رکنا گزارش می دهد
رژه ۱۱۰ میلیاردی در سرزمین «ضریب جینی»های بحرانی؛ واکاوی ابعاد یک گسل اجتماعی/ نماد جدید شکاف میان دارا و ندار
رکنا، وقتی یک خودروی ۱۱۰ میلیارد تومانی در ویترین تبلیغات خیابانی ظاهر میشود، بیش از آنکه بازار خودرو را نشان دهد، عمق شکافی را به رخ میکشد که میان «یک درصد برخوردار» و «۹۹ درصد مردم» دهان باز کرده است. در حالی که اکثریت جامعه برای تأمین هزینههای روزمره و ابتداییترین نیازهای زندگی در تقلا هستند و حتی رویای داشتن یک خودروی معمولی هم برایشان به آرزویی دوردست بدل شده، جولان این ثروتهای نجومی به معنای رشد واقعی اقتصاد نیست، بلکه تنها نمایش عریان فاصله طبقاتی است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، انتشار آگهیهای پیشفروش خودروهای ۱۱۰ میلیاردی، بیش از آنکه یک فعالیت تجاری باشد، بیانیهای صریح در نادیده انگاشتن ساختار معیشتی ملت است. این نمایش پرزرقوبرق که برخی آن را با نقاب «اقتصاد آزاد» توجیه میکنند، در واقع نه حاصل رقابت سالم، بلکه برآمده از اکثرا رانت و فعالیتهای غیرشفاف اقتصادی است؛ بازاری که در آن، کالا به ابزاری برای نمایش شکاف عمیق طبقاتی بدل شده است.
شکافی که به چشم میآید
وقتی قیمت یک خودرو با مجموع دارایی ۹۹ درصد از خانوارها برابری میکند، با فاجعهای عمیق در توزیع ثروت روبهرو هستیم. برای اکثریتی که حتی تملک یک خودروی معمولی چند میلیاردی نیز برایشان به آرزویی دستنیافتنی بدل شده، تماشای این آگهیها به معنای تزریق ناامیدی و تشدید احساس بیعدالتی است. در چنین شرایطی، دولت نمیتواند صرفاً با اتکا به درآمدهای مالیاتی حاصل از این معاملات، از زیر بار مسئولیتِ نظارت بر این نابرابری ساختاری شانه خالی کند.
آزادی یا گسست اخلاقی؟
آنچه امروز در ویترین این بازار میبینیم، نه تحقق «آزادی اقتصادی»، که بازتولید نوعی آزادی بیضابطه از مسئولیتهای اجتماعی است. اینگونه فخرفروشیها در جامعهای که بخش بزرگی از آن درگیر تأمین نیازهای اولیه است، پیوندهای اخلاقی بین جامعه و نهادهای ناظر را تضعیف میکند. وقتی نمایش ثروتهای بیخاستگاه، به هنجار تبدیل میشود، آرامش روانی جامعه اولین و بزرگترین قربانی است.
انسداد مسیر برای نسل جوان
از نگاه جامعهشناختی، این نمایش عریان تبعیض، ضربهای مهلک به آینده نسل جوان است. وقتی جوانِ مستعد مشاهده میکند که پیشرفت اقتصادی نه از مسیر تلاش و تخصص، بلکه از طریق رانتهای انحصاری میسر است، دچار نوعی سرخوردگی ساختاری میشود. این حس «انسداد»، موتور محرک ناامیدی است که در درازمدت، شکاف امروز را به گسستی اجتماعی و ترمیمناپذیر بدل میکند.
نابرابری در ویترین
در پاسخ به گزارههایی که حضور خودروهای لوکس در بازار را امری متداول در تمامی جوامع قلمداد میکنند، باید خاطرنشان کرد که تقلیل دادن مسئله به «وجود کالای لوکس»، نادیده گرفتن عامدانهی «بافتار ساختاری» و «نسبت ثروت» است؛ چرا که در جوامع توسعهیافته، حضور کالاهای فوقلوکس در امتداد یک منحنی توزیع ثروت نسبتاً متوازن و بر پایه اقتصاد مولد قرار دارد، حال آنکه در ایران، این خودروهای ۱۱۰ میلیاردی نه در قلهی یک جامعهی مرفه، بلکه در تضاد مطلق با اکثریتی قرار گرفتهاند که حتی در تأمین نیازهای اولیهی معیشتی و خرید خودروهای اقتصادیِ چند میلیاردی نیز ناتواناند. این نمایش تفاخر در اقتصاد ، نشان از شکافی طبقاتی دارد که در آن «کالا» نه یک انتخاب رفاهی، بلکه «نماد تبعیض» است؛ بنابراین، بحران اصلی نه در ذات کالای لوکس، بلکه در «ضریب جینی» و شکاف وحشتناکی است که در آن، یک درصد منتفع از رانت، در برابر ۹۹ درصدی قرار میگیرند که نه تنها از دسترسی به رفاه محروماند، بلکه شاهد فروپاشی تدریجی چشمانداز اقتصادی و روانی خود در سایهی این نابرابری افسارگسیخته هستند.
ارسال نظر