رکنا گزارش می دهد
تأثیر قطع اینترنت بر امنیت شغلی و سرمایهگذاری تریدرها / میگویند: نه حمایتی داریم، نه اینترنتی در اختیارمان میگذارند
رکنا، قطع اینترنت بینالملل در ایران برای بسیاری از کاربران تنها به معنای کندی یا اختلال در ارتباطات است، اما برای تریدرها معنایی کاملاً متفاوت دارد: توقف ناخواسته فعالیت حرفهای و قرار گرفتن سرمایه در معرض ریسکهای خارج از کنترل. در حالی که بازارهای مالی جهانی بدون وقفه در حال نوساناند، معاملهگران ایرانی در هفتههای اخیر با وضعیتی روبهرو شدهاند که نه امکان مدیریت معاملات خود را دارند و نه راهکاری رسمی برای دسترسی پایدار به ابزار اصلی کارشان؛ اینترنت.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، قطع اینترنت بینالملل در ایران برای بسیاری از مشاغل دیجیتال به معنای کندی یا اختلال است؛ اما برای تریدرها این وضعیت مترادف با تعلیق کامل فعالیت حرفهای و به خطر افتادن مستقیم سرمایه محسوب میشود. معاملهگران بازارهای مالی، از فارکس و ارزهای دیجیتال تا بازارهای مشتقه، اساساً شغلی وابسته به اتصال پایدار، سریع و بدون فیلتر به زیرساختهای جهانی دارند. در غیاب این اتصال، نه امکان رصد لحظهای بازار فراهم است، نه اجرای معاملات، نه مدیریت ریسک و نه حتی خروج اضطراری از موقعیتهای باز.
در طول این دو ماه، تریدرها عملاً در وضعیتی قرار گرفتهاند که سرمایهشان در پلتفرمهای بینالمللی قفل شده، بیآنکه کنترلی بر آن داشته باشند. نوسانات بازار ادامه دارد، لیکوئیدیشنها رخ میدهد، قراردادها منقضی میشود و حسابها در معرض زیانهای سنگین قرار میگیرد؛ در حالی که صاحب سرمایه هیچ امکان مداخلهای ندارد.
شغلی که به رسمیت شناخته نمیشود
یکی از محورهای اصلی اعتراض تریدرها در روزهایی که اینترنت بینالملل قطع است، نبود جایگاه رسمی این شغل در ساختار تصمیمگیری کشور است. برای هزاران نفر در ایران، معاملهگری نه فعالیتی جانبی، بلکه شغل اصلی و منبع امرار معاش است. با این حال، در سیاستگذاریهای مرتبط با اینترنت، این گروه عملاً دیده نمیشود.
تریدرها میگویند: «نه در دسته کسبوکارهای سنتی قرار داریم، نه در فهرست مشاغل حمایتی. با قطع اینترنت، هیچ سازوکاری برای حفظ حداقلی دسترسی ما تعریف نشده است.» این در حالی است که در بسیاری از کشورها، دسترسی حرفهای به اینترنت بینالملل برای مشاغل مالی، رسانهای و فناوری بهعنوان یک ضرورت اقتصادی به رسمیت شناخته میشود.
بنبست دسترسی؛ نه اینترنت آزاد، نه اینترنت حرفهای
در این دو ماه، راههای جایگزین نیز عملاً از دسترس تریدرها خارج بوده است. اینترنت موسوم به «نتپرو» یا دسترسیهای ویژه، نه تعریف شفافی دارد و نه برای این گروه قابل دریافت بوده است. نتیجه آنکه تریدرها در یک بنبست کامل گرفتار شدهاند، نه امکان استفاده از اینترنت برای اتصال به پلتفرمهای معاملاتی را دارند و نه راهکاری رسمی برای دسترسی حرفهای در اختیارشان قرار گرفته است.
این محدودیت فقط به اجرای معامله ختم نمیشود. بخش مهمی از کار تریدرها، تحلیل دادههای اقتصادی، دنبال کردن اخبار لحظهای، بررسی گزارشهای بانکهای مرکزی و بهروزرسانی مداوم دانش تخصصی است. قطع اینترنت بینالملل این چرخه اطلاعاتی را نیز مسدود کرده و تریدر ایرانی را از جریان بازار جهانی عقب انداخته است؛ بهخصوص در بازاری که بخش قابل توجهی از آن ۲۴ ساعته فعالیت میکند.
سرمایه در معرض خطر، پاسخگویی وجود ندارد
یکی از تلخترین جنبههای این بحران، نبود مرجع پاسخگوست. زیانهای مالی ناشی از عدم دسترسی، نه امکان پیگیری حقوقی دارد و نه نهادی مسئولیت آن را میپذیرد. تریدرها از حسابهایی میگویند که به دلیل ناتوانی در مدیریت، کالمارجین شده یا بخش عمدهای از ارزش خود را از دست دادهاند.
با این حال، پرسش اصلی همچنان بیپاسخ مانده است، وقتی تصمیمی در سطح کلان بهطور مستقیم باعث آسیب مالی یک گروه شغلی میشود، سازوکار جبران یا حتی شنیدن صدای آنها کجاست؟ تریدرها تأکید میکنند این وضعیت فقط یک گلایه صنفی نیست، بلکه مسئلهای مرتبط با امنیت شغلی و حق دسترسی به ابزار کار است.
اینترنت بهعنوان ابزار کار، نه یک امتیاز
از نگاه تریدرهای ایرانی، اینترنت بینالملل یک امتیاز لوکس یا خواسته غیرضروری نیست؛ ابزار کار است. همانطور که راننده بدون خودرو یا جراح بدون تجهیزات امکان کار ندارد، تریدر نیز بدون اتصال آزاد و پایدار به اینترنت جهانی عملاً بیکار میشود. این بیکاری نه انتخابی است و نه موقتی؛ تحمیلی و پرهزینه است.
آنها میگویند: «باید آنلاین باشیم تا هم خودمان را بهروز نگه داریم و هم هزینههای زندگیمان را تأمین کنیم. قطع اینترنت یعنی قطع درآمد.» در شرایطی که فشار اقتصادی بر جامعه سنگین است، حذف ناگهانی منبع درآمد یک قشر تخصصی، پیامدهایی فراتر از یک گروه محدود دارد.
مطالبهای برای دیدهشدن
این گزارش بازتاب مطالبهای روشن است، به رسمیت شناختن تریدرها بهعنوان بخشی از نیروی کار تخصصی کشور و در نظر گرفتن نیازهای حرفهای آنها در تصمیمگیریهای کلان مرتبط با اینترنت. معاملهگران نمیخواهند استثنا باشند یا در حاشیه بمانند؛ آنها حداقلی از ثبات، دسترسی و امکان برنامهریزی برای آینده شغلی خود را مطالبه میکنند.
در غیاب چنین نگاهی، قطع اینترنت بینالملل فقط یک محدودیت فنی نیست، بلکه بحرانی انسانی و اقتصادی برای هزاران تریدر ایرانی است؛ بحرانی که صدای آن هنوز بهطور رسمی شنیده نشده است.
ارسال نظر