشستگان، تمام شدن حقوق پیش از پایان ماه است. آنها میگویند هزینههای ثابت زندگی، بخش زیادی از درآمدشان را در همان روزهای ابتدایی ماه مصرف میکند.
یک بازنشسته میگوید: «حقوق ما اغلب تا دهم یا پانزدهم ماه تمام میشود. بعد از آن باید ببینیم چطور ماه را به پایان برسانیم. بازنشستهای که سن بالاتری دارد، توان کار کردن دوباره ندارد؛ اما هزینهها منتظر کسی نمیماند.»
به گفته او، بسیاری از بازنشستگان مجبور شدهاند از بسیاری از نیازهای شخصی خود صرفنظر کنند: «خیلیها دیگر برای خودشان چیزی نمیخرند؛ اولویت فقط هزینه خانه، فرزند، دارو و درمان است.»
درمان؛ هزینهای که بازنشستگان را نگران میکند
با افزایش سن، هزینههای درمان به یکی از مهمترین نگرانیهای بازنشستگان تبدیل شده است. آنها میگویند بیماری و دارو، بخش قابل توجهی از درآمدشان را مصرف میکند؛ در حالی که افزایش حقوق، متناسب با هزینههای درمانی رشد نکرده است.
یکی از بازنشستگان میگوید: «وقتی هزینه درمان بالا باشد و حقوق پایین، آدم بین چند نیاز اساسی گرفتار میشود. نمیدانی اول باید دارو بخری، هزینه خانه بدهی یا برای زندگی روزمره خرج کنی.»
افزایش حقوق در برابر تورم؛ معادلهای نابرابر
بازنشستگان معتقدند افزایشهای سالانه حقوق، پاسخگوی شرایط اقتصادی امروز نیست. آنها میپرسند چگونه میتوان با افزایشهای محدود، از پس افزایش قیمت کالاها و خدماتی برآمد که هر روز گرانتر میشوند.
یکی از آنها میگوید: «وقتی تورم بالاست، افزایش ۲۰ درصدی یا مشابه آن چه تغییری در زندگی ایجاد میکند؟ این یعنی قدرت خرید ما هر سال کمتر میشود.»
او ادامه میدهد: «بازنشسته کسی نیست که امروز وارد بازار کار شود و درآمدش را تغییر دهد. درآمد ما ثابت است، اما قیمتها ثابت نمیمانند.»
زندگی با حقوق بازنشستگی؛ میان حذف خواستهها و تأمین نیازها
روایت بازنشستگان، فقط درباره یک عدد در فیش حقوقی نیست؛ درباره کیفیت زندگی نسلی است که سالها کار کرده و امروز انتظار دارد حداقل از امنیت اقتصادی برخوردار باشد.
آنها میگویند مسئله فقط خرید کالاهای غیرضروری نیست؛ بسیاری از آنها حالا برای هزینههای معمول زندگی هم مجبور به حسابگری شدهاند.
-
فیلم / شهید لاریجانی چگونه شناسایی شد ؟! / روایت تازه سردار کوثری از نحوه شهادت لاریجانی و فرزندش / فقط یک تماس !
ارسال نظر