رکنا گزارش می دهد
مقامات کشوری؛ توپ بازی در زمین قطع اینترنت را تمام کنید/ محدودیت اینترنتی به کارخانه تولید بیکاری تبدیل شده / تبعیض چون قارچ های رنگارنگ در حال تولید است
رکنا، در حالی که آمار رسمی از نرخ بیکاری ۷.۶ درصدی سخن میگوید، واقعیت بازار کار ایران روایت دیگری دارد؛ سیل ثبتنام برای بیمه بیکاری، افزایش بیسابقه جمعیت غیرفعال و هجوم صدها هزار متقاضی کار به پلتفرمهای استخدامی نشان میدهد بحران اشتغال نهتنها فروکش نکرده بلکه در حال تغییر چهره است. در این میان، بیش از دو ماه محدودیت گسترده اینترنت بینالملل یکی از معدود موتورهای اشتغال کشور ــ اقتصاد دیجیتال ــ را به مرز فروپاشی رسانده است. امروز دیگر نمیتوان با ادبیات امنیتی و بازی با افکار عمومی درباره اینترنت سخن گفت؛ وقتی هزاران برنامهنویس، فریلنسر، فروشنده آنلاین و تولیدکننده محتوا عملاً بیکار شدهاند، مسئله فقط یک زیرساخت ارتباطی نیست، بلکه معیشت میلیونها نفر در حصر تصمیماتی قرار گرفته که هزینه آن را بازار کار و جامعه میپردازند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، آنچه مرکز آمار ایران به عنوان نرخ بیکاری ۷.۶ درصدی در زمستان ۱۴۰۴ منتشر کرده، در نگاه نخست میتواند نشانهای از بهبود شرایط بازار کار تلقی شود؛ اما واقعیتهای جاری اقتصاد ایران تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد. بازار کار در ماههای اخیر نه تنها نشانهای از رونق نشان نمیدهد، بلکه با موجی از نااطمینانی، تعدیل نیرو و خروج شاغلان از چرخه فعالیت اقتصادی مواجه است.
افزایش چشمگیر ثبتنام برای بیمه بیکاری – بیش از ۱۹۱ هزار نفر تنها در دو ماه – در کنار برآوردهایی که از بیکار شدن دهها هزار نفر دیگر حکایت دارد، این پرسش جدی را مطرح میکند که کاهش نرخ بیکاری چگونه و بر پایه چه واقعیتی رخ داده است.
وقتی در همین بازه زمانی، جمعیت غیرفعال کشور با جهشی بیش از ۸۰۰ هزار نفر به مرز ۴۰ میلیون نفر میرسد، معنای این کاهش آماری بیشتر به خروج ناامیدانه افراد از جستجوی کار شباهت دارد تا ایجاد فرصتهای شغلی تازه.
در چنین شرایطی حتی دادههای بازارهای آنلاین کار نیز تصویر روشنی از اضطراب شغلی ارائه میدهند. ثبت بیش از ۳۱۸ هزار رزومه تنها در یک روز در برخی پلتفرمهای کاریابی، نه نشانه پویایی بازار کار، بلکه بیانگر تراکم بیسابقه متقاضیان شغل در اقتصادی است که ظرفیت جذب آنها را ندارد.
اقتصاد دیجیتال؛ بخشی که در آمارها گم شد
در میان این تصویر نگرانکننده، یک بخش مهم از بازار کار عملاً در آمارهای رسمی نادیده گرفته میشود: اقتصاد دیجیتال. هزاران برنامهنویس، طراح وب، مدیر شبکههای اجتماعی، تولیدکننده محتوا، فریلنسر، مدرس آنلاین و فروشنده اینترنتی طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین موتورهای اشتغال کشور تبدیل شده بودند. این بخش با سرمایه اندک، اما با تکیه بر دانش و مهارت، فرصت اشتغال برای طیف وسیعی از جوانان فراهم کرده بود.
اما قطع و محدودیت گسترده اینترنت بینالملل طی هفتههای اخیر، این اکوسیستم را به یکی از بزرگترین کانونهای بیکاری پنهان در اقتصاد ایران تبدیل کرده است. دهها هزار شغل وابسته به ارتباطات جهانی – از فریلنسینگ تا فروش آنلاین – عملاً متوقف شده یا به فعالیتی نیمهجان تبدیل شدهاند. بسیاری از کسبوکارهای خرد دیجیتال که در آمارهای رسمی به عنوان شغل ثبت نمیشوند، در سکوت کامل از بین رفتهاند؛ بیکاریای که در گزارشهای رسمی دیده نمیشود اما در زندگی روزمره هزاران خانوار کاملاً ملموس است.
اینترنت؛ از زیرساخت اقتصادی تا ابزار کنترل
بیش از ۶۵ روز محدودیت گسترده در دسترسی به اینترنت بینالملل، اقتصاد ایران را وارد مرحلهای از انزوای دیجیتال کرده است؛ وضعیتی که بیش از هر چیز به بازار کار ضربه زده است. توجیه این وضعیت با ادبیات امنیتی، در حالی که میلیونها نفر معیشت خود را بر بستر اینترنت بنا کردهاند، بیش از آنکه پاسخی به بحران باشد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی است.
واقعیت این است که اینترنت امروز نه یک ابزار سرگرمی، بلکه زیرساخت حیاتی اقتصاد مدرن است. قطع آن به معنای توقف بخشی از چرخه تولید، خدمات و تجارت است. در چنین شرایطی دیگر نمیتوان مسئله اینترنت را صرفاً با واژههایی مانند «امنیت» توضیح داد. اقتصاد، اشتغال و معیشت مردم به این شبکه گره خورده است و ادامه این وضعیت عملاً به معنای گسترش بیکاری در یکی از معدود بخشهای رو به رشد اقتصاد کشور است.
اکنون زمان آن گذشته که با بازیهای واژگانی و امنیتی، مسئله اینترنت به حاشیه رانده شود. آنچه در حال رخ دادن است، نوعی حصر اقتصادی در فضای مجازی است که مستقیماً زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ حصری که بیش از آنکه امنیت ایجاد کند، رکود، بیکاری و نااطمینانی را گسترش داده است.
فرسایش سرمایه انسانی در سکوت
اقتصاد دیجیتال بر پایه مهارتهای بهروز و اتصال مداوم به جریان جهانی فناوری شکل میگیرد. هر روز فاصله گرفتن از این شبکه جهانی، به معنای عقب ماندن از استانداردها، ابزارها و فرصتهای همکاری بینالمللی است. برنامهنویسی که نتواند به پروژههای خارجی دسترسی داشته باشد، طراح گرافیکی که بازار بینالمللی خود را از دست بدهد یا تولیدکننده محتوایی که مخاطبان جهانیاش قطع شوند، در واقع بخشی از سرمایه انسانی کشور را از دست میدهد.
این خسارت در هیچ جدول آماری منعکس نمیشود، اما در بلندمدت میتواند به مهاجرت نیروهای متخصص، کاهش رقابتپذیری اقتصاد و از دست رفتن مزیتهای انسانی ایران منجر شود.
زنان و کسبوکارهای خانگی؛ ضربهای که کمتر دیده شد
در میان قربانیان این وضعیت، زنان سهمی قابل توجه دارند. برای بسیاری از زنان ایرانی، اینترنت تنها یک ابزار ارتباطی نبود، بلکه دروازهای برای ورود به بازار کار محسوب میشد. فروش آنلاین پوشاک، صنایع دستی، خدمات زیبایی، آموزش مجازی و تولید محتوا امکان اشتغال خانگی و استقلال مالی را برای هزاران زن فراهم کرده بود.
با محدودیتهای اخیر، بخش بزرگی از این کسبوکارها عملاً از کار افتادهاند. هزاران صفحه فروش و خدمات که سالها زمان برای شکلگیری آنها صرف شده بود، در مدت کوتاهی مشتریان و بازار خود را از دست دادهاند. این اتفاق تنها به معنای کاهش درآمد نیست؛ بلکه به معنای عقبگرد در روند مشارکت اقتصادی زنان نیز هست.
بازاری که توان جذب بیکاران جدید را ندارد
مسئله نگرانکنندهتر آن است که بازار کار سنتی ایران توان جذب موج جدید بیکاران اقتصاد دیجیتال را ندارد. صنایع تولیدی در رکود قرار دارند، بخش خدمات با اشباع نیروی کار مواجه است و دولت نیز با محدودیت منابع مالی روبهروست. در چنین شرایطی، بیکاری ناشی از فروپاشی کسبوکارهای دیجیتال میتواند به رشد اقتصاد غیررسمی، مهاجرت نیروهای متخصص و تشدید شکافهای اجتماعی منجر شود.
نقطه تصمیم
اقتصاد دیجیتال ایران امروز در نقطهای ایستاده که ادامه مسیر آن بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاستگذار وابسته است. هر روز ادامه محدودیتها، به معنای از دست رفتن فرصتهای شغلی بیشتر، فرسایش مهارتها و خروج سرمایه انسانی از کشور است.
اگر سیاستگذاری در حوزه اینترنت و اقتصاد دیجیتال بر مبنای واقعیتهای بازار کار بازتعریف نشود، بحران فعلی تنها یک اختلال موقت نخواهد بود؛ بلکه میتواند به نقطه عطفی در تغییر ساختار اشتغال کشور تبدیل شود. نقطهای که در آن یکی از معدود مسیرهای اشتغال جوانان و نیروهای متخصص، به تدریج مسدود شده و هزینه بازگشت به مسیر توسعه، روز به روز سنگینتر خواهد شد.
ارسال نظر