دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری رکنا
رکنا، تقلیل فعالیت اقتصادی و حرفهای کاربران اینترنت به «کنش سیاسی» در حالی تکرار میشود که اقتصاد دیجیتال ایران سالانه میلیاردها دلار ارزش تولید میکند و میلیونها نفر در آن مشغولاند. با گذشت بیش از دو ماه محدودیت سنگین، ریزش فروشگاههای خرد، سقوط استارتاپها و توقف زنجیره خدمات بزرگ دیجیتال شتاب گرفته، اما مخالفان بازگشایی اینترنت همچنان مسئله را نه اقتصادی، بلکه امنیتی روایت میکنند.
رکنا، حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب در نهم اسفند ۱۴۰۴ که به کشته شدن ۱۵۶ کودک دبستانی، انجامید موجی از واکنشهای بینالمللی را به دنبال داشت؛ از ابراز تأسف مقامات جهانی تا بیانیههای نهادهایی چون یونسکو و دبیرکل سازمان ملل. با این حال، در میان این واکنشها یک خلأ قابل توجه دیده میشود، هیچ محکومیت رسمی و صریحی که این حمله را «جنایت جنگی» بنامد صادر نشده است. این فاصله میان ابراز نگرانی و اعلام یک جرم بینالمللی، پرسشی جدی را در برابر جامعه جهانی قرار داده است؛ چرا مرگ دهها کودک در یک مدرسه هنوز در ادبیات رسمی حقوق بینالملل به عنوان جنایت جنگی اعلام نشده است؟
رکنا، در روزی که نام خلیج فارس با غرور ملی گره خورده، این پهنه نیمهبسته و کمعمق زیر سایه جنگ، نفت و سالها فرسایش محیطزیستی ایستاده است. از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵، درگیریها هزاران کشتی و دهها نفتکش حامل میلیاردها لیتر نفت را در قلب این دریا محبوس کرد؛ شرایطی که به گفته دکتر مهدی زارع، استاد تمام زمینشناسی، «یک بمب ساعتی اکولوژیکی» است. دریایی که تجدید آبش دو تا پنج سال زمان میبرد، اکنون با تهدیدی روبهروست که میتواند از فاجعه نفتی ۱۹۹۱ نیز فراتر رود؛ فاجعهای آهسته، اما ماندگار.
رکنا، افزایش کالابرگ به یک میلیون و سیصد هزار تومان در حالی بهعنوان حمایت معیشتی مطرح میشود که آمارهای رسمی از تورم ۷ درصدی در نخستین ماه سال و تورم نقطهبهنقطه ۶۷ درصدی خبر میدهد؛ شرایطی که حتی افزایش ۶۰ درصدی دستمزد نیز نتوانسته قدرت خرید کارگران را به سطح سال گذشته بازگرداند.
رکنا، در حالیکه کیشوندها هنوز از تبعات اقتصادی جنگ چهلروزه بیرون نیامدهاند، برآوردهای میدانی از خالی شدن مغازهها در جزیره حکایت دارد. کاهش پروازها و چشمانداز افزایش قیمت بلیت، فشار اجارههای ثابت و چکهای برگشتی، و هزینههای چندمیلیونی برای ورود کالا ، اقتصاد گردشگرمحور کیش را در وضعیتی نیمهتعطیل قرار داده است.
رکنا، در کمتر از سه روز، دو ریزش مرگبار در معادن طبس و داراب بار دیگر ضعف بنیادین ایمنی در معادن ایران را نخستین عامل تلفات انسانی ساخت. بررسیها نشان میدهد تکنولوژی استخراج زغالسنگ در کشور همچنان بر پایه مدلهای منسوخ روسی و بدون بهروزرسانی کار میکند؛ تجهیزاتی فرسوده، گازسنجهای ناکارآمد، تهویههای نیمهفعال و حذف ساختار مشاوران ایمنی، شبکهای از خطر مداوم را پدید آوردهاند که جان کارگران را به سادگی در دل تاریکی دفن میکند.
رکنا، اینترنت بدون فیلتر که روزی مطالبه عمومی جامعه برای دسترسی آزاد بود، حالا در نقطهای ایستاده که نفس اتصال به جهان به کالایی فروشی تبدیل شده است. «اینترنت پرو» و سیمکارتهای دارای اینترنت بینالملل آزاد، نشانههای شکلگیری مدلی هستند که شهروندان را بر اساس سطح دسترسی به جهان طبقهبندی میکند. در چنین وضعیتی، نخریدن اینترنت پرو و بستن داوطلبانه سیمکارتهای سفید، از یک انتخاب فردی فراتر میرود و به کنشی مدنی تبدیل میشود؛ کنشی برای بازگرداندن دسترسی به اینترنت از یک امتیاز فروشی به یک حق همگانی.
رکنا، شصت روز از خاموشی گسترده اینترنت در ایران گذشته است؛ دو ماهی که جریان زندگی، کار و ارتباط را در سایهای سنگین فرو برده و جامعه را به سوی یکی از عمیقترین شکافهای دیجیتال تاریخ خود رانده است. شصت روزی که نهتنها ریتم زندگی ایرانیان را مختل کرد، بلکه امید به بازگشت سریع وضعیت عادی را هم فرسایش داد. مردمی که ابتدا تصور میکردند قطعی تنها یک هفته طول میکشد، هفتهها را پشت سر گذاشتند تا این خاموشی به یک ماه و سپس به دو ماه برسد و همچنان ادامه یابد. در میانه این انتظار فرساینده، فروش اینترنت بینالملل با قیمتهای سنگین، تصویر روشنی از واقعیت ارائه داد؛ واقعیتی که نشان میداد مسئله، نه جنگ، بلکه تبدیل یک حق عمومی به کالایی فروشی بوده است.
رکنا، رضا کیانیان بازیگر سرشناس کشور اعلام کرده است که برای احیای دریاچه ارومیه پس از جمع آوری امضا و دریافت کمک از سازمان ملل و کشور ژاپن 3 میلیون دلار در اختیار عیسی کلانتری رئیس پیشین سازمان حفاظت از محیط زیست ایران قرار داده است. عیسی کلانتری در گفت و گو با رکنا در برابر این سخنان گفت: اصلا از این پول خبر ندارم و تکذیب می کنم!
رکنا، پایان دادن به تجاریسازی دسترسی اینترنت در ایران به ضرورتی عدالتی بدل شده است. در حالی که وعده رفع فیلترینگ و بازگشایی اینترنت بین الملل به مطالبهای ملی تبدیل شده، ساختار تازهای با عنوان «اینترنت پُرو» دسترسی آزاد را به کالایی فروشی و امتیازی طبقاتی تبدیل کرده است؛ تجربهای که مرز میان حقِ عمومی و امتیاز اقتصادی را بهروشنی مخدوش میکند و نشانهای از شکاف جدید در ارتباط شهروندان با جهان است.