خبر ویژه :

گفتگوی خواندنی با ر.اعتمادی روزنامه نگار و نویسنده بزرگ کشور (8)

رکنا: ر.اعتمادی متولد سال ۱۳۱۲ در شهر لار استان فارس است. وی در سال ۱۳۳۵ پس از اتمام دوره سربازی، در نخستن آزمون آموزش خبرنگاران روزنامه اطلاعات شرکت کرد و به عنوان نفر ششم وارد روزنامه اطلاعات شد.

حجم ویدیو: 82.25M | مدت زمان ویدیو: 00:11:39

به گزارش گروه فرهنگی رکنا: اعتمادی بنیانگذار و سردبیر اولین مجله با مخاطب ویژه نسل جوان ایران بود. مجله جوانان از نشریات مؤسسه اطلاعات در سال های دهه چهل و پنجاه با سردبیری اعتمادی (۱۳۴۵–۱۳۵۹) به یکی از پرفروش‌ترین مجلات ایران تبدیل شد که فراتر از مرزهای ایران حتی در دیگر کشورهای فارسی‌زبان همانند افغانستان و تاجیکستان هواداران خود را داشت.

اعتمادی سردبیری مجله «جوانان» را نیز بر عهده داشت که در زمان مسئولیت او شمارگان این نشریه به حدود نیم میلیون نسخه رسید. «تویست داغم کن»، «گور پریا»، «برای که آواز بخوانم»، «ساکن محله غم»، «هشت دقیقه تا برهوت»، «گل بانو»، «دختر شاه پریان»، «گل تی تی»، «عالیجناب عشق»، «هزار و یک شب عشق»، «نسل عاشقان»، «هفت آسمان عشق»، «رنگ سرخ عشق» و «گنجشک‌های غم» از جمله آثار اوست. «سفر عشق سلطان ساوالان» نام آخرین کتابی است که او با حال و هوایی عرفانی نوشته است و در نمایشگاه کتاب امسال راهی بازار کتاب شد.»

وی بیشتر کتاب‌هایش را با نام مستعار ر. اعتمادی به چاپ رسانده‌است. او بیشتر شهرت ادبی‌اش را به خاطر سوژه‌های داستان‌های خود دارد. 

ر. اعتمادی یکی از معدود رمان نویسان معاصر ایرانی است که چندین نسل جوان ایران علی‌رغم همه محدودیت‌های چاپ کتاب هایش، بسیاری از کتاب‌های او را خوانده‌اند و می‌شناسند.

رکنا برای معرفی این پیشکسوت و انتشار تجربیات وی به گفتگو با او پرداخت که شرح آن به صورت مکتوب و تصویری در 2 شب آینده و راس ساعت 21 منتشر خواهد شد.

ر.اعتمادی در هشتمین قسمت از سری مصاحبه های خود با رکنا در خصوص تجربه های روزنامه نگارانه خود گفت: زمانی که من به سفر خارج می رفتم محال بود که از دو سه تا از اداره های روزنامه ها دیدن نکنم. بخاطر دارم که در سفری که به نیویورک داشتم به دفتر روزنامه تودی رفتم، پیشتر به خبرنگاران گفته بودم که می خواهم از یک روزنامه معروف بازدید کنم، آن ها اطلاع دادند که چه روزی آماده هستند تا من از روزنامه آن ها بازدید کنم، زمانی که من به آنجا رفتم رئیس روابط عمومی روزنامه به استقبال من آمد و چاپخانه و هیات تحریریه را به من نشان داد، قرار بود تا پس از بازدید ناهار را با رئیس روابط عمومی آن ها بخورم، اما رئیس روابط عمومی گفت که میخواهم به شما یک مژده بدهم، سردبیر امروز با شما ناهار خواهد خورد، برای من نیز افتخار بزرگی بود.
وی ادامه داد: سر میز ناهار سردبیر به من گفت که میدانید چرا امروز من با شما ناهار می خورم؟ من مجله شما را دیدم، شما دقیقا کارهایی را انجام می دهید که ما انجام می دهیم، در آن زمان موسسه ای اعلام کرده بود که در روزنامه های انگلیسی زبان ایران که به تعدادی ماشین نویس لاتین نیاز دارند، یک دختری که به آنجا می رود متوجه می شود که این بهانه است و آنجا در حقیقت عشرتکده است و آن ها دخترانی که به زبان های خارجی آشنا هستند به آنجا می کشند، این دختر ماجرا را با ما در میان گذاشت و ما خبرنگاران دخترمان را مامور کردیم که به آنجا بروند و برای ماشین نویسی اعلام آمادگی کنند. 
این روزنامه نگار و نویسنده پیشکسوت در ادامه بیان کرد: این ماجرا را مدت ها تعقیب می کردیم تا اینکه روزی رسید که از خبرنگاران خواستیم که وا بدهند تا آن ها پیشنهادشان را مطرح کنند، روزی که قرار بود آن ها را به عشرتکده ببرند در آن روز ما از پلیس Police هم کمک گرفتیم و این دستگاه را لو دادیم، همین موضوع 30 هزار تا تیراژ ما را افزایش داد، آن سردبیر نیز گفت که اخیرا در لاتاری نیویورک دست به کار مشابهی زده اند به همین جهت به من پیشنهاد داد که درآنجا کار کنم. من در حالی که می خندیدم گفتم من اگر پیش شما کار کنم شغلم چیست؟ گفت خبرنگاری گفتم بعدش چی؟ گفت دبیر یکی از قسمت ها می شوی گفتم بعدش چی؟ گفت جای من سردبیر می شوی. به او گفتم که من در حال حاضر سردبیر هستم و 400 هزار هم تیراژ دارم.
اعتمادی گفت: روزنامه نویسی امروز یک علم است اما علمی تجربی است. تجربه نشان داد دانشگاه روزنامه نگاری آنقدر تاثیر ندارد که شما در یک روزنامه کار کنی و صاحب تجربه شوی، به عقیده من روزنامه نگاری یک علم تجربی است اما به شرطی که استعداد آن در شخص وجود داشته باشد.
وی در ادامه در خصوص خطوط قرمز زمانه خودش گفت: در آن زمان خطوط قرمز وجود داشت اما به وسعت الان نبود، برای مثال نمی توانستیم از خانواده سلطنتی و یا شاه یک گزارش انتقادی چاپ کنیم اما من مقاله می نوشتم و از هویدا انتقاد می کردم و هیچ کس نیز نگفت که چرا انتقاد کردی، به خاطر دارم که یکبار در یک مهمانی Party بودم که هویدا آمد گفت اعتمادی با تو قهرم، این حداکثر اعتراض وی محسوب می شد.
اعتمادی بیان کرد: ما مستند کار می کردیم اما خط قرمزها فقط از جانب حکومت تعریف می شد این در حالی است که امروز هر صنفی می خواهد خبرنگاران را سانسور کند. یک روزنامه نویس با تجربه می تواند خبرهایی که جز خطوط قرمز محسوب می شود بنویسد، ما در 80درصد مواقع این کار را انجام می دادیم و می دانستیم که روی چه واژه هایی حساسیت وجود دارد. 

قسمت نهم این مصاحبه را فرداشب ساعت 21 در رکنا پیگری کنید.

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

صیغه برای یک شب !4

ماه با مهران نامزد بودم که پارسا مرا به ویلایشان در شمال برد

صیغه مرد شیطان صفت شدم / او از لحظات بودن با من فیلم گرفته است!

درخواست شیطانی دختر عموی عروس از تازه داماد

وقتی مچ ثریا زنم را با یکی از دوستانم در اتاق هتل گرفتم خشکم زد

این زن می خواهد از یک روح حامله شود ! / او با ارواح ارتباط شوم دارد + عکس

ناگفته های تلخ خبرنگار زن از شکنجه شیطانی در صحرا + عکس

اقدام وحشتناک پس از ازدواج پنهانی عروس و داماد + عکس

جولان خاله‌زنکی زن و دختر ترامپ در یک مراسم مهم+عکس

زایمان پنهانی دختر 18 ساله در دستشویی هواپیما

ارتباط پنهانی رامین با همسر شاگرد مغازه اش

تجاوز به دختر 19 ساله پشت شمشاد های پارک / پلیس باور نمی کند! +عکس

شوهرم گفت به خاطر خوشگذرانی با من ازدواج کرده است!

ارتباط شوم با دختر دایی / او وقتی سربازی بودم ازدواج کرده بود!

راز‌ شوم زیر درخت میوه باغ روستای عارفی مشهد / جوان 2 ساعت دوید تا کشته نشود!

خودکشی مرد اردبیلی قبل از رفتن زن سابقش به حجله مرد دیگر

این مرد قبل از دستگیر شدن به اعدام محکوم شده بود / در شب عروسی چه گذشت؟ + عکس

مروارید با 2 برادر به حجله رفت ! + جزییات



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند